آقای رئیس جمهور! دانشگاه تهران پادگانی مدیریت می شود
گروهی از دانشجویان دانشکده ادبیات فارسی دانشگاه تهران با ارسال متنی به "تیک" آورده اند:
رياست به دست كساني خطاست
كه از دست شان دست ها بر خداست
رئيس جمهور محبوب ما ديروز به دانشگاه مان آمد و ما خوش خيالانه كه بتوانيم ايشان را ببينيم و درد دل مان را برايشان بگوييم به كتابخانه ي مركزي رفتيم ولي به درهاي بسته خورديم. مي خواستيم از نابساماني هاي اوضاع گروه و دانشكده و دانشگاه مان بگوييم.
مي خواستيم به ايشان بگوييم كه مديريت دانشگاه ما بيشتر به فرماندهي يك پادگان شبيه است تا دانشگاه. يك نمونه ي آن همين تعيين مدير گروه فارسي دانشكده ادبيات است. تابستان سال گذشته استادان ما مديرگروه انتخاب كردند ولي رئيس دانشگاه با دهن كجي به انتخاب شان كسي را به عنوان مدير گروه تعيين كرد كه دانشجويان و استادان و كارمندان و حتي رئيس دانشكده هم از دستش به عذابند ولي اين قدر قدرت و نفوذ دارد كه كسي نمي تواند با او برخورد كند. فردي است خودراي كه حرف هيچ كس را گوش نمي كند و با لجبازي همه را به زحمت مي اندازد.
برنامه ي درس ها در مهر امسال اين قدر مشكل ايجاد كرد كه به هر جايي كه شكايت برديم نتيجه اي نگرفتيم. رئيس دانشكده خودش از دستش مي ناليد و گفت كه به رئيس دانشگاه مشكلات مان را بگوييم. به رئيس دانشگاه از طريق ايميل گفتيم جواب مان داد كه شما دروغگوييد و دانشجو نيستيد.
اين آقاي مدير گروه از مهر پارسال با حكم شش ماهه ي سرپرستي آمده و هفت ماه است كه بدون حكم دارد بر گروه رياست مي كند چون پست هاي متعددي دارد و رئيس دانشگاه از او حمايت مي كند! ما نمي دانيم كه اين مشكلات را بايد به چه كسي بگوييم... دسترسي به وزير و رئيس جمهور هم كه تقريبا محال است. درد دل مان را با بيت هاي سعدي به پايان مي بريم كه:
خداترس را بر رعيت گمار
كه معمار ملك است پرهيزكار
بدانديش توست آن و خونخوار خلق
كه نفع تو جويد در آزار خلق
دانشجويان مستاصل
رياست به دست كساني خطاست
كه از دست شان دست ها بر خداست
رئيس جمهور محبوب ما ديروز به دانشگاه مان آمد و ما خوش خيالانه كه بتوانيم ايشان را ببينيم و درد دل مان را برايشان بگوييم به كتابخانه ي مركزي رفتيم ولي به درهاي بسته خورديم. مي خواستيم از نابساماني هاي اوضاع گروه و دانشكده و دانشگاه مان بگوييم.
مي خواستيم به ايشان بگوييم كه مديريت دانشگاه ما بيشتر به فرماندهي يك پادگان شبيه است تا دانشگاه. يك نمونه ي آن همين تعيين مدير گروه فارسي دانشكده ادبيات است. تابستان سال گذشته استادان ما مديرگروه انتخاب كردند ولي رئيس دانشگاه با دهن كجي به انتخاب شان كسي را به عنوان مدير گروه تعيين كرد كه دانشجويان و استادان و كارمندان و حتي رئيس دانشكده هم از دستش به عذابند ولي اين قدر قدرت و نفوذ دارد كه كسي نمي تواند با او برخورد كند. فردي است خودراي كه حرف هيچ كس را گوش نمي كند و با لجبازي همه را به زحمت مي اندازد.
برنامه ي درس ها در مهر امسال اين قدر مشكل ايجاد كرد كه به هر جايي كه شكايت برديم نتيجه اي نگرفتيم. رئيس دانشكده خودش از دستش مي ناليد و گفت كه به رئيس دانشگاه مشكلات مان را بگوييم. به رئيس دانشگاه از طريق ايميل گفتيم جواب مان داد كه شما دروغگوييد و دانشجو نيستيد.
اين آقاي مدير گروه از مهر پارسال با حكم شش ماهه ي سرپرستي آمده و هفت ماه است كه بدون حكم دارد بر گروه رياست مي كند چون پست هاي متعددي دارد و رئيس دانشگاه از او حمايت مي كند! ما نمي دانيم كه اين مشكلات را بايد به چه كسي بگوييم... دسترسي به وزير و رئيس جمهور هم كه تقريبا محال است. درد دل مان را با بيت هاي سعدي به پايان مي بريم كه:
خداترس را بر رعيت گمار
كه معمار ملك است پرهيزكار
بدانديش توست آن و خونخوار خلق
كه نفع تو جويد در آزار خلق
دانشجويان مستاصل
پسندیدم 0
گزارش خطا

یکی از ملوک بی انصاف پارسایی را پرسید از عبادتها کدام فاضل تر است گفت تو را خواب نیم روز تا در آن یک نفس خلق را نیازاری.
ظالمی را خفته دیدم نیم روز
گفتم این فتنه است خوابش برده به
وآنکه خوابش بهتر از بیداری است
آن چنان بد زندگانی مرده به
اگر دانشجو هستیم و قرار است درس بخوانیم و تحقیق و پژوهش کنیم تا اوضاع پریشان مملکتمان را قدری درست کنیم،پس دیگر این مافیا بازی ها چیست که حضرات در آورده اند.
اگر قرار است مثل یک مشت رعیت توسری خور با ما رفتار شود و قرار باشد که سرمان را بیندازیم پایین و برویم و بیاییم و آخر 4 سال هم مدرکی بدهند دستمان و به خودشان افتخار کنند که "فارغ التحصیل" داده ایم،
اگر قرار است خودشان از فضای دانشجوی سود سیاسی و مالی ببرند،
اگر قرار است محتسب همینطور ارباب ما باشد؛
صادقانه بگویید که دیگر دهانمان را بدوزیم و چشممان را خیره کنیم به کتاب هایی که مدام حرف از عدل و انصاف و خوبی و عشق میزنند و بگوییم:
"رموز مصلحت ملک خسروان دانند/
گدای گوشه نشینی تو حافظا مخروش"