کارنگی:
حسن روحانی،"چوان لای" نیست/فرصت طلایی پوتین در آشتی ایران و آمریکا
مسکو سالها در روابط خود با ایران درباره دو مسئله نگرانی داشته است. یکی از این مسائل احتمال دستیابی تهران به تسلیحات هستهای و پیوند این تسلیحات با تکنولوژی موشکی بود. جدای از واکنشهای منطقهای و جهانی، این مسئله باعث خواهد شد رقیبی قدرتمند برای روسیه، درست در امتداد دریای خزر، پا به عرصه بگذارد. در مقابل، این امر روی توازنهای ژئوپولیتیک شکننده در قفقاز و آسیای مرکزی نیز تأثیر خواهد گذاشت.
اندیشکده "کارنگی" نوشت: مسکو سالها در روابط خود با ایران درباره دو مسئله نگرانی داشته است. یکی از این مسائل احتمال دستیابی تهران به تسلیحات هستهای و پیوند این تسلیحات با تکنولوژی موشکی بود. جدای از واکنشهای منطقهای و جهانی، این مسئله باعث خواهد شد رقیبی قدرتمند برای روسیه، درست در امتداد دریای خزر، پا به عرصه بگذارد. در مقابل، این امر روی توازنهای ژئوپولیتیک شکننده در قفقاز و آسیای مرکزی نیز تأثیر خواهد گذاشت.
به گزارش سرویس بین الملل سایت خبری تیک Tik.ir، نگرانی دیگر روسیه، حمله نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در تلاشی برای جلوگیری از دستیابی ایران به تسلیحات هستهای بوده است. از دیدگاه روسیه، این نوع اقدام پیشگیرانه حتی بدتر از یک ایران هستهای است، چرا که باعث بیثباتی بیشتر خاورمیانه و افراطیگری مسلمانان از جمله مسلمانان خود روسیه خواهد شد. چنین حملهای این خطر را نیز دربرخواهد داشت که روسیه را نیز درگیر و تضعیف کند – چیزی که «ولادیمیر پوتین» ، رئیس جمهور روسیه از آن واهمه دارد.
در هفتههای اخیر، نگرانی جدیدی برای روسیه پدیدار شده است: بهبود روابط حسنه میان آمریکا و ایران. یک خبرگزاری تلویزیونی روسیه وابسته به کرملین با اظهارنظر در اینباره اعلام کرده که مسئله هستهای ایران نباید تنها توسط واشنگتن و تهران حل شود. طبق نظر مسکو، مذاکرات با ایران تاکنون توسط پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل به علاوه آلمان (گروه 1+5) صورت گرفته است و در آینده نیز باید اینگونه باشد. این اظهارنظر جالبی است، چرا که در گذشته روسها اساساً معتقد بودند که مانع اصلی دستیابی به توافق با ایران، خصومت واشنگتن نسبت به تهران بوده است.
با این وجود با ریاست جمهوری «باراک اوباما» بعید است که این لحظه مانند لحظه «سیاست نیکسون در قبال چین» در روابط آمریکا و ایران باشد. «حسن روحانی» رئیس جمهور ایران «چوان لای» ، نخست وزیر سابق چین نیست. کاخ سفید نیز دیگر «هنری کیسینجر» ندارد و مهمتر این که جمهوری شوروی وجود ندارد که دشمنان خونی را به هم نزدیک کند.
البته میتوان چنین ادعا کرد که منافع ایران و آمریکا در برخی حوزهها، مانند افغانستان و عراق، با هم اشتراک دارند؛ اما درگیری آمریکا در هر دو زمینه در حال حاضر رو به کاهش است. همچنین میتوان به این نکته اشاره کرد که ایران نسبت به همسایگان عربی خود باثباتتر به نظر میرسد و باثباتتر نیز میباشد و آمریکا میتواند برای پشتیبانی از استراتژی خود در خاورمیانه یک «رکن و پایه» ایرانی را مجددا ایجاد کند. اما مسئله این است که آیا بدون اهداف بلندمدت امکان وجود یک استراتژی نیز هست یا خیر.
تحرکات جدی در جهت حل مناقشه سیاسی سوریه نیز مستلزم همکاری آمریکا و ایران است که میتواند به اعتمادسازی میان دو کشور و تسریع دستیابی به توافق در زمینه مسئله هستهای نیز کمک کند. اما در حال حاضر واشنگتن سردرگم و آشفته به نظر میرسد و در تهران نیز همه از حرکات آشتیجویانه «روحانی» نسبت به «اوباما» خشنود نیستند.
موقعیت کنونی، که ایجاد روابط حسنه به نفع دو طرف است اما در عین حال موانعی جدی نیز پیش روی عادی سازی روابط ایران و آمریکا وجود دارد، روزنه و گشایشی بالقوه برای مسکو است. البته این موقعیت جدیدی نیست. حدود پانزده سال است که روسها در تلاش هستند به عنوان واسطهای میان آمریکا و کشورهای مشکلدار مختلف مانند «اسلوبودان میلوسویچ» در صربستان، «صدام حسین» در عراق، «کیم جونگ ایل» در کره شمالی عمل کنند و تنها واشنگتن به آنها بیاعتماد بوده و در نهایت نیز موکلینشان آنها را مأیوس کردهاند.
حالا در سوریه به نظر میرسد مسکو برای اولین بار توانسته به نتیجهای مقدماتی دست یابد. اگر خلع سلاح شیمیایی سوریه پیش برود («اگر» بزرگی است) و چنانچه این منجر به آتشبس و صلح سیاسی شود (سناریویی که امروز تقریباً غیرممکن به نظر میرسد) ، آنگاه روسیه در ایفای نقش میانجی امنیت بینالمللی موفق خواهد بود.
سابقه روابط ایران و روسیه طولانی است که همیشه نیز این روابط حسنه نبوده است. ایرانیها امپراتوری خود در شمال را به خاطر دارند که در قرن نوزدهم به روسیه پیوست. آنها تقسیم ایران به حوزه نفوذ روس و انگلیس در قرن بیستم را نیز از یاد نبردهاند. روسها نیز هنوز حمله مردم خشمگین تهران به سفارت روسیه و کشته شدن سفیر و یک نویسنده برجسته روس در سال 1829 را به خاطر دارند.
بعدها کمونیسم و اسلام انقلابی باعث ایجاد نگرانیهایی متقابل در مرز شوروی و ایران شد. با این وجود در اوایل قرن بیست و یکم روابط این دو کشور واقعبینانهتر شد و روسیه به عنوان تنها تهیهکننده تکنولوژی انرژی هستهای و سختافزار نظامی ایران مطرح شد.
تلاشهای پیشین مسکو برای کمک به تسهیل توافق میان ایران و جامعه بینالملل در خصوص برنامه هستهای تهران عمدتاً ناموفق بوده است که علت آن تا حد زیادی رئیس جمهور سابق ایران، «محمود احمدینژاد» بوده است.
«روحانی» برای «پوتین» شریک بسیار ارجحتری نسبت به رئیس جمهور قبلی است. چنانچه «پوتین» در جهت رسیدن به یک قاعده مصالحهای در سطوح مجاز غنیسازی و شفافسازی برنامه هستهای ایران همکاری نزدیکتری با «روحانی» داشته باشد، میتواند موقعیت بینالمللی کشور خود را تقویت کند. با وجود یک برنده جایزه صلح نوبل در کاخ سفید، شانس «پوتین» در این زمینه بیشتر است.
به گزارش سرویس بین الملل سایت خبری تیک Tik.ir، نگرانی دیگر روسیه، حمله نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در تلاشی برای جلوگیری از دستیابی ایران به تسلیحات هستهای بوده است. از دیدگاه روسیه، این نوع اقدام پیشگیرانه حتی بدتر از یک ایران هستهای است، چرا که باعث بیثباتی بیشتر خاورمیانه و افراطیگری مسلمانان از جمله مسلمانان خود روسیه خواهد شد. چنین حملهای این خطر را نیز دربرخواهد داشت که روسیه را نیز درگیر و تضعیف کند – چیزی که «ولادیمیر پوتین» ، رئیس جمهور روسیه از آن واهمه دارد.
در هفتههای اخیر، نگرانی جدیدی برای روسیه پدیدار شده است: بهبود روابط حسنه میان آمریکا و ایران. یک خبرگزاری تلویزیونی روسیه وابسته به کرملین با اظهارنظر در اینباره اعلام کرده که مسئله هستهای ایران نباید تنها توسط واشنگتن و تهران حل شود. طبق نظر مسکو، مذاکرات با ایران تاکنون توسط پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل به علاوه آلمان (گروه 1+5) صورت گرفته است و در آینده نیز باید اینگونه باشد. این اظهارنظر جالبی است، چرا که در گذشته روسها اساساً معتقد بودند که مانع اصلی دستیابی به توافق با ایران، خصومت واشنگتن نسبت به تهران بوده است.
با این وجود با ریاست جمهوری «باراک اوباما» بعید است که این لحظه مانند لحظه «سیاست نیکسون در قبال چین» در روابط آمریکا و ایران باشد. «حسن روحانی» رئیس جمهور ایران «چوان لای» ، نخست وزیر سابق چین نیست. کاخ سفید نیز دیگر «هنری کیسینجر» ندارد و مهمتر این که جمهوری شوروی وجود ندارد که دشمنان خونی را به هم نزدیک کند.
البته میتوان چنین ادعا کرد که منافع ایران و آمریکا در برخی حوزهها، مانند افغانستان و عراق، با هم اشتراک دارند؛ اما درگیری آمریکا در هر دو زمینه در حال حاضر رو به کاهش است. همچنین میتوان به این نکته اشاره کرد که ایران نسبت به همسایگان عربی خود باثباتتر به نظر میرسد و باثباتتر نیز میباشد و آمریکا میتواند برای پشتیبانی از استراتژی خود در خاورمیانه یک «رکن و پایه» ایرانی را مجددا ایجاد کند. اما مسئله این است که آیا بدون اهداف بلندمدت امکان وجود یک استراتژی نیز هست یا خیر.
تحرکات جدی در جهت حل مناقشه سیاسی سوریه نیز مستلزم همکاری آمریکا و ایران است که میتواند به اعتمادسازی میان دو کشور و تسریع دستیابی به توافق در زمینه مسئله هستهای نیز کمک کند. اما در حال حاضر واشنگتن سردرگم و آشفته به نظر میرسد و در تهران نیز همه از حرکات آشتیجویانه «روحانی» نسبت به «اوباما» خشنود نیستند.
موقعیت کنونی، که ایجاد روابط حسنه به نفع دو طرف است اما در عین حال موانعی جدی نیز پیش روی عادی سازی روابط ایران و آمریکا وجود دارد، روزنه و گشایشی بالقوه برای مسکو است. البته این موقعیت جدیدی نیست. حدود پانزده سال است که روسها در تلاش هستند به عنوان واسطهای میان آمریکا و کشورهای مشکلدار مختلف مانند «اسلوبودان میلوسویچ» در صربستان، «صدام حسین» در عراق، «کیم جونگ ایل» در کره شمالی عمل کنند و تنها واشنگتن به آنها بیاعتماد بوده و در نهایت نیز موکلینشان آنها را مأیوس کردهاند.
حالا در سوریه به نظر میرسد مسکو برای اولین بار توانسته به نتیجهای مقدماتی دست یابد. اگر خلع سلاح شیمیایی سوریه پیش برود («اگر» بزرگی است) و چنانچه این منجر به آتشبس و صلح سیاسی شود (سناریویی که امروز تقریباً غیرممکن به نظر میرسد) ، آنگاه روسیه در ایفای نقش میانجی امنیت بینالمللی موفق خواهد بود.
سابقه روابط ایران و روسیه طولانی است که همیشه نیز این روابط حسنه نبوده است. ایرانیها امپراتوری خود در شمال را به خاطر دارند که در قرن نوزدهم به روسیه پیوست. آنها تقسیم ایران به حوزه نفوذ روس و انگلیس در قرن بیستم را نیز از یاد نبردهاند. روسها نیز هنوز حمله مردم خشمگین تهران به سفارت روسیه و کشته شدن سفیر و یک نویسنده برجسته روس در سال 1829 را به خاطر دارند.
بعدها کمونیسم و اسلام انقلابی باعث ایجاد نگرانیهایی متقابل در مرز شوروی و ایران شد. با این وجود در اوایل قرن بیست و یکم روابط این دو کشور واقعبینانهتر شد و روسیه به عنوان تنها تهیهکننده تکنولوژی انرژی هستهای و سختافزار نظامی ایران مطرح شد.
تلاشهای پیشین مسکو برای کمک به تسهیل توافق میان ایران و جامعه بینالملل در خصوص برنامه هستهای تهران عمدتاً ناموفق بوده است که علت آن تا حد زیادی رئیس جمهور سابق ایران، «محمود احمدینژاد» بوده است.
«روحانی» برای «پوتین» شریک بسیار ارجحتری نسبت به رئیس جمهور قبلی است. چنانچه «پوتین» در جهت رسیدن به یک قاعده مصالحهای در سطوح مجاز غنیسازی و شفافسازی برنامه هستهای ایران همکاری نزدیکتری با «روحانی» داشته باشد، میتواند موقعیت بینالمللی کشور خود را تقویت کند. با وجود یک برنده جایزه صلح نوبل در کاخ سفید، شانس «پوتین» در این زمینه بیشتر است.
پسندیدم 0
گزارش خطا
