یادداشت مشترک مشاور سابق اوباما در امور ایران و سفیر سابق آمریکا در ترکیه؛
مذاکره کنندگان آمریکا باید آماده ترک میز مذاکره با ایرانی ها باشند، اگر...
ار دیگر حرکتی در راستای بنیان نهادن دیپلماسی با ایران به وجود آمده است. انتخاب «حسن روحانی» به ریاست جمهوری ایران و استقبال علنی او از توافقنامه، دولت «اوباما» و شرکای بینالمللی را به این موضوع متقاعد کرده که رسیدن به یک توافق امکانپذیر است.
"اریک الدمن" سفیر سابق آمریکا در ترکیه، و "دنیس راس" مشاور ویژه سابق اوباما در امور خاورمیانه و ايران در وبسایت مؤسسه یهودی امور امنیت بینالملل نوشتند: بار دیگر حرکتی در راستای بنیان نهادن دیپلماسی با ایران به وجود آمده است. انتخاب «حسن روحانی» به ریاست جمهوری ایران و استقبال علنی او از توافقنامه، دولت «اوباما» و شرکای بینالمللی را به این موضوع متقاعد کرده که رسیدن به یک توافق امکانپذیر است.
به گزارش سرویس بین الملل سایت خبری تیک Tik.ir، در یادداشت مشترک این دو مقام سابق آمریکایی آمده است: امروز جدیترین و مهمترین تهدید امنیتی پیش روی آمریکا توقف ایران در مسیر دستیابی به توانایی اتمی است. میتوان این موضوع را جدیترین تهدید پیش روی اسرائیل و متحدان ما در کشورهای عربی خلیج فارس نیز محسوب کرد. زمان در حال به پایان رسیدن است و آمریکا باید تمامی گزینههای سیاسی واقعگرایانه را برای پرداختن به این چالش مد نظر قرار دهد.
توافقنامه دیپلماتیک بهترین، یا از نگاهی واقعگرایانهتر، ابزاری کمتر نامناسب برای دستیابی به این هدف است. اما این ابزار تنها باید وسیلهای برای جلوگیری از اتمی شدن ایران باشد. دیپلماسی نباید خود به یک هدف تبدیل شود. توافقنامهای که صرفاً به خاطر رسیدن به توافقنامه وضع شده باشد- و هدفش به جای تأمین امنیت منافع اساسی آمریکا به تعویق انداختن امور باشد- از شرایطی که در آن به هیچ توافقنامهای نرسیده باشیم بدتر است چرا که در این شرایط ایران باز هم خواهد توانست اتمی شود و در عین حال اهرم قدرت بینالمللی را نیز به تسلیم وادار خواهد نماید؛ توافقی که صرفاً به خاطر وضع توافقنامه باشد میتواند مشروعیت هر گونه اقدام بعدی آمریکا یا به احتمال بیشتر اسرائیل جهت توقف پیشرفت اتمی ایران از راه اقدام نظامی را زیر سؤال ببرد، استحکام بیانیههای آمریکا را کاهش دهد و اگر نگوییم تخریب اما نظام بینالمللی منع گسترش تسلیحات کشتار جمعی را تضعیف نماید.
در نتیجه آمریکا باید تنها به دنبال موافقتنامههای دیپلماتیکی باشد که پارامترهای خاصی داشته باشد و آن پارامترها تحقق بیشتر منافع آمریکا را تضمین نمایند. میتوان این گونه نتیجه گرفت که اگر همتایان مذاکره کننده ایرانی نسبت به قبول توافقنامهای در این چهارچوب تمایلی نداشته باشند مذاکره کنندگان آمریکایی باید آماده باشند تا میز مذاکره با ایشان را ترک کنند.
همانطور که «وندی شرمن» ، معاون وزیر امور خارجه در اوایل ماه جاری گفت- که طنینی از نظرات «جان کری»، وزیر امور خارجه را به همراه داشت- «نرسیدن به توافقنامه بهتر از رسیدن به توافقی بد است».
رهبران آمریکا همچنین باید در این زمینه شفاف سازی کنند که گزینههای جایگزین یک توافقنامه قابل قبول افزایش تحریمها است، آن هم به شکلی که بتواند اقتصاد ایران را فرو بپاشد و/یا به حمله نظامی آمریکا منجر شود. مقامات آمریکا همچنین باید از اظهارات «چاک هگل»، وزیر دفاع آمریکا، که در تاریخ 12 آوریل امسال ایراد شد حمایت کنند. او گفته بود :« اسرائیل تصمیم خواهد گرفت که باید از خودش محافظت و دفاع به عمل آورد». بی شک ایران باید بداند که در صورت شکست دیپلماسی بیشترین ضرر را متحمل خواهد شد.
آمریکا باید به جای حرکت در مسیر زمان بر اقدامات اعتماد ساز و توافقنامههای تدریجی که ممکن است موجب بر باد رفتن قدرت نفوذ آمریکا بشود به ایران بستهای کامل، شامل یک پیشنهاد بازی دست آخر، ارائه دهد تا در مدت زمان تقریباً کوتاه باقی مانده تا این که ایران بتواند بدون شناسایی شدن به توانایی تولید تسلیحات اتمی دست یابد، نیات این کشور را به شکل حتمی مورد آزمایش قرار دهد.
در این گزارش راهبردی به بررسی مبانی که باید در تعیین محتوای بسته در نظر گرفته شوند و مرزهای مذاکرات آمریکا با ایران پرداخته خواهد شد. ما بر اساس این مبانی بر راه حل بهینه - راه حلی که بتواند به صلح و ثبات منطقه بیشتری کمک را بکند- توافق خواهیم کرد.
راه حل بهینه توافقنامهای است که در آن ایران بتواند برنامه انرژی اتمی صلح آمیزش را حفظ کند ولی تأسیساتی جهت غنی سازی یا دیگر تواناییها در اختیار نداشته باشد!
امکان پذیری هر کدام از توافقنامههای عملی را باید با توجه به اصولی که در ادامه بدان خواهیم پرداخت مورد ارزیابی قرار دهیم.
سیاستگذاران آمریکایی در مذاکرات با ایران باید به اصولی که منافع امنیتی اصلی آمریکا را در بر میگیرد توجه داشته باشند. رسیدن به توافقنامهای که این اصول را در بر بگیرد- اصولی که به نظر ما ۶ مورد است- تضمین خواهد کرد که به نگرانیهای آمریکا درباره برنامه اتمی ایران رسیدگی خواهد شد. هر توافقنامهای که از این اصول تخطی کند برای رویارویی با زیرپاگذاشتنهای مکرر و تمام نشدنی تعهدات بینالمللی ایران از سوی این کشور کافی نخواهد بود و باید روی میز رها شود. در واقع باید گفت تبعیت از این اصول درست به اندازه جلوگیری از استفاده مجدد ایران از دیپلماسی به عنوان تاکتیکی متوقف کننده برای پرداختن به نگرانیهای آمریکا در رابطه با برنامه اتمی ایران مهم است.
به گزارش سرویس بین الملل سایت خبری تیک Tik.ir، در یادداشت مشترک این دو مقام سابق آمریکایی آمده است: امروز جدیترین و مهمترین تهدید امنیتی پیش روی آمریکا توقف ایران در مسیر دستیابی به توانایی اتمی است. میتوان این موضوع را جدیترین تهدید پیش روی اسرائیل و متحدان ما در کشورهای عربی خلیج فارس نیز محسوب کرد. زمان در حال به پایان رسیدن است و آمریکا باید تمامی گزینههای سیاسی واقعگرایانه را برای پرداختن به این چالش مد نظر قرار دهد.
توافقنامه دیپلماتیک بهترین، یا از نگاهی واقعگرایانهتر، ابزاری کمتر نامناسب برای دستیابی به این هدف است. اما این ابزار تنها باید وسیلهای برای جلوگیری از اتمی شدن ایران باشد. دیپلماسی نباید خود به یک هدف تبدیل شود. توافقنامهای که صرفاً به خاطر رسیدن به توافقنامه وضع شده باشد- و هدفش به جای تأمین امنیت منافع اساسی آمریکا به تعویق انداختن امور باشد- از شرایطی که در آن به هیچ توافقنامهای نرسیده باشیم بدتر است چرا که در این شرایط ایران باز هم خواهد توانست اتمی شود و در عین حال اهرم قدرت بینالمللی را نیز به تسلیم وادار خواهد نماید؛ توافقی که صرفاً به خاطر وضع توافقنامه باشد میتواند مشروعیت هر گونه اقدام بعدی آمریکا یا به احتمال بیشتر اسرائیل جهت توقف پیشرفت اتمی ایران از راه اقدام نظامی را زیر سؤال ببرد، استحکام بیانیههای آمریکا را کاهش دهد و اگر نگوییم تخریب اما نظام بینالمللی منع گسترش تسلیحات کشتار جمعی را تضعیف نماید.
در نتیجه آمریکا باید تنها به دنبال موافقتنامههای دیپلماتیکی باشد که پارامترهای خاصی داشته باشد و آن پارامترها تحقق بیشتر منافع آمریکا را تضمین نمایند. میتوان این گونه نتیجه گرفت که اگر همتایان مذاکره کننده ایرانی نسبت به قبول توافقنامهای در این چهارچوب تمایلی نداشته باشند مذاکره کنندگان آمریکایی باید آماده باشند تا میز مذاکره با ایشان را ترک کنند.
همانطور که «وندی شرمن» ، معاون وزیر امور خارجه در اوایل ماه جاری گفت- که طنینی از نظرات «جان کری»، وزیر امور خارجه را به همراه داشت- «نرسیدن به توافقنامه بهتر از رسیدن به توافقی بد است».
رهبران آمریکا همچنین باید در این زمینه شفاف سازی کنند که گزینههای جایگزین یک توافقنامه قابل قبول افزایش تحریمها است، آن هم به شکلی که بتواند اقتصاد ایران را فرو بپاشد و/یا به حمله نظامی آمریکا منجر شود. مقامات آمریکا همچنین باید از اظهارات «چاک هگل»، وزیر دفاع آمریکا، که در تاریخ 12 آوریل امسال ایراد شد حمایت کنند. او گفته بود :« اسرائیل تصمیم خواهد گرفت که باید از خودش محافظت و دفاع به عمل آورد». بی شک ایران باید بداند که در صورت شکست دیپلماسی بیشترین ضرر را متحمل خواهد شد.
آمریکا باید به جای حرکت در مسیر زمان بر اقدامات اعتماد ساز و توافقنامههای تدریجی که ممکن است موجب بر باد رفتن قدرت نفوذ آمریکا بشود به ایران بستهای کامل، شامل یک پیشنهاد بازی دست آخر، ارائه دهد تا در مدت زمان تقریباً کوتاه باقی مانده تا این که ایران بتواند بدون شناسایی شدن به توانایی تولید تسلیحات اتمی دست یابد، نیات این کشور را به شکل حتمی مورد آزمایش قرار دهد.
در این گزارش راهبردی به بررسی مبانی که باید در تعیین محتوای بسته در نظر گرفته شوند و مرزهای مذاکرات آمریکا با ایران پرداخته خواهد شد. ما بر اساس این مبانی بر راه حل بهینه - راه حلی که بتواند به صلح و ثبات منطقه بیشتری کمک را بکند- توافق خواهیم کرد.
راه حل بهینه توافقنامهای است که در آن ایران بتواند برنامه انرژی اتمی صلح آمیزش را حفظ کند ولی تأسیساتی جهت غنی سازی یا دیگر تواناییها در اختیار نداشته باشد!
امکان پذیری هر کدام از توافقنامههای عملی را باید با توجه به اصولی که در ادامه بدان خواهیم پرداخت مورد ارزیابی قرار دهیم.
سیاستگذاران آمریکایی در مذاکرات با ایران باید به اصولی که منافع امنیتی اصلی آمریکا را در بر میگیرد توجه داشته باشند. رسیدن به توافقنامهای که این اصول را در بر بگیرد- اصولی که به نظر ما ۶ مورد است- تضمین خواهد کرد که به نگرانیهای آمریکا درباره برنامه اتمی ایران رسیدگی خواهد شد. هر توافقنامهای که از این اصول تخطی کند برای رویارویی با زیرپاگذاشتنهای مکرر و تمام نشدنی تعهدات بینالمللی ایران از سوی این کشور کافی نخواهد بود و باید روی میز رها شود. در واقع باید گفت تبعیت از این اصول درست به اندازه جلوگیری از استفاده مجدد ایران از دیپلماسی به عنوان تاکتیکی متوقف کننده برای پرداختن به نگرانیهای آمریکا در رابطه با برنامه اتمی ایران مهم است.
پسندیدم 0
گزارش خطا
