عصر یخبندان روابط ایران و آمریکا پایان یافت/ تحرک روحانی خبر از وقتشناسی میدهد
حسن روحانی گامهای بلندی رو به غرب غرب بر میدارد. این کار میتواند تمام منطقهی خاورنزدیک را دستخوش تغییر کند.
نشریه آلمانی دِر فرایتاگ نوشت: حسن روحانی گامهای بلندی رو به غرب غرب بر میدارد. این کار میتواند تمام منطقهی خاورنزدیک را دستخوش تغییر کند.
به گزارش سرویس بین الملل سایت خبری تیک Tik.ir، باراک اوباما اکنون با سرعتی نفسگیر بر آن است که از پنجرهی دیپلماتیکی که در بحران سوریه باز شده برای تحولی عمیق در سیاست کشور خود در خاورنزدیک استفاده کند. اما به همین بسنده نمیکند. به نظر میرسد که واشنگتن، بعد از تقریبا سه دهه یخبندان دیپلماتیک، آماده است تا در مناسبات خود با تهران تشنجزدایی کند و آن را از نو بیاراید. اگر این اتفاق رخ دهد، به معنای وقوع انقلابی واقعی با پیامدهایی گسترده برای تمام منطقه خواهد بود.
هیچ تضمینی وجود ندارد که اوباما با تغییر سیاست خود به موفقیت دست یابد. تردید و مقاومت در کشور و نیز در جناح سیاسی زیاد است. به ویژه در اسراییل که دولت بنیامین نتانیاهو بنیامین نتانیاهو در تمامی فرستندهها و شبکهها هشدار میدهد که نباید به دلربایی های حسن روحانی بیش از حد اعتماد و توجه شود. به باور دولت اسراییل، لحن جدید روحانی نه یک سیاست جدید که تنها حرفهای دهان پر کن، است. حال باید منتظر ماند و دید که اسراییل درست میگوید یا خیر اما دلایل خوبی وجود دارد که میتوانیم مبنا را بر آن بگذاریم که اینبار ایران در بازکردن درهای کشور جدی است.
روحانی به عنوان نمایندهی معتدلتر، در سیاست خارجی اختیارات زیادی دارد. غرب باید از این به اصطلاح پنجرهی فرصت برای ابتکار دیپلماتیک در مناقشهی اتمی با ایران استفاده کند.
امروز بزرگترین دغدغهی روحانی، سیاست خارجی است. روحانی، آنگونه که اکنون مشاهده میشود، این گرهی سخت را تنها میتواند با دیپلماسی در دو جبههی مناقشهی اتمی و بحران سوریه، باز کند.
راهحل دیپلماتیک در بحران سوریه تقریبا واشنگتن را مجبور میکند که به سوی ایران گام بردارد. از اینرو تحرک روحانی خبر از وقتشناسی میدهد. تهران زحمت اولین گام را که دشوارتر به نظر میرسد از دوش واشنگتن برداشته است. این اتفاق در زمان محمد خاتمی، رییسجمهور سابق نیز رخ داده بود اما در آن زمان این بذر در دولت بوش زمین حاصلخیز نیافت. اوباما از آنجایی که متوجه شده، گزینههای نظامیاش در منطقه محدود است، راههای دیگری را پیش میبرد. هیچکس ـ جز چند جمهوریخواه تندروی اصلاحناپذیر ـ بعد از عراق در سوریه گزینهای نظامی با پایان قابل محاسبه ندارد، بحران نظامی با ایران چقدر تاریکتر خواهد بود؟ هر طرف خود را مجبور میبیند که سلاح های شیمایی اسد را با راهحل دیپلماتیک از دست او درآورد اما در مورد ایران، بستن شمشیر از رو چندان باورپذیر نخواهد بود.
این مساله همان نکتهای است که برای اسرائیلیها نگرانی ایجاد کرده است. اسراییل که از بهار عرب ی و به دست گرفتن حکومت توسط اسلامگراها به همان شکل غافلگیر شد که از تحولات جنگ در سوریه، خود را در وضعیتی میبیند که مجبور است تا دربارهی منافع امنیتی اش، تجدیدنظر کند. وقتی گزینههای نظامی اهمیت خود را از دست میدهند ، این واقعیت میتواند به مذاکرات اسراییل و فلسطین یها نیز حرکت تازهای بدهد.
دیپلماسی درخاورنزدیک فرصتی به دست آورده که هیچکس به آن امید نداشت. به نظر میرسد که آمریکا آماده است تا از این فرصت استفاده کند. اکنون اروپاییها باید به متحدشان در پیمان آتلانتیک همبستگی نشان داده و سهم خود را ادا کنند. در این میان شاید آلمان نیز به زودی وزیر خارجهی جدیدی داشته باشد که بتواند دوباره در این صحنه همبازی شود.
به گزارش سرویس بین الملل سایت خبری تیک Tik.ir، باراک اوباما اکنون با سرعتی نفسگیر بر آن است که از پنجرهی دیپلماتیکی که در بحران سوریه باز شده برای تحولی عمیق در سیاست کشور خود در خاورنزدیک استفاده کند. اما به همین بسنده نمیکند. به نظر میرسد که واشنگتن، بعد از تقریبا سه دهه یخبندان دیپلماتیک، آماده است تا در مناسبات خود با تهران تشنجزدایی کند و آن را از نو بیاراید. اگر این اتفاق رخ دهد، به معنای وقوع انقلابی واقعی با پیامدهایی گسترده برای تمام منطقه خواهد بود.
هیچ تضمینی وجود ندارد که اوباما با تغییر سیاست خود به موفقیت دست یابد. تردید و مقاومت در کشور و نیز در جناح سیاسی زیاد است. به ویژه در اسراییل که دولت بنیامین نتانیاهو بنیامین نتانیاهو در تمامی فرستندهها و شبکهها هشدار میدهد که نباید به دلربایی های حسن روحانی بیش از حد اعتماد و توجه شود. به باور دولت اسراییل، لحن جدید روحانی نه یک سیاست جدید که تنها حرفهای دهان پر کن، است. حال باید منتظر ماند و دید که اسراییل درست میگوید یا خیر اما دلایل خوبی وجود دارد که میتوانیم مبنا را بر آن بگذاریم که اینبار ایران در بازکردن درهای کشور جدی است.
روحانی به عنوان نمایندهی معتدلتر، در سیاست خارجی اختیارات زیادی دارد. غرب باید از این به اصطلاح پنجرهی فرصت برای ابتکار دیپلماتیک در مناقشهی اتمی با ایران استفاده کند.
امروز بزرگترین دغدغهی روحانی، سیاست خارجی است. روحانی، آنگونه که اکنون مشاهده میشود، این گرهی سخت را تنها میتواند با دیپلماسی در دو جبههی مناقشهی اتمی و بحران سوریه، باز کند.
راهحل دیپلماتیک در بحران سوریه تقریبا واشنگتن را مجبور میکند که به سوی ایران گام بردارد. از اینرو تحرک روحانی خبر از وقتشناسی میدهد. تهران زحمت اولین گام را که دشوارتر به نظر میرسد از دوش واشنگتن برداشته است. این اتفاق در زمان محمد خاتمی، رییسجمهور سابق نیز رخ داده بود اما در آن زمان این بذر در دولت بوش زمین حاصلخیز نیافت. اوباما از آنجایی که متوجه شده، گزینههای نظامیاش در منطقه محدود است، راههای دیگری را پیش میبرد. هیچکس ـ جز چند جمهوریخواه تندروی اصلاحناپذیر ـ بعد از عراق در سوریه گزینهای نظامی با پایان قابل محاسبه ندارد، بحران نظامی با ایران چقدر تاریکتر خواهد بود؟ هر طرف خود را مجبور میبیند که سلاح های شیمایی اسد را با راهحل دیپلماتیک از دست او درآورد اما در مورد ایران، بستن شمشیر از رو چندان باورپذیر نخواهد بود.
این مساله همان نکتهای است که برای اسرائیلیها نگرانی ایجاد کرده است. اسراییل که از بهار عرب ی و به دست گرفتن حکومت توسط اسلامگراها به همان شکل غافلگیر شد که از تحولات جنگ در سوریه، خود را در وضعیتی میبیند که مجبور است تا دربارهی منافع امنیتی اش، تجدیدنظر کند. وقتی گزینههای نظامی اهمیت خود را از دست میدهند ، این واقعیت میتواند به مذاکرات اسراییل و فلسطین یها نیز حرکت تازهای بدهد.
دیپلماسی درخاورنزدیک فرصتی به دست آورده که هیچکس به آن امید نداشت. به نظر میرسد که آمریکا آماده است تا از این فرصت استفاده کند. اکنون اروپاییها باید به متحدشان در پیمان آتلانتیک همبستگی نشان داده و سهم خود را ادا کنند. در این میان شاید آلمان نیز به زودی وزیر خارجهی جدیدی داشته باشد که بتواند دوباره در این صحنه همبازی شود.
پسندیدم 0
گزارش خطا

)