آقای اوباما! توافق نهایی با ایران در دستان این 3 گروه است
با این که مذاکره با مقامات ایرانی پیچیدگیهای بسیاری دارد روند این مذاکرات تقریباً سرراست است. فرستادگان رئیس جمهور آمریکا با مقامات رسمی دولت ایران به طور رسمی مذاکره میکنند و پارامترهای مذاکره هم مشخص شده است. ایران به دنبال کاسته شدن از تحریمها است و آمریکا و متحدانش- به دنبال تضمین این که ایران تسلیحات اتمی نخواهد ساخت.
موسسه آمریکایی «مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی» نوشت: رسیدن به توافق جامع با ایران بر سر برنامه اتمی این کشور برای «باراک اوباما»، رئیس جمهور آمریکا کار مشکلی خواهد بود. حتی مذاکرات دو طرفه موفقیت آمیز هم میتواند تنها یک گام ابتدایی باشد، چرا که در حقیقت مذاکرات او با ایران از سه مذاکره در هم تنیده تشکیل شده است. یک مرحله با ایران، یک مرحله با کنگره و مذاکرات سوم با شرکای آمریکا در گروه 1+5. رسیدن به موفقیت با ایران بدون دستیابی به موفقیت در دو جبهه دیگر باعث خواهد شد امنیت آمریکا و متحدانش نسبت به حالتی که «اوباما» هیچ مذاکرهای انجام نداده بود بسیار تزلزل پیدا کند.
به گزارش سرویس بین الملل تیک Tik.ir، با این که مذاکره با مقامات ایرانی پیچیدگیهای بسیاری دارد روند این مذاکرات تقریباً سرراست است. فرستادگان رئیس جمهور آمریکا با مقامات رسمی دولت ایران به طور رسمی مذاکره میکنند و پارامترهای مذاکره هم مشخص شده است. ایران به دنبال کاسته شدن از تحریمها است و آمریکا و متحدانش- به دنبال تضمین این که ایران تسلیحات اتمی نخواهد ساخت.
افراد منطقی میتوانند بین آنچه برای رسیدن به این اطمینان لازم است دیدگاههای متفاوتی داشته باشند: توقف کامل غنی سازی اورانیوم در داخل، تبدیل ذخیره موجود اورانیوم غنی شده، نظام بازرسی قوی، و الی آخر. افراد خردمند همچنین میتوانند در باره این که چه نوع تخفیفی در تحریمهایی مناسب اقدامات ایران است نظرات مختلف داشته باشند. بدون توجه به این تفاوتها باید گفت هر دو طرف بر سر این که مذاکرات درباره چه موضوعی است توافق دارند، و هر کدام میداند از دیگری چه میخواهد.
مذاکرات دولت «اوباما» با کنگره بسیار پیچیدهتر است. در یک سطح دقیقاً مشخص نیست کنگره چه نقشی باید بازی کند. در بیشتر قوانین تحریمی و از دیدگاه منافع ملی رئیس جمهور قدرت آن را دارد که از تحریمها برای مدت مشخص چشم پوشی کند. رئیس جمهور هم در زمینه اعمال تحریمها توسط دولت ملاحظاتی دارد که این امر به او فضای اضافه برای مانور میدهد.
به نظر میرسد مذاکره کنندگان ایرانی خواستار آن هستند که امتیازهای همیشگی آنها امتیازهای همیشگی از طرف آمریکایی به همراه داشته باشد و رئیس جمهور نمیتواند تنها به استناد اختیارات 120 روزهای که در زمینه کاهش تحریمها دارد چنین تضمینی بدهد. ایران هم به دنبال نشانههایی است که بداند کنگره به دنبال اعمال تحریمهای بیشتر نیست، که این اتفاق هم میتواند با وجود وتو رئیس جمهور میسر شود.
در کنگره نیروهای محرکه متعددی حضور دارند. بسیاری از این انتقاد «بنیامین نتانیاهو»، که گفته توافق به ایران اجازههای زیادی داده است موافق هستند، و بسیاری دیگر به دنبال کنترل کردن تمایل ظاهراً درونی رئیس جمهور برای مصالحه با دشمنان هستند. برخی رهبران کنگره بر این اعتقاد هستند که موضع محکم او در مذاکره با ایران به رئیس جمهور قدرت نفوذ میدهد چرا که رئیس جمهور میتواند مدعی شود برخی از شروط ایرانیها غیرقابل انجام هستند و کنگره با آن موافقت نخواهد کرد. اما چنین بحثی مستلزم پیش فرضهایی است که در آن کنگره هم با مسایل راه بیاید. برای دستیابی به موفقیت کامل در قبال ایران باید به این کشور نشان دهیم کنگره هم ممکن است در جاهایی سکوت رضایت اختیار کند.
اما این بزرگترین چالش رئیس جمهور با کنگره نیست. سیاری در دو حزب کنگره میخواهند قبل از برداشتن کوچکترین تحریمها ایران را در مسایلی چون سوریه تحت فشار قرار دهند. این مسئله بنا به این تفکر شکل گرفته است که آمریکا باید قبل از توافق اتمی با تهران از بیشترین قدرت نفوذ در قبال این کشور برخوردار باشد.
در همین نقطه است که مذاکرات 1+5 به مشکل برمیخورد. با این که تعداد قلیلی از رفتار نادرست ایران حمایت میکنند اتفاق نظر کمی وجود دارد که مذاکرات اتمی را محلی مناسب برای پرداختن به این امر بداند. چین و روسیه در این رابطه نظرات مجزایی دارند و آلمان بر این باور است که مسیر منتهی به تغییر رفتار یک کشور از راه تعامل میگذرد نه انزوا.
اگر کنگره به جای پرداختن به حوزهای محدود طیف وسیعی از مسایل را مد نظر قرار دهد و بر اقدامات ضد گسترش تسلیحات چنان پافشاری کند که به نظر برسد مصمم است ایران را پس بزند قدرتهای جهان به این نتیجه میرسند که آمریکا میخواهد محدوده زمین بازی و هم چنین شکل و اندازه آن را تغییر دهد.
در چنین شرایطی دست کم برخی کشورها مدعی خواهند شد که ایران منطقی و آمریکا غیرمنطقی رفتار میکند. با وجود رئیس جمهور کنونی ایران که نسبت به فرد پیشین بسیار هوشمندتر است و همچنین حضور وزیر امور خارجهای که ظاهراً به خوبی میتواند پیش روی میانجی گران اعتمادسازی کند ریسک موجود در شش ماه گذشته به شکل قابل توجهی افزایش یافته است.
تاکنون اثر تحریمها بر ایران از آن چه بسیار متصور بودند پایاتر و اثربخش تر بوده است. محدودیتهای مالی بینالمللی خصوصاً توانسته به موفقیت بسیار برسد و دسترسی ایران به سرمایههای جهانی را به شکل شدیدی کم کند.
اگر در تعهد به این اقدامات به خاطر شکاف در اتحاد 1+5 خللی وارد شود این موضوع نابود کننده خواهد بود. اگر چین و روسیه از جبهه اعمال تحریمها خارج شوند و هند به آنها بپیوندد بی شک کشورهای کوچک تر در این خلأ وارد خواهند شد و گزینه مناسبی برای آمریکا باقی نخواهد ماند و پس از اتهام زنی متقابل نتیجه به آمریکایی که از نظر دیپلماتیک منزوی تر شده خواهد انجامید. در چنین شرایطی ایران هم- از نظر اقتصادی و سیاسی- در انزوای بیشتر فرو خواهد رفت و تسلط بر برنامه اتمی ایران کاهش خواهد یافت.
دولت «اوباما» گاه به گونهای جلوه داده که در انتهای توافق شش ماهه موجود کشور آمریکا و کنگره با سه گزینه مواجه خواهند بود: توافقی که- احتمالاً به شکل ناکامل- برنامه اتمی ایران را محدود کند؛ توافق نامهای حاصل نشود به این معنا که برنامه اتمی ایران به طور کامل غیرقابل محدود کردن بشود؛ و جنگ که به دنبال محدود کردن برنامه ایران از راه اعمال زور باشد. آن چه مشخصاً مد نظر است تمایل به رسیدن به یک توافق است.
اما دو امکان دیگر هم وجود دارند. یکی توافق نامه موقت است. برخلاف نظر عموم این مورد به معنای شکست مذاکرات نیست و شاید بهترین راه برای حفظ ائتلاف بزرگ تر و در آن واحد محدود کردن برنامه اتمی ایران باشد. حفظ ائتلاف کشورها و کنترل شدید بر برنامه اتمی ایران حتی بدون رسیدن به راه حل نهایی باز هم یک موفقیت محسوب میشود.
گزینه دیگر هشدار دهندهتر است. تلاشهای گسترده برای «بهبود» یک توافق ممکن است موجب دوری متحدان و شرکا از هم بشود و ایران را به عنوان جبهه بر حق جلوه دهد. این موضوع به معنای شکست است- نه به این لحاظ که ایرانیها موافقت نمیکنند بلکه به این جهت که دیگر کشورهای جهان حاضر نیستند در مقصر شناختن ایران در کنار آمریکا بایستند؛ و در این حالت ایران دیگر محدودیتی نخواهد داشت.
رسیدن به توافق با ایران به تنهایی کافی نیست. منافع آمریکا ایجاب میکند که رئیس جمهور به طور همزمان با کنگره و شرکای آمریکا هم به توافقاتی دست پیدا کند.
به گزارش سرویس بین الملل تیک Tik.ir، با این که مذاکره با مقامات ایرانی پیچیدگیهای بسیاری دارد روند این مذاکرات تقریباً سرراست است. فرستادگان رئیس جمهور آمریکا با مقامات رسمی دولت ایران به طور رسمی مذاکره میکنند و پارامترهای مذاکره هم مشخص شده است. ایران به دنبال کاسته شدن از تحریمها است و آمریکا و متحدانش- به دنبال تضمین این که ایران تسلیحات اتمی نخواهد ساخت.
افراد منطقی میتوانند بین آنچه برای رسیدن به این اطمینان لازم است دیدگاههای متفاوتی داشته باشند: توقف کامل غنی سازی اورانیوم در داخل، تبدیل ذخیره موجود اورانیوم غنی شده، نظام بازرسی قوی، و الی آخر. افراد خردمند همچنین میتوانند در باره این که چه نوع تخفیفی در تحریمهایی مناسب اقدامات ایران است نظرات مختلف داشته باشند. بدون توجه به این تفاوتها باید گفت هر دو طرف بر سر این که مذاکرات درباره چه موضوعی است توافق دارند، و هر کدام میداند از دیگری چه میخواهد.
مذاکرات دولت «اوباما» با کنگره بسیار پیچیدهتر است. در یک سطح دقیقاً مشخص نیست کنگره چه نقشی باید بازی کند. در بیشتر قوانین تحریمی و از دیدگاه منافع ملی رئیس جمهور قدرت آن را دارد که از تحریمها برای مدت مشخص چشم پوشی کند. رئیس جمهور هم در زمینه اعمال تحریمها توسط دولت ملاحظاتی دارد که این امر به او فضای اضافه برای مانور میدهد.
به نظر میرسد مذاکره کنندگان ایرانی خواستار آن هستند که امتیازهای همیشگی آنها امتیازهای همیشگی از طرف آمریکایی به همراه داشته باشد و رئیس جمهور نمیتواند تنها به استناد اختیارات 120 روزهای که در زمینه کاهش تحریمها دارد چنین تضمینی بدهد. ایران هم به دنبال نشانههایی است که بداند کنگره به دنبال اعمال تحریمهای بیشتر نیست، که این اتفاق هم میتواند با وجود وتو رئیس جمهور میسر شود.
در کنگره نیروهای محرکه متعددی حضور دارند. بسیاری از این انتقاد «بنیامین نتانیاهو»، که گفته توافق به ایران اجازههای زیادی داده است موافق هستند، و بسیاری دیگر به دنبال کنترل کردن تمایل ظاهراً درونی رئیس جمهور برای مصالحه با دشمنان هستند. برخی رهبران کنگره بر این اعتقاد هستند که موضع محکم او در مذاکره با ایران به رئیس جمهور قدرت نفوذ میدهد چرا که رئیس جمهور میتواند مدعی شود برخی از شروط ایرانیها غیرقابل انجام هستند و کنگره با آن موافقت نخواهد کرد. اما چنین بحثی مستلزم پیش فرضهایی است که در آن کنگره هم با مسایل راه بیاید. برای دستیابی به موفقیت کامل در قبال ایران باید به این کشور نشان دهیم کنگره هم ممکن است در جاهایی سکوت رضایت اختیار کند.
اما این بزرگترین چالش رئیس جمهور با کنگره نیست. سیاری در دو حزب کنگره میخواهند قبل از برداشتن کوچکترین تحریمها ایران را در مسایلی چون سوریه تحت فشار قرار دهند. این مسئله بنا به این تفکر شکل گرفته است که آمریکا باید قبل از توافق اتمی با تهران از بیشترین قدرت نفوذ در قبال این کشور برخوردار باشد.
در همین نقطه است که مذاکرات 1+5 به مشکل برمیخورد. با این که تعداد قلیلی از رفتار نادرست ایران حمایت میکنند اتفاق نظر کمی وجود دارد که مذاکرات اتمی را محلی مناسب برای پرداختن به این امر بداند. چین و روسیه در این رابطه نظرات مجزایی دارند و آلمان بر این باور است که مسیر منتهی به تغییر رفتار یک کشور از راه تعامل میگذرد نه انزوا.
اگر کنگره به جای پرداختن به حوزهای محدود طیف وسیعی از مسایل را مد نظر قرار دهد و بر اقدامات ضد گسترش تسلیحات چنان پافشاری کند که به نظر برسد مصمم است ایران را پس بزند قدرتهای جهان به این نتیجه میرسند که آمریکا میخواهد محدوده زمین بازی و هم چنین شکل و اندازه آن را تغییر دهد.
در چنین شرایطی دست کم برخی کشورها مدعی خواهند شد که ایران منطقی و آمریکا غیرمنطقی رفتار میکند. با وجود رئیس جمهور کنونی ایران که نسبت به فرد پیشین بسیار هوشمندتر است و همچنین حضور وزیر امور خارجهای که ظاهراً به خوبی میتواند پیش روی میانجی گران اعتمادسازی کند ریسک موجود در شش ماه گذشته به شکل قابل توجهی افزایش یافته است.
تاکنون اثر تحریمها بر ایران از آن چه بسیار متصور بودند پایاتر و اثربخش تر بوده است. محدودیتهای مالی بینالمللی خصوصاً توانسته به موفقیت بسیار برسد و دسترسی ایران به سرمایههای جهانی را به شکل شدیدی کم کند.
اگر در تعهد به این اقدامات به خاطر شکاف در اتحاد 1+5 خللی وارد شود این موضوع نابود کننده خواهد بود. اگر چین و روسیه از جبهه اعمال تحریمها خارج شوند و هند به آنها بپیوندد بی شک کشورهای کوچک تر در این خلأ وارد خواهند شد و گزینه مناسبی برای آمریکا باقی نخواهد ماند و پس از اتهام زنی متقابل نتیجه به آمریکایی که از نظر دیپلماتیک منزوی تر شده خواهد انجامید. در چنین شرایطی ایران هم- از نظر اقتصادی و سیاسی- در انزوای بیشتر فرو خواهد رفت و تسلط بر برنامه اتمی ایران کاهش خواهد یافت.
دولت «اوباما» گاه به گونهای جلوه داده که در انتهای توافق شش ماهه موجود کشور آمریکا و کنگره با سه گزینه مواجه خواهند بود: توافقی که- احتمالاً به شکل ناکامل- برنامه اتمی ایران را محدود کند؛ توافق نامهای حاصل نشود به این معنا که برنامه اتمی ایران به طور کامل غیرقابل محدود کردن بشود؛ و جنگ که به دنبال محدود کردن برنامه ایران از راه اعمال زور باشد. آن چه مشخصاً مد نظر است تمایل به رسیدن به یک توافق است.
اما دو امکان دیگر هم وجود دارند. یکی توافق نامه موقت است. برخلاف نظر عموم این مورد به معنای شکست مذاکرات نیست و شاید بهترین راه برای حفظ ائتلاف بزرگ تر و در آن واحد محدود کردن برنامه اتمی ایران باشد. حفظ ائتلاف کشورها و کنترل شدید بر برنامه اتمی ایران حتی بدون رسیدن به راه حل نهایی باز هم یک موفقیت محسوب میشود.
گزینه دیگر هشدار دهندهتر است. تلاشهای گسترده برای «بهبود» یک توافق ممکن است موجب دوری متحدان و شرکا از هم بشود و ایران را به عنوان جبهه بر حق جلوه دهد. این موضوع به معنای شکست است- نه به این لحاظ که ایرانیها موافقت نمیکنند بلکه به این جهت که دیگر کشورهای جهان حاضر نیستند در مقصر شناختن ایران در کنار آمریکا بایستند؛ و در این حالت ایران دیگر محدودیتی نخواهد داشت.
رسیدن به توافق با ایران به تنهایی کافی نیست. منافع آمریکا ایجاب میکند که رئیس جمهور به طور همزمان با کنگره و شرکای آمریکا هم به توافقاتی دست پیدا کند.
پسندیدم 0
گزارش خطا

من خودم طرفدار آقای روحانی هستم ولی به نتیجه این مذاکرات خوشبین نیستم ، یعنی هرچی مردم بیشتر گوششون رو در مورد نتیجه این مذاکره تیز کنند ، طرف آمریکاییشون بیشتر ناز می کنه.