کد خبر: ۲۱۱۶۷۲
تاریخ انتشار: ۲۶ فروردين ۱۳۹۷ - ۲۲:۰۰
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
حملات موشکی امریکا و متحدانش به سوریه به گفته خود عاملان حمله، محدود و جزئی بود. ترزا می، نخست وزیر بریتانیا به صراحت گفت که هدف از این حمله سرنگونی بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه نبوده و فرانسه نیز آن را حمله ای محدود به اهدافی مشخص عنوان و تاکید کرد سعی شد در این حمله به متحدان بشار اسد آسیبی وارد نیاید. که واقعا هم آسیبی وارد نیامد.
حملات موشکی امریکا و متحدانش به سوریه به گفته خود عاملان حمله، محدود و جزئی بود. ترزا می، نخست وزیر بریتانیا به صراحت گفت که هدف از این حمله سرنگونی بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه نبوده و فرانسه نیز آن را حمله ای محدود به اهدافی مشخص عنوان و تاکید کرد سعی شد در این حمله به متحدان بشار اسد آسیبی وارد نیاید. که واقعا هم آسیبی وارد نیامد.

به گزارش پایگاه خبری تیک (Tik.ir) ؛ پیش از حمله عده ای گمان می کردند که قرار است این حمله باب جنگ جهانی سومی را بگشاید. غافل از این که زمینه های لازم برای ورود به چنین جنگی به هیچ وجه مهیا نیست. نه امریکایی ها نه اروپایی ها و نه حتی روس ها دنبال یک جنگ فراگیر در دنیا نیستند. حتی کشورهای درجه دوم قدرت و موثر در سوریه نظیر ایران و ترکیه نیز به جنگی در سطح یک جنگ فراگیر جهانی فکر نمی کنند. بنابراین خیلی ساده انگارانه است اگر گمان کنیم سوریه قرار بوده همانند جنگ جهانی اول صربستانی برای ورود به جنگ جهانی اول باشد یا لهستانی برای ورود به جنگ جهانی دوم.

نخست این که، هیچ کدام از کشورهای جهان حتی ایالات متحده از لحاظ اقتصادی تحمل یک جنگ فراگیر را ندارند. دقیقا به همین دلیل است که ایالات متحده در حمله به سوریه با تردید عمل کرد و در نهایت هم همان طور که گفته شد حمله محدود بود. گمان می رود اگر فرانسوی ها و انگلیسی ها همراهی نمی کردند احتمالا امریکا دست به این حمله نمی زد. در حال حاضر ایالات متحده نه تنها در سوریه بلکه در هر جای دیگری از جهان اگر بخواهد دست به حمله ای بزند متحدان خود را قطعا وادار خواهد کرد که با آن همراه شوند برای این که اولا نمی خواهد همانند جنگ عراق بعد از حمله تمامی سرزنش ها متوجه آن شود و ثانیا هزینه های چنین جنگی را خود به تنهایی به دوش بکشد.

دوم این که، در وضعیت فعلی هیچ قدرتی خواستار رویارویی با دیگری نیست. اگر روسیه در سوریه وارد عملیات نظامی به سود بشار اسد شد برای این بود که از یک سو می خواست فشار بر جبهه اوکراین را مهار کند و از شدت فشارهایی که غرب در آن جبهه بر آن وارد می کند، بکاهد، از سوی دیگر چون امریکا و اروپا در سوریه وارد میدان نبرد نشده بودند، گزینه ورود به سوریه را انتخاب کرد تا بتواند خلاء نبود امریکا و اروپا در این کشور را خود پر کند حتی اگر به سود بشار اسد وارد عمل شده باشد. ثالثا، در سوریه تلاش کرد قدرت تروریسم را مهار کند و مبارزه با گروه های تروریستی را در آن جا کنترل کند مبادا که تروریسم به عنوان ابزار فشاری از سوی غرب و امریکا علیه روسیه به کار برده شود و پای آن به خاک روسیه باز شود.

ثالثا، نه امریکا و نه اروپا و نه حتی روسیه هیچ کدام انگیزه لازم برای ورود به یک جنگ سراسری را ندارند. هم امریکا و هم اروپا درگیر مسائل داخلی خود هستند و از مشکلات متعددی رنج می برند که نمی خواهند با ورود به جنگی سراسری مشکلات خود را به مرز انفجار برسانند. برای اروپایی ها همچنان مسائل اجتماعی و مهاجرت و تقویت ملی گرایی معضلاتی هستند که یک جنگ سراسری می تواند اتفاقات سنگینی را در پی داشته باشد. همچنین افکار عمومی در هیچ کدام از این کشورها به هیچ وجه مهیای ورود به یک جنگ سراسری نیست و هر جوی را که بوی جنگ در آن جریان داشته باشد با ترس و نگرانی دنبال می کند.

اروپایی ها و امریکایی ها به دنبال تغییر موازنه فعلی نیستند. بلکه به این فکر می کنند که مبادا غافلگیر شوند و ببینند که کفه ترازو به نفع طرف مقابل آنها سنگینی می کند. به عبارت دیگر به سوریه حمله کردند تا موازنه را حفظ کنند. امریکا به این ترتیب به طرف روسی و دیگر جریان های ایستاده در کنار بشار اسد این پیام را داد که هنوز حرفی برای گفتن دارد و می خواهد سهم آن در سوریه حفظ شود. و نه تنها سهم امریکا بلکه سهم فرانسه و انگلیس نیز باید مد نظر باشد. البته که سهم آنها به همراه سهم امریکا لحاظ می شود.

کشورهای عربی به ویژه عربستان و امارات متحده عربی و قطر که آشوب های سوریه را به این حد از خشونت رسانده اند، احتمالا از این شیوه حمله امریکا و متحدانش رضایت نداشته باشند. اما آنها این نکته را باید درک کنند که امریکا و غرب تنها در صورتی وارد جنگ سوریه خواهند شد که اولا اپوزسیونی قدرتمند با کادر رهبری موثر و تاثیرگذار در سوریه وجود داشته باشد و ثانیا ورود آنها بتواند موازنه را به سود آنها تغییر دهد. این دو شرط لازم و ملزوم هستند، اگر هر کدام از این دو شرط وجود نداشته باشد، غرب و امریکا حاضر به پرداخت هزینه ورود به جنگ مستقیم در سوریه برای تغییر موازنه و سرنگونی بشار اسد نخواهند شد و خطر آن را قبول نخواهند کرد.

در این جا نکته دیگری نیز قابل توجه است. یک هفته قبل از این حمله اسرائیل به پایگاهی در سوریه حمله کرد که طی آن 7 شهروند ایرانی شهید شدند. در حالی که در حمله امریکا و متحدانش به سوریه به گفته خودشان دقت شد که به مواضع ایران و حزب الله به عنوان یکی از متحدان بشار اسد حمله نشود. این تفاوت دیدگاه اسرائیل و غرب را نشان می دهد، اسرائیل تلاش می کند ایران را به عنوان یک هدف برای از بین بردن توانایی اش در سوریه معرفی کند و برای این که خود را جدی نشان دهد خود دست به حمله می زند در حالی که چنین رویکردی را امریکا و اروپا ندارند. آنها از یک سو ایران را به عنوان یک قدرت موثر در سوریه (حداقل در حال حاضر) پذیرفته اند اگر چه همچنان با کیفیت و چگونگی حضور آن در حال حاضر و آینده کنار نیامده اند، از سوی دیگر حضور ایران را جدای از حضور روسیه در سوریه نمی بینند، چرا که تهران و مسکو خود را در سوریه متحد و هم پیمان با یکدیگر تعریف کرده اند. احتمالا آنها درک کرده اند که در صورت حمله به مواضع ایران، چه بسا روسیه مجبور شود به دلیل مسائل استراتژیک و تاکتیکی دست به مقابله به مثل بزند و این مساله هزینه های سنگینی را بر جامعه جهانی و غرب تحمیل کند.

هنوز بازی سوریه تمام نشده است. این بازی تا به آخر ادامه خواهد یافت. اما این که غرب می گوید عملیاتی را آغاز کرده که اکنون تمام شده است، هنوز قابل درک نیست، اما شاید منظور آن ابراز وجودش به عنوان یک نیروی موثر در سوریه باشد و این که بگوید هنوز توانایی تغییر معادله را دارد و باید در محاسبات به حساب آید.
نام:
ایمیل:
* نظر: