کد خبر: ۲۶۰۹۷۶
تاریخ انتشار: ۰۳ خرداد ۱۳۹۸ - ۲۲:۰۰
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
به نظر می رسد که برخی از شخصیت ها و جریان های سیاسی عراقی نیز برای رفع این نگرانی، تلاش ها و رایزنی های جدی را مستقل از دولت مرکزی بغداد شکل داده اند که کانون آن به دیدارهای سید عمار حکیم، رئیس جریان حکمت ملی باز می گردد. در این راستا به نظر می رسد دیدار ۱۹ مه (۲۹ اردیبهشت) وی با جوی هود، کاردار سفارت آمریکا در بغداد و سخنرانی ۲۱ مه (۳۱ اردیبهشت) او مبنی بر این که باید به هر قیمتی از بروز جنگ میان ایران و آمریکا جلوگیری کرد، نشان از اشراف عراقی ها بر خطرات و تبعات منفی ناشی از تنش احتمالی ایران وآمریکا برای این کشور دارد، به گونه ای که مقتدی صدر، رهبر جریان صدر نیز در پیام توئیتری ۲۰ مه (۳۰ اردیبهشت) خود صراحتا عنوان داشت که اگر عراق موضع واحد و جدی اتخاذ نکند، جنگ ایران و آمریکا پایان حیات این کشور (عراق) را رقم خواهد زد.
به نظر می رسد که برخی از شخصیت ها و جریان های سیاسی عراقی نیز برای رفع این نگرانی، تلاش ها و رایزنی های جدی را مستقل از دولت مرکزی بغداد شکل داده اند که کانون آن به دیدارهای سید عمار حکیم، رئیس جریان حکمت ملی باز می گردد. در این راستا به نظر می رسد دیدار ۱۹ مه (۲۹ اردیبهشت) وی با جوی هود، کاردار سفارت آمریکا در بغداد و سخنرانی ۲۱ مه (۳۱ اردیبهشت) او مبنی بر این که باید به هر قیمتی از بروز جنگ میان ایران و آمریکا جلوگیری کرد، نشان از اشراف عراقی ها بر خطرات و تبعات منفی ناشی از تنش احتمالی ایران وآمریکا برای این کشور دارد، به گونه ای که مقتدی صدر، رهبر جریان صدر نیز در پیام توئیتری ۲۰ مه (۳۰ اردیبهشت) خود صراحتا عنوان داشت که اگر عراق موضع واحد و جدی اتخاذ نکند، جنگ ایران و آمریکا پایان حیات این کشور (عراق) را رقم خواهد زد.

به گزارش پایگاه خبری تیک (Tik.ir) ؛ صدور بیانیه 13 مه (23 اردیبهشت) سفارت آمریکا در بغداد مبنی بر عدم سفر اتباع این کشور به عراق در سایه افزایش تهدیدهای احتمالی ناشی از تشدید تنش آمریکا با ایران، درخواست 14 مه (24 اردیبهشت) ایالات متحده به کارکنان غیر ضروری خود برای خروج فوری از عراق، دستور 15 مه (25 اردیبهشت) ستاد فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) برای آماده باش کامل نیروهای نظامی آمریکایی مستقر در عراق و سوریه برای تقابل با تهدیدات احتمالی از سوی ایران، تصمیم کاخ سفید برای افزایش شمار نیروهای خود در عراق و احداث پایگاه های جدید برای آنها طبق گزارش 17 مه (27 اردیبهشت) روزنامه عکاظ عربستان سعودی، اقدام 18 مه (28 اردیبهشت) ایالات متحده به منظور خروج کارکنان شرکت اکسون موبیل (اپراتور آمریکایی میدان نفتی "غرب قرنه یک" استان بصره) از عراق به دبی، اصابت موشک کاتیوشا به نزدیکی سفارت آمریکا در منطقه سبز بغداد در شامگاه 19 مه (29 اردیبهشت) و اتقاقاتی نظایر آن، تنها گوشته ای از تحولات و تحرکات آمریکا در خاک عراق، آن هم در کمتر از 10 روز به بهانه احتمال تنش با ایران است؛ اما به واقع در پس تمام این برنامه ها، جولان نیروها، صدور بیانیه ها، مواضع گاه و بی گاه مسئولین نظامی و دیپلماتیک ایالات متحده حاضر در عراق و جابه جایی های آمریکا در این کشور چه هدف یا اهدافی برای واشنگتن نهفته است؟ به واقع خاک عراق کانون چه تحولاتی، ذیل این تحرکات خواهد بود؟ کاخ سفید از پررنگ کردن و برجسته سازی تنش ایران با ایالات متحده، آن هم در خاک عراق به دنبال چیست؟

بازی کاخ سفید در خاک عراق     

اگر چه در ده روز گذشته، عراق کانون برخی تحرکات سیاسی، دیپلماتیک، امنیتی و نظامی آمریکایی ها بوده است که کلید آن از سفر 7 مه (17 اردیبشت ماه) مایک پمپئو، وزیر امور خارجه ایالات متحده به عراق زده شد، اما یقینا در پشت این اتفاقات می توان یک مدیریت پنهان را برای پیگیی یک تقشه دید . تنها 6 روز بعد از حضور وزیر امور خارجه آمریکا، تحرکات نیروهای ایالات متحده در خاک عراق به منظور ایجاد التهاب و حساسیت در این کشور با محوریت احتمال افزایش تهدیدات ایران علیه نیروهای آمریکایی شروع شد و تا به اکنون هم ادامه دارد.

دیپلماسی ایرانی: در یک نگاه می توان عنوان داشت تمامی این تحرکات واشنگتن می تواند در یک طرح و نقشه سه مرحله ای خلاصه شود؛ اولین مرحله و گام این نقشه برهم زدن سیاست موازنه قوای عراق در تنش ایران و ایالات متحده است که با سفر مایک پمپئو رقم خورد. چون طبق گزارش رسمی خبرگزاری آسوشیتد پرسِ آمریکا وزیر امور خارجه این کشور در جریان سفر اخیر خود به شهر بغداد در میانه تنش کشورش با ایران، حامل پیامی برای بغداد با این محتوا و مضمون بوده است که اگر عراق در این تنش کنار واشنگتن نمی ایستد، نباید جانب تهران را هم بگیرد، یعنی باید عراق بی طرف باشد. با این اعلامِ موضع یقینا اکنون سیاست 16 سال گذشته بغداد در موازنه قوا میان ایران و ایالات متحده به یک بن بست جدی رسیده است.

این پایان کار نیست؛ کاخ سفید با برهم زدن راهبرد موازنه قوای دولت مرکزی بغداد در گام دوم سعی دارد با ایجاد التهاب و حساسیت کاذب در سایه بزرگ نمایی تهدیدات امنیتی و نظامی ایران در خاک عراق، بغداد را به سمت دوری از تهران بکشاند و به موازاتش گسل های امنیتی و نظامی جدی را در مناسبات دو طرف شکل دهد که یقینا خروج اتباع و کارمندان آمریکایی غیرضروری از عراق، افزایش میزان آمادگی نیروهای سنتکام در این کشور، تلاش برای بالا بردن شمار نیروهای نظامی آمریکایی و افزایش تعداد پایگاه های نظامی در خاک عراق می تواند بستر جدی برای تحقق گام دوم مد نظر کاخ سفید را شکل دهد.

به خصوص که در حال حاضر دست کم 10 هزار نیروی آمریکایی در 13 پایگاه نظامی در خاک عراق حضور دارند و در این اواخر نیز دو پایگاه دیگر در استان مرزی الانبار در غرب این کشور به آنها اضافه شده است که در منطقه الرطبه در جنوب غرب این استان و در نزدیکی مثلث مرزی عراق، سوریه و اردن قرار دارند. لذا پیرو اقتضائات گام دوم کاخ سفید در نقشه سه مرحله ای خود به نظر می رسد که هدف آمریکا از تلاش هایش برای ایجاد پایگاه نظامی در منطقه الرطبه، کنترل جاده ارتباطی میان پایتخت عراق و پایتخت های سوریه و اردن برای تسهیل فرآیند نظارت بر خطوط ارتباطی محور مقاومت (تهران – بغداد – دمشق – بیروت) و همچنین تسلط بر مقادیر زیاد گاز موجود در این منطقه باشد.

در نهایت با ایجاد بسترهای لازم در دو گام پیشین، واشنگتن در گام سوم و نهایی خود سعی دارد بعد از بر هم خوردن راهبرد موازنه قوای دولت مرکزی بغداد و نیز ایجاد گسل امنیتی، نظامی و سیاسی ایران و عراق، شرایط را برای ایجاد تنش نظامی علیه ایران، آن هم از طریق اشتباه بازیگران همسو با تهران در خاک این کشور شکل دهد. چرا که در مدت اخیر علی رغم تمام فضاسازی ها علیه ایران و بزرگ نمایی سایه تنش و تهدید نظامی و امنیتی تهران، سران و مقامات داخلی، به خصوص مقامات نظامی و امنیتی کماکان در یک هوشمندی، سیاست خویشتنداری را در پی گرفته اند و این رفتار تمامی برنامه های کاخ سفید را به هم زده است.

لذا ایالات متحده در تغییر تاکتیک خود برای انجام استراتژیش به دنبال دست یابی به بهانه ای برای تنش علیه ایران است و چه چیزی بهتر از بهره برداری از اشتباهات بازیگران و نیروهای همسو با ایران در عراق؛ چون اگرچه خویشتنداری تهران بن بست جدی را در سیاست های واشنگتن شکل داده است، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که این هوشمندی از جانب این نیروهای همسو در خاک عراق پی گرفته شود. به خصوص که مواضعی مانند اظهارات 14 مه (24 اردیبهشت) نصر الشمری، معاون دبیرکل جنبش النجباء عراق مبنی بر آمادگی گروه های مقاومت عراقی برای هدف قرار دادن منافع و اهداف آمریکا در زمان مناسب می تواند دایره تنش ها را افزایش دهد.

به موازات همین اظهارنظرها شامگاه 19 مه (29 اردیبهشت) شاهد اصابت موشک کاتیوشا به نزدیکی سفارت آمریکا در منطقه سبز بغداد بودیم. اگر چه این اقدام به گروهی موسوم به "عملیات شهید اسیر علی منصور" نسبت داده شد و سخنگوی این گروه اقدام خود را فارغ از ارتباطاتی با محور‌های بین المللی مانند ایران عنوان کرد، اما در همین 72 ساعت گذشته شانتاژهای فراوانی علیه ایران شکل گرفت، چنان که مشابه آن در حادثه انفجار بندر فجیره امارات هم مطرح شد. به دیگر بیان آمریکا به دنبال ناچیزترین بهانه ها برای آغاز اقداماتی علیه ایران است که اتفاقا بیانیه 20 مه وزارت امور خارجه امریکا در خصوص حمله راکتی نشان از این واقعیت دارد. واشنگتن در این بیانیه صراحتا عنوان داشت "اگرچه در این حمله کسی آسیب ندیده است، اما واشنگتن این حادثه را جدی تلقی می کند و همانطور که طی دو هفته گذشته تاکید کرده ایم، آمریکا تهدیدات و حمله به هیچ یک از پرسنل و یا اماکن خود را تحمل نخواهد کرد و با قاطعیت به آن پاسخ خواهد داد. از این رو در صورت وقوع هر حمله‌ای از سوی نیروها یا عناصر مورد حمایت ایران، ما این کشور(ایران) را مسئول آن تلقی خواهیم کرد و متقابلا پاسخ خواهیم داد."

پس چنان که پیداست عراق می تواند آبستن اتفاقات غیر مترقبه ای در آینده نزدیک باشد. از این رو هر لحظه امکان دارد با کوچکترین اشتباهی، بستر و فضا برای اقدام مد نظر آمریکا در عراق فراهم شود و به موازات آن واشنگتن در یک جریان سازی رسانه ای اقدامات احتمالی این نیروها را به تلاش تهران برای از بین بردن نیروهای آمریکایی نسبت دهد و نهایتا گام سوم خود را محقق کند.

بنابراین در حال حاضر دولت عادل عبدالمهدی، نخست وزیر عراق در کنار تمام چالش های ریز و درشت خود اکنون با یک چالش جدی به نام تنش ایران و ایالات متحده نیز روبه رو است؛ چالشی که اکنون بخشی از دولت وی را برای عدم افزایش تنش های تهران – واشنگتن آن هم در خاک عراق درگیر کرده که محوریت آن با تلاش های دیپلماتیک محمد علی حکیم، وزیر امور خارجه عراق رقم خورده است. پیرو این تلاش ها جدیت بغداد به جایی رسیده است که نخست وزیر عراق در کنفرانس خبری 21 مه (31 اردیبهشت) صراحتا عنوان داشت که بغداد برای کاهش تنش ایران و ایالات متحده هیات های سیاسی و دیپلماتیک خود را به طور همزمان به تهران و واشنگتن می‌فرستد.

البته در کنار آن به نظر می رسد که برخی از شخصیت ها و جریان های سیاسی عراقی نیز برای رفع این نگرانی، تلاش ها و رایزنی های جدی را مستقل از دولت مرکزی بغداد شکل داده اند که کانون آن به دیدارهای سید عمار حکیم، رئیس جریان حکمت ملی باز می گردد. در این راستا به نظر می رسد دیدار 19 مه (29 اردیبهشت) وی با جوی هود، کاردار سفارت آمریکا در بغداد و سخنرانی 21 مه (31 اردیبهشت) او مبنی بر این که باید به هر قیمتی از بروز جنگ میان ایران و آمریکا جلوگیری کرد، نشان از اشراف عراقی ها بر خطرات و تبعات منفی ناشی از تنش احتمالی ایران وآمریکا برای این کشور دارد، به گونه ای که مقتدی صدر، رهبر جریان صدر نیز در پیام توئیتری 20 مه (30 اردیبهشت) خود صراحتا عنوان داشت که اگر عراق موضع واحد و جدی اتخاذ نکند، جنگ ایران و آمریکا پایان حیات این کشور (عراق) را رقم خواهد زد. حال باید منتظر ماند و دید که تحولات و اتفاقات عراق، کفه تلاش های دولت بغداد و خروجی رایزنی های شخصیت ها و مقامات عراقی را سنگین تر می کند یا این که اتفاق دیگری رقم خواهد خورد؟!
نام:
ایمیل:
* نظر: