کد خبر: ۲۸۸۴۶۱
تاریخ انتشار: ۲۳ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۵:۵۳
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
مرفی می‌گوید در ابتدای ابتلا به این اختلال تصور می‌کردم که دیوانه شده ام، و هر صدای کوچکی را سر و صدای شدیدی می‌پنداشتم و به شدت عصبانی می‌شدم. او می‌افزاید: هیچ یک از اطرافیانم نمی‌توانستند بفهمند چه بر من می‌گذرد. این موضوع به طرز بدی روی تمام روابط خانوادگی و دوستانه ام اثر گذاشت.
آیا تا به حال واژه «ميسوفونيا» یا «صدا گریزی گزینشی» را شنیده اید؟ حتی اگر این ها را تا به حال هم نشنیده باشید، لا اقل با یکی از مبتلایان به آن برخورد داشته اید. صدا گریزی یک اختلال عصبی است که منجر به واکنش های شدید و عجیب در مواجهه با ساده ترین اصواتی می شود که مبتلایان می شنوند. صدای جویدن غذا یا همان «ملچ ملوچ» یکی از معروف ترین این صداهاست. یک مرد آمریکایی به نام «درول مرفی» به خاطر صدای ملچ ملوچ خانواده اش در هنگام خوردن غذا آنها را ترک کرده و به مکانی دور مهاجرت نموده است.

بنا بر این گزارش به نقل از روزنامه «میرور» انگلستان، مرفی ۴۱ ساله از اختلال میسوفونیا رنج می برد تا جایی که اختلال او باعث شده تا ساده ترین صداهای داخل خانه باعث عصبانیّت شدید و انزجار او شود. یکی از آزار دهنده ترین صداها برای او، صدای جویدن غذاست و چون اعضای خانواده در هنگام جویدن غذا رعایت حال او را نمی کردند، مرفی فرار را بر قرار ترجیح می دهد و خانواده اش را ترک می کند.

مرد آمریکایی در سالهای طولانی زندگی با خانواده اش تلاش می کرد که این صداهای ساده و عادی را تحمل کند اما در این اواخر اختلال او به مرحله بحرانی و اوج خود رسید و رابطه او با خانواده، دوستان و همکارانش رو به وخامت رفت. هیچ یک از اطرافیانش جز فردی به نام «کرت فن» نمی توانستند رابطه دوستانه خود را با او حفظ کنند. «کرت فن» که همسن و سال مرفی است او را می فهمد و می داند او چه حال و روزی دارد و می تواند با او همزیستی مسالمت آمیز داشته باشد.

مرفی می گوید در ابتدای ابتلا به این اختلال تصور می کردم که دیوانه شده ام، و هر صدای کوچکی را سر و صدای شدیدی می پنداشتم و به شدت عصبانی می شدم. او می افزاید: هیچ کدام از اطرافیانم نمی توانستند بفهمند چه بر من می گذرد، این موضوع به طرز بدی روی تمام روابط خانوادگی و دوستانه ام اثر گذاشت.

او می گوید وقتی حالم رو به وخامت نهاد، تصمیم به مهاجرت گرفتم، و از سر و صدایی که هر لحظه با آن زندگی می کردم دور بشوم، به ویژه صدای جویدن غذا که هر روز چند بار سر میز مجبور به شنیدن آن بودم.

وقتی صدای جا به جا کردن وسایل پلاستیکی، باز کردن بسته های چیپس را می شنیدم به شدت عصبانی می شدم و به همین دلیل تصمیم گرفتم که همه چیز را رها نموده و مهاجرت کنم. او می گوید بسیار تلاش کردم تا این صداهای تحریک کننده و خشم برانگیز را با گوش دادن به موسیقی یا تماشای برنامه های تلویزیونی نادیده بگیرم، اما هیچ کدام روی من اثربخش نبوده اند با این حال سعی می کنم با موسیقی این مشکل را حل کنم.
نام:
ایمیل:
* نظر: