کد خبر: ۳۵۹۰۲۱
تاریخ انتشار: ۰۳ مهر ۱۴۰۰ - ۱۰:۲۵
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
حامد بهداد بازیگر مطرح کشورمان در خصوص ماجرای توهین خود به استاد شهریار در سالروز درگذشت او، توضیحاتی را ارائه کرد.

توضیحات حامد بهداد درباره توهین به استاد شهریار

سیدمحمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار، شاعر پرآوزه اهل تبریز در ایران است که 27 شهریور را به مناسبت سالروز درگذشت او، «روز شعر و ادب فارسی» نامگذاری کرده اند.

توهین حامد بهداد

در این روز حامد بهداد بازیگر مشهور کشورمان با انتشار یک استوری در اینستاگرام خود باعث ایجاد حواشی مختلفی شده بود که در واکنش به این اتفاق، توضیحاتی را در صفحه شخصی خود ارائه کرد.

حامد بهداد با انتشار عکس زیر در اینستاگرام خود درباره استوری مربوط به استاد شهریار توضیح داد:

اخیرا ً نوشته ای درباره ادبیات و روز ملی شعر و شاعر به اشتراک گذاشته ام که صد حیف بی که بدانم، مطلبم از سوی یکی اقوام، در حمایت از توهین به شهریار شاعر استنباط شده است که صادقانه باید بگویم خبر از سر منشاء این اتفاق نداشتم و نمیدانستم موضوع با اهانت به برخی هم میهنان عزیز و شهریار ادیب شکل گرفته است.

فقط گمانم این بود که گروهی دیگر درباره شعرای مورد علاقه ام چون حافظ و مولانا می گویند و آن روز خاص را برای آنها متناسب میدانند. دیگر نکته که برایم در آن نوشته جلوه کرد و باعث شد آنرا به اشتراک بگذارم این بود که چرا به جای تاریخ مرگِ بزرگانِ سرزمینم، روز تولدشان را مناسبات فرهنگی مان قرار نمیدهیم.

حال در این میانه بیخبر از همه جا در حالی که خیل ناسزا به سوی م روانه است از جانب دوستی تماس داشتم مبنی بر اینکه این مطلب را چرا به اشتراک گذاشته ای و داستان از این قرار است. خب طبیعی است که ابتدا غافلگیر شدم. یعنی چه ؟! این چه کاری بود؟ یعنی من اهانت را تایید میکنم؟ یعنی منظورم شکستن دل و ذهنیت مردم است؟آخر میشود؟ داریم؟ من؟! این حرفها کدام است؟ این قومیت و تعصب ورزی ها کجا و کی کارساز بوده؟

این حرفها باطل است. هنرمندانه نیست. دور از شأن آدمی است. من جانم برای این خاک و مردم، و این هر آنچه که باقی مانده است میرود. مولوی فردوسی سعدی ایرج شهریار حافظ خاقانی برای همه است. آذربایجان از مااست و خراسان از شما. چه تفاوت دارد؟ وجب به وجب این خاک خانه است.

آخر من دلدارم کجا میتوانم عزیزانم را برنجانم؟ آنچه دارم جمله از محبتی است که مردم داده اند. حال آنرا یک شبه به باد دهم؟ هرگز ! من این زبان و قومیت و مذهب را همه در گرو عشق و صفا میبینم. پس چگونه میتوانم احساس هموطنانم را جریحه دار کنم و بر دردشان بیفزایم؟ خیر ! هنوز مرا نشناخته ایید!عشق به شما و این وطن کار مرا ساخته است.

من این نقد را به هیچ نسیه نخواهم باخت. کدام ترک کدام لر کدام بختیار و کرد و بلوچ ؟! همه یکی است. خیر ! بنده هیچوقت هیچ توهینی به هیچ کسی را تأیید نخواهم کرد.

حرف آخر. یکی بگویم بخاطر بسپار ! همین چندی پیش که خوزستانی از بی آبی و تشنگی، وامانده از همه جا به امان آمده بود با خود گفتم خدایا چرا تبریزی ها حرفی نمیزنند؟ فردا خبر آمد که تبریز تعصب برادران عرب و خوزستان را میکشد. آخر من اینها را با چه برابر کنم؟ اینها را چه کنم؟ چگونه نگویم؟ خیر آقا ! مرا نشناخته ایید! بد اگر گفته ایید بیفایده است. من شما را عاشقم.

حامد بهداد، مهر ماه ١٤٠٠

نام:
ایمیل:
* نظر: