کد خبر: ۴۲۵۷۳
تاریخ انتشار: ۲۷ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۵:۲۹
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
تعداد بازدید: ۲۵۷۷
یادداشت دنیس راس در اندیشکده واشنگتن:

توافق هسته ای، ایران را تبدیل به هم پیمان آمریکا می کند/این وضعیت برای اعراب خالی از ضرر نیست/سخن «نرسیدن به توافق، بهتر از توافق بد است» جان کری را کسی جدی نمی گیرد

درحالی‌که تردید ما در قبال سوریه ممکن است بازنمای نگرانی‌های ما درباره پرهیز از یک باتلاق باشد، ایرانی‌ها این تردید را به خود راه نداده‌اند و برای بقای «اسد» سرمایه‌گذاری زیادی کرده‌اند. در منطقه‌ای که یک پیروزی ایران به‌منزله شکست دوستان ما خواهد بود، نگرانی‌ها پیرامون ما افزایش‌یافته است.
دنیس راس مشاور سابق اوباما رئیس جمهور آمریکا در اندیشکده «واشنگتن» نوشت: آمادگی آمریکا برای رسیدن به توافق با ایران در خصوص موضوع هسته‌ای عامل نگرانی بسیاری از هم‌پیمانان سنتی ما در خاورمیانه است. این توافق با توجه به اینکه آمریکا احتمالاً ایران را به نحو فزاینده‌ای هم‌پیمان خود محسوب خواهد کرد، برای اعراب خالی از ضرر نخواهد بود. برای اسرائیلی‌ها، نگرانی از این است که ما به توافقی دست‌یابیم که وقتی‌با بحران جهانی دیگری مشغول هستیم ایرانی‌ها را در آستانه تبدیل‌شدن به کشوری هسته‌ای قرار خواهد داد- کشوری قادر به گریز هسته‌ای به سمت سلاح‌های هسته‌ای. هر دو گونه ترس، وقوع توافق را مفروض می‌گیرند. درحالی‌که کمیته از ما خواسته که پیامدهای منطقه‌ای چنین توافقی را بیان کنیم، باید بگویم که من احتمال توافق را حتی کمتر از ۵۰ درصد، میزانی که اوباما سال گذشته پیش‌بینی کرد، می‌دانم.

به گزارش سرویس بین الملل «تیک»، با توجه به اینکه ایرانی‌ها همچنان معتقدند که پیشنهادهای محدود آن‌ها در زمینه غنی‌سازی برای رفع نگرانی‌های ما درباره ماهیت صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای آن‌ها کافی است، شکاف‌های مفهومی اساسی‌ای وجود دارند. آیا رهبر معظم که سخن از دست برنداشتن از برنامه هسته‌ای به میان می‌آورد، کاهش چشمگیر تعداد سانتریفیوژهایشان را خواهد پذیرفت؟ ما به این موضوع خواهیم پرداخت، اما در اینجا باید بگوییم که ایران رای عقب‌گرد برنامه هسته‌ای آماده نیست و یا معتقد است که مجبور به چنین کاری برای رفع جدی تحریم‌ها نیست. بدون عقب‌گرد عمیق در برنامه هسته‌ای ایران عقب‌گردی در تحریم‌ها وجود نخواهد داشت – بدین معنا که سانتریفیوژهای ایرانی باید به‌شدت کاهش یابند، بسیاری از اورانیوم غنی‌شده باید از کشور خارج شود، فردو باید از بین برود یا به‌کلی از کار بیفتد و راکتور آب‌سنگین اراک باید تغییر کاربری داده شود تا نتواند پلوتونیوم تولید کند.

مذاکره‌کنندگان ایرانی به نظر نمی‌رسد در مقطع کنونی قادر به پذیرش چنین عقب‌نشینی‌ای باشند؛ و اگر ما راضی به غنی‌سازی محدود برای ایرانی‌ها باشیم، عقب‌گردی از این سنخ گفته‌شده، علاوه بر شفافیت فراتر از پروتکل الحاقی و جنبه‌های ممکن نظامی برنامه هسته‌ای آن‌ها ضروری است. قطعاً اگر قرار باشد توافقی صورت نگیرد، ایران باید هزینه‌های زیادی را در نظر بگیرد. آنها باید به این یقین برسند که چنین شکستی به معنای رنج پایدار و شدیدی برای اقتصاد ایران و احتمال زیاد استفاده از زور برای تخریب سرمایه‌گذاری عظیم این کشور در تجهیزات هسته‌ای خواهد بود.

این وضعیت- که ممکن است احتمال توافق را بیشتر کند، برای کمک به رفع نگرانی‌های عمیق دوستان منطقه‌ای ما راجع به توافق احتمالی ۱+۵ با ایران مفید خواهد بود. هم اسرائیلی‌ها و هم دوستان کلیدی عرب ما معتقدند که ما برای رسیدن به توافق هسته‌ای بسیار مشتاق هستیم و آن‌ها سخنان وزارت امور خارجه ما مبنی بر این‌که نرسیدن به توافق، بهتر از توافق بد است را، جدی نگرفته‌اند. آن‌ها تلاش فعالانه ایران برای برهم زدن توازن قدرت در منطقه را شاهد هستند و درست یا غلط، نشانه‌ای از آمادگی ما برای مقابله با این تلاش ایرانی‌ها را مشاهده نمی‌کنند. این فرآیند به این دریافت در میان دوستان منطقه‌ای ما منجر شده است که ما این بند را به توافق با ایرانی‌ها افزوده‌ایم که چشمان خود را نسبت به رفتار این کشور در منطقه ببندیم.

استدلال دولت مبنی بر صرف جدا کردن موضوع هسته‌ای از سایر چالش‌های ایرانی‌ها در منطقه، از این گمان نکاسته است که نگرانی‌های ما درباره برنامه هسته‌ای ایران همه‌چیز را تحت‌الشعاع قرار داده است. در اینجا لازم به ذکر است که نگرانی‌های اسرائیل و اعراب درباره ایران متفاوت است. اولویت اسرائیلی‌ها برنامه هسته‌ای ایران است. این برنامه تهدیدی برای موجودیت اسرائیل است. ایران و نایبانش مثل حزب‌الله تهدیداتی برای اسرائیل هستند؛ دست‌یابی ایران به سلاح هسته‌ای قابل مدیریت یا مقابله نیست. عربستان، امارات و دیگر کشورهای عرب، ایران را در پی برتری منطقه‌ای می‌بینند. از منظر سعودی‌ها ایرانی‌ها آن‌ها را محاصره کرده‌اند – با دنبال کردن تسلط در و قابلیت تهدید از سوی بحرین، عراق، سوریه، لبنان و یمن. برنامه هسته‌ای ایران به این تهدید خواهد افزود- شاید به ایرانی‌ها مصونیت می‌بخشد– اما این مسئله آن‌ها نیست.

احتمال آشتی میان ایران و عربستان کم است. آن‌ها رقبایی به‌تمام‌معنا هستند. مسئله عرب در مقابل پارسی، سنی در برابر شیعه و یا حتی نگرانی‌ها درباره توازن قدرت مربوط به تسلط منطقه‌ای، مسئله اصلی نیست. البته این‌ها همه دخیل هستند، اما مسئله اصلی به مشروعیت هرکدام از این کشورها بازمی‌گردد. جمهوری اسلامی مشروعیت هر حکومت پادشاهی را به چالش می‌کشد. سعودی‌ها، ایران را تهدیدی اساسی برای نقش خود در رهبری سنی‌ها می‌بینند و احساس می‌کنند که ایرانی‌ها آن را به چالش می‌کشند. ایرانی با سلاح هسته‌ای، برای سعودی‌ها مستلزم واکنشی متناسب است. چنین سلاح‌هایی مسلماً خطر را تشدید می‌کنند، اما در کوتاه‌مدت، سعودی‌ها حتی بیشتر از آن از ایرانی که هنوز باوجود تحریم‌های شدید از هم نگسیخته، ازلحاظ بین‌المللی منزوی نشده و به نحو روبه رشدی قابلیت توسعه اقتصادی را دارد و بیش از هرزمانی می‌تواند دردسرساز باشد می‌ترسند.

دوستان سنتی ما در خاورمیانه نسبت به اهداف ایران در منطقه بسیار مشکوک هستند. هرچند دولت «اوباما» تلاش کرده است تا سعودی‌ها، اماراتی‌ها و اسرائیلی‌ها را درباره تعهدات ما و فهم رفتار ایرانی‌ها، مطمئن سازد، همچنان تردیدهایی جدی درباره آنچه ما عملاً به دنبال انجام آن هستیم وجود دارد.

درحالی‌که تردید ما در قبال سوریه ممکن است بازنمای نگرانی‌های ما درباره پرهیز از یک باتلاق باشد، ایرانی‌ها این تردید را به خود راه نداده‌اند و برای بقای «اسد» سرمایه‌گذاری زیادی کرده‌اند. در منطقه‌ای که یک پیروزی ایران به‌منزله شکست دوستان ما خواهد بود، نگرانی‌ها پیرامون ما افزایش‌یافته است. از طریق این لنز است که بسیاری از دوستان منطقه‌ای ما توافق با ایران را می‌نگرند. ترس اسرائیلی‌ها و سعودی‌ها متفاوت است، اما اگر ما می‌خواهیم تا دوستان خود را از چنین توافقی مطمئن سازیم، باید منبع نگرانی‌های آن‌ها را بیابیم و گام‌هایی برای پاسخ به آن‌ها برداریم. این به معنای پذیرش ترس‌هایی که به نظر ما بی‌جا هستند، نیست، بلکه به معنای برداشتن گام‌هایی است که می‌تواند امنیت بیشتری به ما ببخشد و به ایرانی‌ها این پیام را بدهد که آن‌ها هزینه رفتارهای غیرقابل‌قبولشان، بیرون از عرصه هسته‌ای را خواهند پرداخت.


captcha