کد خبر: ۷۲۴۸۸
تاریخ انتشار: ۰۴ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۱:۴۹
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
تعداد بازدید: ۷۶۱

یازده ساله‌ای که خطرناک‌ترین جانی بود!

 «مری بل، یک قاتل ترسناک قوی هیکل با چهره ای خشن و پر از جای زخم نبود به همین خاطر هیچکس باور نمی کرد پشت نقاب آن عروسک کوچولوی موخرمایی و سبز چشم، قاتلی خطرناک باشد؛ قاتلی که یک روز پیش از تولد 11 سالگی اش در سال 1968 میلادی ، مارتین براون 4 ساله را خفه کرد.»

به گزارش پايگاه خبري «تيک» (Tik.ir)، جام جم در گزارش خود می‌نویسد: همه بچه ها فرشته اند اما فرشته نمی مانند سیاهی دنیای آدم بزرگ ها،‌ آموزه های نادرست، محیط نامناسب، تربیت غلط ، دست آخر دامن خیلی های شان را می گیرد مثل عبدالله 9 ساله قزاقستانی که به داعش پیوسته است و اخیراً فیلمی از آن منتشر شد که بی هیچ ترس یا دل آشوبی، به سر دو اسیر داعشی شلیک می کند یا رفیق 7 ساله استرالیایی اش که او هم داعشی است و یاد گرفته جلوی عکاس ها با سر بریده یک شهروند سوری که موهای ژولیده‌اش را توی مشتش گرفته لبخند بزند و عکس بگیرد.

بچه های قاتل داعش اما نخستین موارد از کودکان قاتل در دهه های اخیر نیستند، گرچه سنگدلی حد ندارد و بی رحمی یکی را نمی شود با آن دیگری مقایسه کرد اما در فهرست سیاه جرم شناسان دنیا ، چند نام وجود دارد که لقب سنگدل ترین خردسالان قاتل را دارند چون نوع قتل های شان آنقدر فجیع بوده که تا سال ها در اذهان عمومی باقی مانده است. ما در این مجموعه شما را با شماری از این کودکان قاتل معروف آشنا می کنیم.

مری بل، یک قاتل ترسناک قوی هیکل با چهره ای خشن و پر از جای زخم نبود به همین خاطر هیچکس باور نمی کرد پشت نقاب آن عروسک کوچولوی موخرمایی و سبز چشم، قاتلی خطرناک باشد؛ قاتلی که یک روز پیش از تولد 11 سالگی اش در سال 1968 میلادی ، مارتین براون 4 ساله را خفه کرد.

مری بل از کشتن سیر نشد و کمتر از دو ماه بعد با کمک رفیقش نورما ، پسرک 3 ساله ای به نام برایان هاو را دزدید و البته پیش از کشتن موهایش را کند، روی ران های نازکش زخم هایی عمیق انداخت، بخش هایی از پوست آلت تناسلی اش را کند و بعد جسم نیمه جانش را در خانه ای مخروبه حوالی نیوکسل انگلیس رها کرد.

جسد مارتین را آنقدر دیر پیدا کردند که علف های هرز سبز و بنفش دور دست و پایش پیچیده بودند و تقریباً همه تنش را پوشانده بودند و روی شکمش حرف " M” را با قیچی حکاکی کرده بودند.

این همه خشم و خشونت چگونه در یک دختر کوچولو جمع شده بوده ؟! پلیس ها و روانشناس ها مدت ها درباره این موضوع تحقیق کردند و دست آخر به این نتیجه رسیدند که سابقه خانوادگی مری، در رفتار غیر عادی اش بی تاثیر نبوده است. در حقیقت، تلخی های زندگی، همه چیز را پیش از مری دزدیده بود او دیگر چیزی برای از دست دادن نداشت که از قانون شکنی بترسد.

دخترک ، فرزند نامشروع زنی روسپی به نام «بتی» بود که مادرش او را از 4 سالگی به مشتری های مردش اجاره می داد. پدرش را نمی شناخت اما به علت شباهت فامیلی تا مدت ها تصور می کرد زندانی معروف به نام بیلی بل، پدر اوست. مادر مری حتی وقتی دخترش به پلیس اعتراف کرد هم به فکر پول در آوردن بود و به همین خاطر ، اعترافات مری را به رسانه ها فروخت تا پولی به جیب بزند.

مری بل پس از اعتراف به قتل به رسانه ها درباره احساسش از آنچه انجام داده بود گفت « آدم کشتن به آن بدی که می گویند نیست، همه بالاخره ، یک روزی، یک جوری می میریم....»

« آدم کشتن به آن بدی ها که می گویند نیست، بالاخره همه ، روزی ، می میریم. » این جمله معروف از یک دخترک قاتل 11 ساله است که هنوز هم اسمش تن خیلی ها را می لرزاند و کسی نمی داند حالا کجا زندگی می کند. او بابت همه آنچه انجام داده بود فقط به 23 سال حبس محکوم شد و پس از آزادی ، با هویتی دیگر زندگی می کند و یک دختر هم دارد.