وی گفت: البته این اقدام مجمع تشخیص مصلحت نظام از نظر جایگاه قانونی محل سؤال است و حدود این آیین‌نامه چندان برای مجلس مشخص نیست. مجلس در شرایط فعلی با تأمل کار را پیش می‌برد اما اگر در جایی مثل مسئله خودرو اختلاف نظر سختی به وجود بیاید، کار را با افکار عمومی مواجه خواهد کرد و آنجا مشخص می‌شود که چارچوب هیئت عالی نظارت بر سیاست‌های کلی نظام چندان مشخص نیست. روند کند قانون‌گذاری در ایران آفت است نقدعلی خاطرنشان کرد: جریان قانون‌گذاری‌ در کشور ما جریان بسیار کندی است و این مسئله آفت زیادی دارد، به‌طور مثال یکی از قوانینی که نیاز به اصلاح و بازنگری فوری دارد، قانون حمل سلاح است و یا قانون سرقت زیر ۲۰میلیون تومان که شاکی ندارد و در این خصوص هم مراجعین زیادی داریم و مواردی از این دست که اصلاح آنها از نان شب واجب‌تر است اما وقتی در دستور کار مجلس قرار می‌گیرد، متوجه خواهید شد که شاید عمر مجلس به پایان برسد اما این قانون به سامان نرسد. وی با بیان اینکه تغییراتی که در هدفمندسازی یارانه‌ها اتفاق افتاده، یکی از مباحث مهم روز است، اظهار داشت: وظیفه نظارت بر بازار و اقلام اساسی از وزارت صمت به وزارت جهاد و کشاورزی جابه‌جا شده و تعزیرات در این میان نقش عمده‌ای را بر عهده خواهد داشت در حالی که قانون تعزیرات بسیار ضعیف است. نماینده مردم خمینی‌شهر با بیان اینکه کند بودن روند قانون‌گذاری و اصلاح قوانین باعث شده که مرحله چهارمی به نام شورای سران اقتصادی قوا به این پروسه اضافه شود، گفت: شورای سران اقتصادی قوا در زمانی که طولانی شدن روند سه‌گانه تصویب قوانین باعث وارد شدن ضررهای عمده به کشور شود، بر اساس اختیارات ویژه‌ای که دارند، یک قانون را مدون کرده و اختیاراتی را اعطا می‌کنند. وی افزود: سران اقتصادی قوا به تعزیرات یک سری اختیارات ویژه‌ مثل پلمپ اصناف و یا بالا رفتن میزان جرائم مختلفات در عرصه بازار را اعطا کردند تا کار پیش رود. ما از همان روزهای اول تاکید می‌کردیم که شورای سران اقتصادی قوا یک نهاد موازی در کنار نهاد تقنینی است اما امروز کل مجلس به این نتیجه رسیده‌اند که این سوپاپ اطمینان لازم است. برخی مسائل اگر بخواهد در جریان کند قانون‌گذاری قرار بگیرد، کشور متضرر خواهد شد. مسئله قانون‌گذاری در کشورمان روند طولانی دارد این طولانی بودن به جایگاه تقنین ضرر می‌زند.
کد خبر: ۳۸۶۱۵۰
تاریخ انتشار: ۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۱۳:۴۳
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
درگیری بین دو دوست در یک باغ اتفاق افتاد و متهم بعد از به قتل رساندن جوان ثروتمند جسد او را با همدستی دو نفر دیگر به آتش کشید.
رکنا: درگیری بین دو دوست در یک باغ اتفاق افتاد و متهم بعد از به قتل رساندن جوان ثروتمند جسد او را با همدستی دو نفر دیگر به آتش کشید.

دی سال ۱۴۰۰ مردی به ماموران پلیس خبر داد فرزندش گم شده است. او گفت: داریوش، پسر ۲۲ساله‌ام چند روزی است که گم شده و تلفن همراه او پاسخگو نیست و ما هم از پسرم خبر نداریم.

تلاش ماموران برای پیدا کردن داریوش آغاز شد. این در حالی بود که صاحب یک باغ به پلیس گزارش داد جسد سوخته‌ای در باغش پیدا شده است.

وقتی نشانه‌های جسد به ماموران داده شد پلیس فهمید احتمالاً جنازه متعلق به داریوش است. با تایید هویت این جسد تحقیقات ماموران برای افشای راز جنایت ادامه یافت.

با انتقال جسد به پزشکی قانونی، پدر مقتول برای تحقیقات به پلیس مراجعه کرد. این مرد به ماموران گفت: پسرش از مدتی قبل با یکی از دوستانش به نام سینا اختلاف مالی داشت و احتمال اینکه سینا در قتل دست داشته باشد وجود دارد. به این ترتیب سینا بازداشت شد. هر چند او در ابتدا منکر همه چیز بود اما نقطه‌زنی تلفن همراه متهم و مقتول نشان داد آنها ساعاتی قبل از قتل در کنار هم بودند. به این ترتیب سینا هیچ راهی به جز اعتراف به واقعیت نداشت.

اعتراف به قتل

وقتی این مرد جوان در برابر مدارک قرار گرفت قتل را قبول کرد و گفت: چند سال قبل با داریوش آشنا شدم. او خیلی جوان اما بسیار ثروتمند بود. ما در یک مهمانی با هم آشنا شدیم و بعد که کمی صمیمی‌تر شدیم داریوش از من پرسید چرا تا این حد پریشان هستم. من هم به او گفتم دلیل این مشکلم بی‌پولی است. در آن زمان خیلی بدهکار بودم و حالم خوب نبود. در این مدت خیلی عصبانی و ناراحت بودم. داریوش دلش برایم سوخت و گفت حاضر است همه بدهی مرا بدهد. او گفت 300 میلیون تومان به من می‌دهد تا هم بدهی را بپردازم و هم کاری راه بیندازم و با هم شریک باشیم و او هم سود پولش را بگیرد.

متهم گفت: من همه پول را بابت بدهی دادم و مابقی را خرج کردم، البته کمی هم سود به داریوش دادم اما کاری راه نینداختم. وقتی او متوجه شد که من دروغ گفتم و شغلی را شروع نکردم ناراحت شد. داریوش پیگیر بود و مدام می‌گفت پولش را می‌خواهد و من هم پولی نداشتم که به او بدهم و به همین خاطر خیلی ناراحت بودم. این اواخر اختلاف بین ما زیاد شده بود و داریوش قصد داشت از من شکایت کند. روز حادثه او را به باغی دعوت کردم.

این مرد جوان گفت: به دو دوستم گفتم در باغ باشند و خود را نشان ندهند و هر وقت که زمانش بود به آنها بگویم که بیایند. وقتی داریوش وارد باغ شد، بساط غذا را آماده کردم و در یک فرصت مناسب با چوب به سرش زدم و بعد هم با چاقو ضرباتی بر بدن او وارد کردم. خون زیادی از داریوش رفت. او در جا جانش را از دست داد. بعد از دو همدستم کمک خواستم و با هم جسد را در صندوق عقب ماشین خودش گذاشتیم و به باغ دیگری بردیم. جسد را آنجا انداختیم و آتش زدیم و بعد هم فرار کردیم.

بعد از گفته‌های متهم اصلی دو متهم دیگر نیز شناسایی و بازداشت شدند. آنها به دست داشتن در حمل جسد و آتش زدن آن اعتراف کردند. به این ترتیب کیفرخواست علیه هر سه متهم صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 10 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.


نام:
ایمیل:
* نظر: