حاضرند دسته دوم ایتالیا باشند، پیش ما نه!
آنتونیو گالیاردی هم قید حضور در تیم ملی ایران برای جام جهانی را زده است.
امیر قلعهنویی، بدون «آنتونیو» مانده است؛ اولی یعنی مانیکونه که به نظر میرسید ایدهپرداز اصلی تیم ملی ایران در جام جهانی است، چندماه قبل، بدون سروصدا و حتی ظاهرا بدون آنکه مسئولان فدراسیون فوتبال ایران را در جریان بگذارد، قید همکاری با فدراسیون فوتبال ایران را زد و به تیم سقوط کرده «پیزا» در ایتالیا پیوست.
«آنتونیو» دومِ تیم ملی، یعنی گالیاردی، که خودش گفته بود قرار است امور تاکتیکی تیم ملی را به عهده داشته باشد، کمی بعدترِ از مانیکونه، قلعهنویی را تنها گذاشته است؛ آنهم در آستانه برگزاری جام جهانی 2026. درباره این یکی هم شایعه شده که پیشنهاداتی از «سری ب» ایتالیا دارد و قرار است به آن پیشنهاداتش پاسخ مثبت دهد. با این وجود، یک یا چند جای کار میلنگد؛ چراکه عجیب است که این مربیان ایتالیایی، تیم ملی ایران و حضور در جام جهانی را بیخیال شوند و به دسته دوم فوتبال ایتالیا بروند.
پیشنهادات ایتالیایی بهانه است
اینکه دو آنتونیویی که قرار بود نیمکت تیم ملی ایران را به لحاظ فنی سروسامان داده و امیر قلعهنویی را از گزند انتقادات رها کنند، در دو بازه زمانی مشخص، ایران را ترک کردهاند، نیاز به تحلیل چندانی ندارد؛ اولی پس از اتفاقات دی ماه و دیگری هم بعد از حمله آمریکا، به همکاریاش با تیم ملی پایان داده. به این ترتیب، به نظر میرسد «جبر جغرافیایی» و التهاب در خاورمیانه، کاری کرده تا این دو مربی ایتالیایی قید ماندن در ایران را بزنند.
با این وجود، باز هم باید در پی علل دیگری گشت؛ چراکه الزامی برای حضور این افراد در ایران در این دو بازه زمانی نبوده و آنها میتوانستند در اردوی پیش از جام جهانی در ترکیه و سپس در آمریکا، ایران را همراهی کنند؛ به ویژه اینکه گالیاردی پیش از این در یک مصاحبه حیرتانگیز با «گاتزتادلواسپرت»، مربیگری در تیم ملی ایران را «آرزوی کودکیاش» توصیف کرده بود. «دوستان نزدیکم میدانند تابهحال در زندگی ۲ آرزو داشتهام؛ یکی مربیگری در ژاپن و دیگری مربیگری در ایران! من در دانشگاه رشته تاریخ خواندهام؛ هرچند آن را هم تمام نکردم! فرهنگ ایرانی مرا بسیار به خود جذب میکند. از وقتی تیم ملی ایران در جام جهانی 1998 مقابل آمریکا پیروز شد، آنها را دنبال میکردم. بازیکنان بزرگی از جمله علی دایی، مهدی مهدویکیا و علی کریمی داشتهاند و همچنان دارند. وقتی یک واسطه از طرف فدراسیون فوتبال ایران با من تماس گرفت، فوراً برای همکاری پاسخ مثبت دادم».
عجیب است گالیاردی که قرار بود بزرگترین تجربه دوران مربیگریاش را کسب کند، به یکباره قید همکاری با امیر قلعهنویی را زده است. از آن عجیبتر اینکه هر دو مرد ایتالیایی نیمکت ایران میتوانستند در اردوی 14 روزه ترکیه، قلعهنویی را همراهی کنند و بعد هم که کلا 10 تا 14 روز زودتر، قرار بود تیم ملی به آمریکا برود. پس، محدودیتهای پروازی برای حضور در اردوی تیم ملی را هم نداشتهاند. اینجاست که باید در پی علل دیگری هم گشت تا مشخص شود چرا دو دستیار خارجی امیر قلعهنویی که اتفاقا قرار بود نقش مهمی هم در جام جهانی داشته باشند، حضور در دسته دوم ایتالیا را به ماندن در تیم ملی و حضور در جام جهانی ترجیح دادهاند.
سعید هم نیست؟
اینکه آنتونیوها امیر را تنها گذاشتهاند فقط بخشی از دغدغههای روزمره سرمربی ایران است؛ چراکه بخش مهم و اصلی دیگرش، غیبت احتمالی سعید الهویی، دستیار مورد اعتماد قلعهنویی، در جام جهانی است. الهویی از مدتها پیش، تبدیل به دستیار نخست امیر شده ولی ممکن است به دلیل سپری کردن دوران خدمت سربازیاش در سپاه، نتواند ویزای آمریکا را بگیرد. او پیشتر برای سفر به مراسم قرعهکشی جام جهانی در آمریکا پیشقدم و برای گرفتن ویزا اقدام کرده بود ولی به دلیل محل خدمت سربازیاش، دولت ترامپ، حاضر نشد ویزایش را صادر کند.
به این ترتیب اگر قرار بر تکرار اتفاقات پیشین باشد، اینبار به غیر از آنتونیو مانیکونه و آنتونیو گالیاردی که داوطلبانه قید همکاری با قلعهنویی را زدهاند، شاید سرمربی تیم ملی مجبور شود از یار دیرینش در دنیای مربیگری یعنی سعید الهویی هم عبور کند. این یکی میتواند برایش سختی مضاعفی هم داشته باشد؛ چراکه قلعهنویی، بیش و بالاتر از دستیاران خارجی، به الهویی و دانش او ایمان دارد.
