ظریف: ورود ایران و حزبالله به جنگ آرزوی اسرائیل است / با ایرانهراسی و شیعههراسی، ایران را از بسیاری از معادلات قدرت جهانی حذف کردهاند / روند عادیسازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل شاید کند شود؛ ولی بعید است متوقف شود
محمدجواد ظریف گفت: اسرائیل تا امروز شکست خورده است. تلاش دارد به شکلی جنگ را به بیرون بکشاند و آمریکا را وارد کند. دلیل سخنان رهبری و سیدحسن نصرالله هم شناخت همین سیاست بود.

محمدجواد ظریف، وزیر سابق امورخارجه ایران، روز شنبه با حضور در گروه تلگرامی «گفتوشنود» که تعدادی از فعالان سیاسی، رسانهای و فرهنگی از طیفهای مختلف در آن عضویت دارند؛ به ارائه تحلیل خود از تحولات فلسطین پرداخت و در ادامه به پرسشهای اعضای گروه پاسخ گفت.
به گزارش تیک به نقل از هممیهن، محمدجواد ظریف گفت: اسرائیل تا امروز شکست خورده است. تلاش دارد به شکلی جنگ را به بیرون بکشاند و آمریکا را وارد کند. دلیل سخنان رهبری و سیدحسن نصرالله هم شناخت همین سیاست بود.
برای آغاز گفتگو، ابتدا تحلیل خود را از دلایل و عوامل شکلگیری جنگ اخیر و روند تحولات در یک ماه گذشته بفرمایید تا در ادامه وارد سوالات جزئیتر شویم.
تحلیلهایی که در این زمینه وجود دارد، دوستان عضو گروه بهتر از من بلد هستند و شنیدهاند. اما چون امر فرمودید، چند نکته را عرض میکنم. به نظر من، تحولی که در هفتماکتبر و پس از آن رخ داده است، وضعیت منطقه را بهشدت تغییر داده و آن، مشخص شدن آسیبپذیری اسرائیل در درون سرزمینهای ۱۹۴۸ است و این، بسیار مهم است. تا قبل از این، افسانه شکستناپذیری اسرائیل لااقل دو بار مخدوش شده بود و بههم ریخته بود. یکبار در سال ۲۰۰۰ زمانی که اسرائیلیها بدون شرط ناگزیر شدند به خاطر فعالیت مقاومت، از لبنان خارج شوند و بار دیگر، سال ۲۰۰۵ که بار دیگر به دلیل مقاومت، ناگزیر شدند غزه را تخلیه کنند.
سیاست رژیم صهیونیستی از ابتدا این بود که جنگها سریع باشد و در خارج از سرزمین غصبی اسرائیل صورت بگیرد. اما چندبار نتوانسته این سیاست را اجرا کند و اینبار نیز، هم از نظر سرعت ماجرا و هم از نظر عدم امکان بیرون ماندن سرزمینها (در ابتدای ماجرا)، سیاست رژیم صهیونیستی را بههم زده است. نکته دیگر، دوگانهای است که در سیاست اسرائیل از ابتدا بوده و هنوز هم ادامه دارد و آن، دوگانه «مظلومیت» در کنار «شکستناپذیری» است. اسرائیلیها از ابتدای تاسیس رژیم صهیونیستی همواره تلاش داشتند دنیا را مجبور کنند که آنها را بهعنوان «مظلوم» بشناسند.
سابقه هولوکاست که به تشکیل رژیم صهیونیستی انجامید، زمینهای شد برای مظلومنمایی اسرائیل و گرفتن امتیاز بهخصوص از کشورهای اروپایی و پس از آن هم، از دنیا؛ به دلیل ظلمهایی که در اروپا به اسرائیل شده بود. گرچه، این وضعیت هیچ توجیهی نداشت؛ اما کماکان اسرائیلیها سالها و بارها از این حربه استفاده کردند تا اینکه به حربههای بعدی برای پیشبرد سیاست «مظلومنمایی» خود روی آوردند.
سیاست «مظلومنمایی» اسرائیل پس از هولوکاست، مدتی با سیاست «تهدیدانگاری» علیه اعراب و نشان دادن سیاست کشورهای عربی در عدمشناسایی اسرائیل و مهمتر از همه، «تروریسم» ادامه یافت. اسرائیلیها آنچه را که «تروریسم فلسطینیها» میخواندند، بهعنوان یک عامل دیگر مظلومنمایی برای مدتها استفاده کردند تا اینکه در سالهای ۱۹۹۱ و ۱۹۹۲ که وارد گفتگوهای بهاصطلاح صلح با اعراب شدند، یک تصمیم جدی در داخل حکومت خود گرفتند.
به گفته آقای اوریلوبرانی (سفیر اسرائیل در ایران طی سالهای ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۸ و بعد از انقلاب، مسئول بخش ایران و لبنان در نخستوزیری اسرائیل)، که ایشان و آقای اسحاق رابین (نخستوزیر پیشین اسرائیل) تصمیم میگیرند که این دشمنی را از «دشمنی با اعراب» جایگزین کنند با «دشمنی با ایران». از آن زمان، سیاست «مظلومنمایی» رژیم صهیونیستی با اعلام برنامه هستهای ایران و تهدید هستهای که مدعی بود از طرف ایران وجود دارد، مطرح شد.
اسرائیلیها از همان ابتدا ادعا میکردند که ایران ظرف مدت کوتاهی به بمب اتم دست مییابد. در سال ۱۹۹۲، اسرائیل ادعا کرد که ایران ظرف ششماه سلاح هستهای خواهد ساخت. متاسفانه، با صحبتهای آقای دکتر احمدینژاد اسرائیلیها این را هم اضافه کردند که اگر اجازه بدهید ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند، یک «هولوکاست دیگر» ایجاد خواهد کرد.
مؤلفه دوم سیاست اسرائیل، «آسیبناپذیری» است. اسرائیلیها بارها تلاش کردند نشان دهند که همیشه پیروزند. متاسفانه، در جنگهایی که با کشورهای عربی داشتند، این واقعه اتفاق افتاد و اسرائیل عموماً در همه جنگها اغلب با حمایت ایالاتمتحده پیروز شد. مخصوصاً جنگ ۱۹۷۳ که در ابتدا اسرائیلیها شکست اولیه خوردند، ولی با ایجاد یک پل هوایی بین آمریکا و اسرائیل و رسیدن کمکهای آمریکایی، توانستند آن جنگ را با موفقیت تمام کنند.
در برابر گروههای مقاومت هم، اسرائیلیها همیشه با وحشیگری و خشونت میخواستند تصور یا توهم شکستناپذیری را حفظ کنند و همواره ادامه دادند. هربار که اقدامی توسط مقاومت علیه اسرائیل میشد، وحشیگریهای اسرائیل کامل نشان میداد آنچه اسرائیل میخواهد آن را حفظ کند، همین تصویر یا روایت شکستناپذیری است.
به نظر من، این دو روایت «مظلومنمایی» و «شکستناپذیری»، دو روایت اساسی در سیاست خارجی رژیم صهیونیستی در ۷۵سال گذشته بوده است. اینکه چطور این دو روایت بهظاهر متناقض و حتی متضاد را به هم ربط میداده است، با دو کلمه «دیگر هرگز» (Never Again). اینکه هرگز اجازه نمیدهیم هولوکاست تکرار شود.
یعنی، خشونت و وحشیگری خودش و نقض حقوق مردم فلسطین را با آن مظلومیتسازی اولیه توجیه میکرد و از طرف دیگر، با مشت آهنین باعث میشد کشورهای عربی (مخصوصاً همسایگان اسرائیل) همواره از ورود به هرگونه درگیری با اسرائیل امتناع کنند.
بهرغم همه وحشیگریهای اسرائیل، نه تصویر شکستناپذیری آن ترمیم شده و با همه تبلیغاتی که اسرائیلیها انجام میدهند، (حتی شنیدید که در کنگره آمریکا علیه نماینده فلسطینی که چند بار از حماس حمایت شده بود، قطعنامهای با رای نسبتاً بالای ۲۴۰ به ۱۸۰، علیه او تصویب شد که چرا از حقوق مردم فلسطین دفاع میکند)؛ آن دو تصویر اصلاح نشده و بهراحتی هم اصلاح نخواهد شد؛ لذا ما با یک وضعیت جدید در خاورمیانه مواجه هستیم. آقای توماس فریدمن (تحلیلگر ارشد نیویورکتایمز) هم که خودش یهودی است، در مقاله جدید خود گفته که دیگر اسرائیل، اسرائیل قبلی نخواهد بود.
بههرحال، این مخمصهای است که اسرائیل در آن گرفتار شده است. کشورهای غربی هم ملاحظاتی دارند. از یک طرف، نمیخواهند وارد این جنگ شوند. از طرف دیگر، نمیتوانند شکست اسرائیل را فعلاً تحمل کنند؛ آنهم، بیشتر به خاطر نگرشهای ضدیهودی خودشان. هیچجایی به اندازه اروپا ضدسامی و ضدیهودی نیست و حفظ اسرائیل و منفعل شدن بیشتر ساکنان سرزمینهای اشغالی، برای اروپاییها اهمیت زیادی دارد. یکی از آنها این است که اروپاییها مایل نیستند دوباره با «مشکل یهود» مواجه شوند. مشکلی که به خیال خودشان، بعد از جنگ جهانی دوم و حتی قبل از آن در اعلامیه بالفور، سعی کرده بودند آن را حل کنند.
پرسش و پاسخ
سوال اول دوستان را هم عرض میکنم که به نوعی به بحث توسعه و سیاست خارجی برمیگردد. یکی از دوستان پرسیدهاند: اگر در داخل میزان همبستگی و اعتماد و رضایت از سیاستهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی حاکم بیشتر بود، آیا واکنش ایران به ماجرای غزه متفاوت نبود؟ اگر اوضاع اقتصادی در ایران بهتر بود، یا بهعنوان یک بازیگر منطقهای اثرگذاری بیشتری بر اقتصاد جهانی داشتیم و یک بازیگر حذف شده از عرصه اقتصادی نبودیم، مثلاً اگر گاز اروپاییها به ایران وابسته بود، آیا الان ایران نقش مؤثرتری در حمایت از مقاومت نمیتوانست داشته باشد؟ چرا ایران نتوانست در این ماجرا طوری طرف مقابل را تهدید کند که آن تهدید جدی گرفته شود و با همان تهدید، مانع از تهاجم و جنایت اسرائیل شود بدون اینکه نگران تبعات آن باشد؟ چرا الان قطر (با رضایت و حمایت آمریکا) محور است، اما ایران نه؟
نکات کاملاً درستی است. ایران را از بسیاری از معادلات قدرت جهانی بهتدریج و با بازی امنیتیسازی و تهدیدانگاری (ایرانهراسی و شیعههراسی) حذف کردهاند. هیچیک از کنشگران قدرتمند جهانی نیز تمایل جدی به ایفای نقش ایران ندارند.
حتی چین و روسیه؟
بهویژه روسیه. آیا زمانی که گفتگوهای قدرتهای بزرگ و منطقهای درباره سوریه در سال ۲۰۱۱ شکل گرفت، روسیه خواهان شرکت ایران شد؟ تنها پس از برجام بود که به دعوت آمریکا، ایران وارد شد. آن وقت هم روسیه اصراری نداشت. ما از سال ۲۰۱۳ به گفتگوها دعوت شدیم. حتی یک بار سازمان ملل متحد بنده را دعوت کرد و سپس دعوت را با فشار سعودی پس گرفت.
احتمالاً مطلعید که در گروه، چهرههای سیاسی و فرهنگی و رسانهای از جریانهای مختلف حضور دارند. یکی از دوستان منتقد هم سوالی انتقادی درباره سخنرانی اخیرتان در کانون وکلا فرستادهاند که عیناً ارسال میکنم: چند روز پیش شما گفتید «اگر پای ایران را به وسط معرکه جنگ بکشانند برای هیچکدام از مقامهای حاکمیتی اتفاقی رخ نخواهد داد! بمب بر سر مردم ایران فرود میآید!» فکر نمیکنید این حرف علیه انسجام ملی کشور و در راستای ایجاد شکاف مردم و حاکمیت است؟ در ضمن، همه ما ماجرای امامخمینی و پناهگاه جماران را میدانیم و امروز هم، سیره رهبری هم پیش روی ماست. در ادامه گفتهاید: «تا حالا مگر تحریمها به چه کسانی ضرر زده؟ به کسانی که روزی چند میلیون دلار درآمد دارند یا به مردم بیچاره؟» آیا این همان حرف دشمن نیست؟ آیا بهنظر شما، نظام از تحریم شدن خوشحال است؟!
شما باید در جلسه (نشست ۱۶آبانماه در کانون وکلا با موضوع نسبت مسئله فلسطین با حقوق بینالملل) حضور داشتید. اکنون کامل جلسه پخش شده است. این حرفها در پاسخ به کسانی بود که تلویحاً برای تحریم و حمله به ایران کف میزدند. تقاضا میکنم مثل دوستانی که محبت فرمودند و آن صحبت را تا پایان گوش دادند، شما هم دو ساعت وقت تلف کنید و ببینید در چه فضایی محکمترین دفاعها را از فلسطین و از سیاست ایران کردم. ضمناً توجه داشته باشید که بنده تحت سه تحریم آمریکا و کانادا هستم. هیچیک از مدعیان، اینهمه تحریم ندارد.
یکی از دوستان سه سوال تحلیلی پرسیدهاند. درباره روند جنگ: اول، با توجه به عملیات طوفانالاقصی، پیشبینی میکنید چه سناریویی عملی شود؟ دوم، آیا ممکن است حمایت آمریکا به خاطر این جنایتها از اسرائیل کاسته شود؟ و سوم، سرنوشت عادیسازی روابط کشورهای عربی، تغییری خواهد کرد؟
بنده متخصص و پیشگو نیستم. سیاست آمریکا در حمایت از اسرائیل عوض نخواهد شد. سیاست اروپا هم بیشتر به دلیل پیشگفته تغییر نخواهد کرد. به نظر متخصصین، اسرائیل تا امروز شکست خورده است. تلاش دارد به شکلی جنگ را به بیرون بکشاند و آمریکا را وارد کند. دلیل سخنان رهبری و سیدحسن نصرالله هم شناخت همین سیاست بود.
پسندیدم 0
گزارش خطا
