کد خبر: ۴۲۲۰۰۹
تاریخ انتشار: ۰۵ دی ۱۴۰۲ - ۱۲:۱۷
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
تعداد بازدید: ۲۹۵

درس‌هایی مهم از زلزله ویرانگر بم

تعداد ایستگاه‌های لرزه‌نگاری و شتاب‌نگاری کشور یک چهارم استانداردهاست و باید بیش از 4 برابر اضافه شوند تا پوشش خوبی برای ثبت زلزله ها داشته باشیم.
تعداد ایستگاه‌های لرزه‌نگاری و شتاب‌نگاری کشور یک چهارم استانداردهاست و باید بیش از 4 برابر اضافه شوند تا پوشش خوبی برای ثبت زلزله ها داشته باشیم.

ساعت 5 و 26 دقیقه بامداد روز جمعه پنجم دی ماه زمین لرزه ای با قدرت 6.6 ریشتر 12 ثانیه ویرانگر را در بم رقم زد.این زمین لرزه شهر بم و شهرهای شرقی استان کرمان را لرزاند. گفته می شود که شب حدود 100 هزار نفر خوابیدند، اما روز بعد فقط یک سوم از آن ها بیدار شدند. حالا با گذشت 20 سال از زلزله بم، باید درس هایی از آن بگیریم، هرچند نمی‌توانیم از وقوع حوادثی مثل زلزله جلوگیری کنیم اما می توانیم تلفات جانی آن را به حداقل برسانیم.

5دی ماه سال 1382 که این زلزله به وقوع پیوست درس های بسیاری برای ما داشت. اهم آنها از نظر بنده به‌قرار زیر است؛

لزوم توسعه ایستگاه‌های لرزه‌نگاری و شتابنگاری  

آن زمان از جانمایی زلزله و اینکه زلزله به طور دقیق در کجا رخ داده بود اطلاع دقیقی نداشتیم، بنابراین اولین درس از زلزله این بود که چقدر مهم است که ایستگاه های لرزه نگاری و شتابنگاری توسعه پیدا کنند. شاید باورکردنی نباشد اما آن زمان که یک روز پس از زلزله به بم رفته بودیم، معاون عمرانی فرماندار به من گفت که پیش از زلزله من سه زلزله را احساس کردم که درباره هر سه به استاندار وقت اطلاع دادم، اما گویا پاسخ گرفته بودند که ژئوفیزیک چیزی را گزارش نکرده است .

ژئوفیزیک همان مرکز لرزه نگاری است که زلزله ها را اعلام می‌کند. واقعاً آن جا متوجه شدیم که توسعه شبکه‌های لرزه نگاری و شتابنگاری در تعیین اولیه و هدایت اولیه نیروهای امداد و نجات اهمیت دارد. به خاطر دارم که استانداری کرمان می گفت از همه شهر های استان کرمان تماس می گرفتند که اینجا زلزله آمده اما از شهر بم تماسی گرفته نمی شد، چرا که زمین لرزه بم را ویران کرده بود و امکان تماس وجود نداشت.

به نظرم همچنان هم تعداد ایستگاه‌های لرزه نگاری و شتاب نگاری حدود یک چهارم اندازه استاندارد است و این هاباید بیش از چهار برابر اضافه شوند تا پوشش خوبی برای ثبت زلزله ها داشته باشیم .

اهمیت شناسایی حریم گسل‌ها و ممانعت از ساخت‌وساز روی حریم گسل‌های شهری

یکی از دلایل اینکه در بم اینقدر ویرانی اتفاق افتاد، این بود که گسل مسبب زلزله دقیقاً از وسط شهر می گذشت، به عبارت دیگر شهر روی گسل ساخته شده بود. واضح است که هر چه به چشمه انرژی نزدیک شویم نیرویی که وارد می‌شود بیشتر خواهد بود و وقتی که روی چشمه لرزه‌ای یا همان گسل‌ها یا نزدیک آن‌ها، ساخت‌وساز می‌کنیم بدیهی است که  خسارت زیادی هم می‌بینیم.

در بسیاری از شهرها اطلاعات دقیق هم در دست نداریم. این نکته بسیار مهم است. در تهران هم چندین گسل داریم که دقیقاً از وسط شهر یا در حاشیه کناری مثل گسل های شمال تهران، ری، نیاوران، لویزان و.. می گذرند.

اهمیت توجه به سیستم ساخت و ساز ساختمان های گلی، سنگ و گل یا به طور کلی ساختمان های بنایی 

یکی دیگر از درس های زلزله بم را از ابعاد این فاجعه آموختیم. این ها ساختمان هایی با آوار سنگین، دیوار های ضخیم و سقف سنگین هستند. با توجه به تاریخ و جغرافیای بم که به هر حال به خاطر حالت کویری منطقه دارد، دیوارهای ضخیم هم در تابستان و هم در زمستان عایق مناسبی بودند که مردم را در سرما و گرما محافظت می‌کردند. بنابراین در طول تاریخ مردم به مصالح بومی خاک و سنگ روی آوردند، حتی ساختمان‌های دو طبقه هم دیوارهایی از جنس گل داشتند.

تصور کنید این دیوار های خشت و گل یا سنگ و گل بسیار سنگین هستند، این ها می توانند وزن بیشتری تحمل کنند،اما در مقابل تحمل نیروی برش، که همان نیروی زلزله است ناتوان هستند؛ یعنی اگر از پهلو به دیوار نیرو وارد شود به راحتی فرو می ریزد. زلزله هم نیروی افقی دارد پس وقتی چنین ساختمان هایی با چنین ضخامتی وجود دارد می تواند تلفات جانی را بالا ببرد .

توجه به این قبیل ساختمان های نوع گلی، سنگ و گل و خشت و گل با آوار سنگی بسیار مهم است. پس باید درباره تغییر وضعیت چنین ساختمان هایی تمهیداتی اندیشید، در غیر این صورت تلفات بسیار بالا خواهد بود. اگر بر زلزله های ایران مطالعه کنیم، متوجه می شویم که بیش از 95 درصد تلفات زلزله ها ناشی از ضعیف بودن ساختمان بوده که اغلب ساختمان‌های بدون اسکلت بودند، به ویژه آن هایی که آوار سنگین داشتند، مثل اهر، ورزقان یا شنبه بوشهر که به وضوح خسارات آن را مشاهده کردیم و زلزله ترکمنچای که در میانه هم رخ داد، افرادی که زیر آوار ماندند بیشتر کسانی بودند که آوار های سنگین به روی آن ها ریخته شده بود.

مبنای رسمی آمار متعلق به ساخت و ساز متعلق به نفوس و مسکن است، چرا که حدود 95 درصد از ساختمان های کشور مسکونی هستند. طبق آخرین آمار مرکز آمار ایران که متولی سرشماری نفوس و مسکن است و این آمار هر پنج سال یکبار انجام می شود، آخرین آمار سال 1395 بوده است .

بر اساس همان آمار به طور کلی حدود 23 میلیون واحد مسکونی داریم که از میان این ها حدود 10 میلیون واحد مسکونی فاقد اسکلت و از نوع ساختمان های خشت و گل، آجر و آهن، سنگ و آهن و.. است که نوعی از آن ها را در بم هم مشاهده کردیم. در بسیاری از روستاها، بافت های فرسوده شهری بسیار دیده می شود و می توان گفت که حدود 43 یا44 درصد از ساختمان های واحد های مسکونی از نظر سازه ای فاقد کیفیت لازم در برابر زلزله هستند و مقاومت کافی را ندارد .

قسمت عمده این ساختمان‌ها در روستاها است که دارای آوار سنگین هستند . چنین واحدهایی معمولاً در زلزله ها خسارت جنبی بیشتری دارند. در شهر ها هم اغلب در بافت های فرسوده معضل داریم که مثلا در شهری مثل تهران و حتی درمرکز شهر تهران هم داریم و از نزدیک به 1.5 میلیون پلاک ساختمانی، دویست تا 250 هزار پلاک در بافت فرسوده هستند و بیش از 2 میلیون نفر در چنین بافت هایی در تهران زندگی می‌کنند. این حالت را در شهرهایی مثل تبریز، مشهد، شیراز، کرمان و.. نیز داریم، یعنی معضل شهری ما در بسیاری از مناطق حاشیه نشینی هم هست. این ساختمان های نا ایمن در زلزله یکی از مشکلات اصلی مدیران بحران خواهد بود.

در طول تاریخ نوینی که بعد از توسعه ایستگاه های لرزه نگاری داریم، در هیچ شهر بزرگ یا نزدیک به یک شهر بزرگ، زلزله بزرگ نداشته‌ایم. باید به این دقت کنیم. به عنوان مثال اگر زلزله ای که در استان کرمانشاه رخ داد اگر در شهر کرمانشاه رخ می داد نوع بحران متفاوت می‌شد. در طول تاریخ جدید و دهه هایی که ثبت دستگاهی زلزله ها هست،هیچگاه زلزله در شهرهای بزرگ نبوده است، پس باید از این فرصتی که داریم استفاده کنیم و بودجه و سرمایه های خاصی را برای تغییر کیفیت ساخت و ساز، بافت های فرسوده و.. بگذاریم. اگر سرمایه گذاری نکنیم ده ها برابر آن صرف جبران خسارت خواهد شد.

نقش زیرساخت های ارتباطی مثل فرودگاه و جاده ها در امداد و نجات 

موضوع دیگری که در زلزله بم حائر اهمیت بود نحوه امداد رسانی بود. اهمیت فرودگاه بم نمایان کرد که چقدر زیرساخت ها می تواند مفید باشد، شاید از نظر اقتصادی بگوییم که مگر یک شهر می تواند چند مسافر داشته باشد، اما از نظر بنده فرودگاه بم نقش به سزایی در رسیدن نیرو های امدادی داشت .

در آن زمان به دلیل اینکه خوشبختانه فرودگاه آسیب ندیده بود هواپیماهای امدادی کشور های مختلف به زمین نشستند ،ماشین های سنگین از طریق فرودگاه به بم آمد. از نقاط کشور پرواز های زیادی در بم به زمین نشست، پس نتیجه می گیریم که زیرساخت های ارتباطی مثل فرودگاه و جاده ها نقش بسیاری در روند امدادرسانی دارند. ما چندین روز در این منطقه بودیم و قطعاً این موضوع یکی از درس  های زلزله بم است.

نقش نیروهای بین‌المللی در امداد و نجات 

زلزله بم نشان داد که جامعه جهانی در خصوص گرفتاری سایر کشور ها همدل هستند و قصد کمک به همدیگر را دارند که باید روابط بین المللی ما به گونه ای باشد که بتوانیم از این کمک ها برخوردار باشیم. این کمک ها در تمام دنیا مرسوم است و حتی کشورهای پیشرفته هم از دریافت کمک از کشور های دیگر استقبال می کنند. دیدیم که امکانات، تجهیزات و حتی از نظر علمی حضور نیرو های بین المللی کمک کننده است.

لزوم توجه به پیش نشانگرهای زلزله و پیش لرزه ها قبل از وقوع زلزله 

هرچند که ایستگاه‌های لرزه نگاری و شتابنگاری کمی داشتیم، اما طبق گفته معاون فرمانداری بم، سه بار زلزله را احساس کرده بودند. زمانی که چنین اتفاقی می افتد بسیار هوشیار می شوند که شاید زلزله دیگری اتفاق بیفتد، به طوریکه آن زمان شنیدم بعضی ها که  این را احساس کرده بودند حتی در حیاط خوابیده بودند .

پس گاهی، قبل از زلزله علائمی از لرزش های خفیف، سر و صدا یا .. ایجاد می شود. حین بازدید از قول مردم می شنیدم که چاه های فاضلابی صدای شکستگی می داده است. زمانی که لایه های زمین تحت فشار است گاهی شکستگی هایی رخ می دهد که با صدا همراه است. اگر به اینگونه مسائل بیشتر حساس باشیم، حداقل در مناطقی مثل شهر های کوچک و روستاها مردم می توانند این هوشیاری را داشته باشند. هوشیاری بسیار مهم است چون افراد می توانند عکس العمل سریع تری داشته باشند .

عدم تاثیرپذیری از رخ ندادن زلزله ها به مدت طولانی 

عدم وقوع زمین لرزه در یک منطقه نباید ما را فریب دهد و نباید فکر کنیم که اینجا زلزله نخواهد آمد .

پیش از زمان وقوع زلزله همواره در صحبت های خود می گفتیم اگر در بم زلزله می آمد آن ارگ بمی که چند هزار سال است پابرجاست تا به حال فرو ریخته بود، در حالی که به یکباره زلزله ای رخ داد که ارگ بم فرو ریخت. پس نباید فکرکنیم در کشور ما مکانی امن است .

عدم ساخت‌وساز دوباره روی محل وقوع زمین لرزه 

اینکه دوباره روی خط گسل زلزله بم دوباره ساخت و ساز کنیم اشتباه محض است، پس عدم ساخت و ساز روی گسلها و مکان های خطر درس مهم دیگری است که از زلزله بم گرفتیم، متاسفانه زلزله و گسل آن شناسایی شد، اما بعد از مدت ها دیده شد که در همان منطقه ساخت و ساز می شود. یا در حاشیه همان منطقه که گسل دیگری وجود دارد هم ساخت و ساز انجام شد.

لزوم توجه به بازتوانی روحی زلزله زدگان تا مدت‌های طولانی 

باید به مسئله بازتوانی و رسیدگی طولانی مدت به روح و روان بازماندگان یک زلزله اهمیت  داد.  زمانی که بازسازی ها به حدی رسید گفتیم کار تمام شد، اما آن مردم زجر دیده نیاز به حمایت‌های روحی و روانی داشتند، هنوز هم برخی از مردم به دلیل  عدم بازتوانی روحی و عدم کمک‌های روحی دچار مشکلاتی هستند.

توجه به مبانی شهرسازی طبق اقلیم و شرایط منطقه

کل شهر بم شبیه به یک خانه باغ است، این منطقه به دلیل وجود قنات ها پر از درخت های نخل است. اگر نقشه بم را از بالا نگاه کنیم مثل نگینی در دل کویر است، حیاط خانه مردم همان باغشان است .

متاسفانه عدم توجه به شیوه‌های سنتی نگهداری این باغ ها  و ساخت و سازهای بی رویه منجر به این شده که این باغ‌ها در معرض خطر قرار گیرد. شهر بم چهره و سیمای خود را از دست می‌دهد، بنابراین توجه به مبانی شهرسازی طبق اقلیم و شرایط منطقه است، در حالی که در ساخت‌وسازهای اخیر آن می‌بینیم که به این امر توجه نشده است.

توجه ویژه به مقاوم‌سازی ساختمان‌های فرهنگی و میراث تاریخی 

درس دیگری که از زلزله گرفتیم این بود که آثار تاریخی بسیار ارزشمند است و حفظ و نگهداری آن ها مفید است.

بازسازی که در ارگ بم اتفاق می افتد بسیار ارزشمند است. اما تا چند ماه پیش می دیدیم که قسمت اعظم از آن نیازبه کار دارد.

این نشان می‌دهد که توجه به آثار تاریخی و مقاوم‌سازی آن ها در برابر زلزله ها چقدر اهمیت دارد. البته در برابر زلزله های بسیار شدید شاید هیچ ساختمانی نتواند مقاومت کند و در زلزله‌های متوسط هم گاه دیده می‌شود که آثار تاریخی آسیب می بینند.

حفظ سیمای شهری در بازسازی پس از زلزله

حفظ چهره خانه باغ‌های بم و باغ شهر بم یک اولویت ویژه است. در بازسازی پس از زلزله، حفظ هویت و سیمای شهری بسیار مهم است این امر علاوه بر ارزش‌های بالای فرهنگی- تاریخی در حفظ پیوند بین مردم و محل سکونت خود بسیار تاثیرگذار است.

علی بیت‌الهی-عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی