کد خبر: ۴۲۴۳۶۷
تاریخ انتشار: ۱۲ بهمن ۱۴۰۲ - ۱۴:۴۹
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
تعداد بازدید: ۲۸۴

ملاقات مرگبار با پدرزن در توهم شیشه‌ای

مردی معتاد که متهم است پدرزنش را به قتل رسانده، این جرم را انکار کرد و گفت زمان حادثه تحت تاثیر شیشه دچار توهم شه بود.
 اعتمادآنلاین: متهم که مدعی است پدرزنش را در پی توهم شیشه زده‌، ادعا کرده او را به قتل نرسانده است.

یک سال قبل خبر گم شدن مرد میانسالی به نام یعقوب به ماموران داده شد. پلیس تحقیقات خود را آغاز کرد و متوجه شد آخرین نفری که با این مرد ارتباط داشت، دامادش آرش بود. آرش بعد از دیدار با پدرزنش مفقود شده ‌بود؛ اما در پی ردیابی‌های ماموران شناسایی و بازداشت شد.

آرش به پلیس گفت: با پدرزنم آخرین بار در زمین خلوتی اطراف تهران صحبت کردم و بعد از آن دیگر از او خبر ندارم.

بعد از اینکه ماموران به محل رفتند جسد مرد میانسال را پیدا کردند. تحقیقات پزشکی قانونی نشان می‌داد یعقوب بر اثر وارد شدن  ضربات سنگینی بر بدنش جان باخته ‌است. با انجام بازجویی دوباره از آرش، او به قتل اعتراف کرد و گفت به خاطر اختلاف با همسرش این کار را کرد.

با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد.

متهم در جلسه دادگاه بعد از اینکه با درخواست قصاص از سوی اولیای‌دم روبه رو شد، در جایگاه ایستاد. او اتهام قتل عمدی را قبول نکرد و گفت از پدرزنش کینه‌ای به دل نداشته و او را نکشته و فقط این مرد را هل داده است.

در پایان قضات وارد شور شدند و متهم را به قصاص محکوم کردند. رای صادره در دیوان عالی کشور مورد بررسی قرار گرفت و نقض شد.

متهم برای بار دوم پای میز محاکمه رفت. با توجه به اینکه همسر او رضایت داده بود سایر اولیای‌دم در جایگاه حاضر و خواستار صدور حکم قصاص شدند.

وقتی نوبت به آرش رسید، او اتهام را قبول نکرد و گفت: همسرم قهر کرده و به خانه پدرش رفته بود. من رابطه بسیار خوبی با پدرزنم داشتم. به او زنگ زدم و قرار گذاشتم تا با هم صحبت کنیم. به محل قرار رفتم و آنجا پدرزنم با دخترش تلفنی صحبت کرد و بعد از اینکه تلفن را قطع کرد من به توهم اینکه پدرزنم قصد کشتنم را دارد او را هل دادم و پرت کردم. شیشه مصرف کرده ‌بودم و حالم خیلی خراب بود برای همین هم دچار توهم شدم. پدر زنم روی زمین افتاد و غلت خورد و من هم با او غلت خوردم بعد او را روی دوشم گذاشتم که به بیمارستان برسانم؛ اما زورم نرسید و از ترس فرار کردم. من قصد کشتن او را نداشتم و به خاطر اعتیاد و تحت تاثیر توهم این کار را کردم.

با پایان جلسه دادگاه قضات برای تصمیم‌گیری وارد شور شدند.