کد خبر: ۴۲۵۳۵۰
تاریخ انتشار: ۲۹ بهمن ۱۴۰۲ - ۱۵:۳۸
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
تعداد بازدید: ۲۴۷

پورمحمدی: اگر انتخاب شویم و تعداد قابل توجهی هم باشیم، حتماً در زمینه اصلاح قانون انتخابات مجلس خبرگان اقدام می‌کنیم

دبیر عالی جامعه روحانیت مبارز گفت: در مورد انتخابات مجلس خبرگان دو نظر وجود دارد، یکی اینکه مجلس خبرگان مجلس افراد معمّر، شاخص و وزین است و خیلی جای رقابت‌ها، کشمکش‌ها و آن تبلیغات و هیجان انتخاباتی نیست و خلاف شئونات این مجلس است. همچنین برخی هم می‌گویند اصلاً ما نباید فضایی ایجاد کنیم که چنین محیطی ایجاد شود.
پورمحمدی: اگر انتخاب شویم و تعداد قابل توجهی هم باشیم، حتماً در زمینه اصلاح قانون انتخابات مجلس خبرگان اقدام می‌کنیم
خبرآنلاین: نام «مصطفی پورمحمدی» در اولین دور از اعلام صلاحیت‌های مجلس خبرگان رهبری در لیست ردصلاحیت‌ها بود، اتفاقی که برای او در پنجمین دوره این انتخابات نیز رخ داده بود، اما در نهایت در اعلام لیست نهایی تایید صلاحیت شدگان، پورمحمدی نیز مجوز ورود به انتخابات را گرفت تا در لیست جامعه روحانیت مبارز وارد این انتخابات شود.

پورمحمدی نقد صریحی به قانون فعلی انتخابات مجلس خبرگان دارد و تاکید دارد اگر به این مجلس راه یابد و فضای همراهی با او وجود داشته باشد برای اصلاح این قانون تلاش خواهد کرد.

با او گریزی نیز به ردصلاحیت چهره هایی، چون روحانی و علوی نیز زدیم و پاسخ پورمحمدی این بود که؛ «رد و تایید صلاحیت‌ها باید پذیرش اجتماعی یا پذیرش خود فرد را به همراه داشته باشد، اگر واقعاً دلایل رد درست و کافی است از خود فرد خواسته شود و او را قانع کنند که نباید ادامه دهد و خودش انصراف دهد که این معنای بهتری پیدا می‌کند، اما اگر او مقاومت کرد به نحوی اعلام شود که جامعه قانع شود در غیر این صورت تبعاتش، تبعاتی است که جامعه را درگیر سؤال، ابهام و تردید‌هایی می‌کنند که در بسیاری از موارد ضرر آن بسیار بیشتر است.»

بخش اول از گفتگو با حجت الاسلام و المسلمین مصطفی پورمحمدی، دبیرعالی جامعه روحانیت مبارز در با محوریت انتخابات مجلس پیش روی شماست.

*آقای پورمحمدی! چه شد که تصمیم به کاندیداتوری در انتخابات مجلس خبرگان گرفتید؟

حضور در فضا و فعالیت سیاسی و در جایگاه‌های تصمیم‌گیری موثر، برای همه یک وظیفه است. به این معنی که، هر کسی که استطاعت و توانایی دارد که برای خودش، مردمش و آیندگان، شرایط خوبی را رقم بزند، کمک کند و ارتقا ببخشد، لذا این یک وظیفه همگانی است. درنتیجه باید از کسانی که نیامدند، سوال کنید چرا نیامدند چراکه هر کسی شرایط و امکاناتی برای حضور دارد، احساس مسئولیت می‌کند و در خودش توانایی احساس می‌کند، این یک وظیفه است که در انتخابات داوطلب شود.

* شما در سال‌های گذشته همیشه مرد پشت صحنه فعالیت‌های سیاسی بودید، اما این بار حضور شما در قامت کاندیدای مجلس خبرگان به این معنی است که دیگر از پشت صحنه فعالیت‌های سیاسی به روی صحنه آمدید؟

خیر، من خیلی وقت است که...

شرایط مجلس خبرگان را باید خود اعضا بیان کنند، اگر بگویند که این تعداد فقیه، این تعداد مدیر، این تعداد حقوقدان، این تعداد نظامی برجسته در مجلس خبرگان حضور داشته باشند که می‌خواهند شئون نظامی رهبری را همراهی، همکاری و به رهبری کمک کنند، ظاهراً منع قانونی ندارد بلکه می‌شود گفت دلالت ضمنی هم دارد.

رسماً کاندیدا نشدم. البته من دوره قبل برای انتخابات مجلس خبرگان شرکت کردم، تایید نشدم و دوباره شرکت کردم؛ بنابراین در انتخابات مجلس خبرگان حضور پیدا کردم و حتی یک مرحله هم برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری همه کارهایم را انجام دادم، اما در آخرین لحظات ثبت‌نام نکردم، زیرا یک محاسبه‌ای کردم و دلایلی داشتم که شرکت نکردم والّا پیش‌تر هم در این عرصه‌ها پا گذاشته‌ام.

کاندیدا‌های مستقل انتخابات خبرگان، تغییر زیادی در انتخابات ایجاد نخواهند کرد

*در حال حاضر دست‌کم دو لیست برای انتخابات خبرگان وجود دارد یکی از طرف جامعه روحانیت مبارز و دیگری از طرف جامعه مدرسین حوزه علمیه قم. بعضی از افراد هم احتمالاً به صورت مستقل وارد شده‌اند که امکان دارد در هیچ یک از این دو لیست نباشند؛ پیش‌بینی شما از ترکیب آینده مجلس خبرگان چیست؟

تقریباً اکثر افرادی که ما در جامعه روحانیت معرفی کردیم با افرادی که جامعه مدرسین معرفی کرده مشترک هستند. فکر می‌کنم در کل کشور بیش از ۸۰ درصد نقطه اشتراک داریم و در تهران هم ۱۱ نفر تا الان مشترک هستند.

البته همانطور که اشاره کردید مستقلین هم درانتخابات خواهند بود، اما تلقی من این است که حضور آن‌ها تغییر زیادی در انتخابات نخواهد کرد به علت اینکه مجلس خبرگان کاندیدای زیادی ندارد، این رقابت در یک محدوده جمع و جور اتفاق می‌افتد و عملاً بخش زیادی از نمایندگان سابق رأی خواهند آورد و شاید یک تعدادی جدید باشند.

* اشاره کردید که تعداد کاندیدا‌های انتخابات مجلس خبرگان زیاد نیست، در هفته‌های اخیر این انتقاد مطرح بوده و در دوره‌های گذشته هم مطرح بوده که چرا تعداد کاندیدا‌های مجلس خبرگان مثل مجلس مثلاً دو، سه، چهار یا پنج برابر ظرفیت نیست؟ با توجه به اینکه در نظام جمهوری اسلامی سیستم حوزوی ما یک سیستم فعال و پرکار است و تعداد زیادی مجتهد هم خروجی این سیستم مدارس علمی است، به نظر شما جای تأمل نیست که چرا تعداد افرادی که می‌توانند در قامت نامزد مجلس خبرگان حضور پیدا کنند باید اینقدر کم باشد؟

اشکال در مورد تعداد پایین داوطلبین برای حضور در مجلس خبرگان وارد است. وقتی می‌گوییم در انتخابات، باید شرایط انتخاب و امکان گزینش فراهم باشد، یعنی همین. در حال حاضر ۸۸ کرسی مجلس خبرگان و ۱۴۴ نامزد داریم، یعنی برای هر صندلی، یک و نیم نامزد وجود دارد و این قدرت انتخاب را می‌گیرد.

این تعداد یعنی به طور طبیعی دو سوم این افراد رأی دارند و هستند. این شرایط انتخاب را بسیار کم‌معنی می‌کند. البته بحث‌هایی وجود دارد برای نمونه بعضی‌ها می‌گویند یک مجلس اعاظم است و خیلی جای رقابت نیست از این‌رو خیلی‌ها حاضر نیستند در این رقابت اصلاً بیایند.

همچنین برخی می‌گویند در شأن ما نیست که برویم، با همدیگر بگو و مگو کنیم، عکس بگیریم، ستاد انتخاباتی، رقابت و ... راه بیندازیم، ما اهلش نیستیم. طبعاً یک عده دیگری هم می‌گویند اصلاً ما نباید این فضا را ایجاد کنیم و مصلحت ما نیست.

کمبود افراد شایسته برای حضور در انتخابات خبرگان نداریم اما...

نظر برخی دیگر این است که بالاخره این انتخابات است، خودمان گفتیم انتخابات، بنابراین باید قوانین و شرایط انتخابات را فراهم کنیم. پس اگر انتخابات و این سازوکار گسترده را داریم، پس شرایطش را هم فراهم کنیم و این شرایط، شرایط مناسبی نیست. طبق این منطق، اشکال وارد است.

نکته دیگر اینکه افراد شایسته هم هستند کمااینکه تعداد زیادی هم از نظر شرایط علمی، اخلاقی، درک سیاسی و هم صلاحیت‌های مختلف، واجد شرایط هستند، بنابراین از این جهت کمبود نداریم. برای حضور افراد در انتخابات یک موضوع این است که باید تشویق کنیم، به این ترتیب که از قبل سازوکاری را تمهید کنیم که امکان حضور این افراد فراهم شود، البته نوع گزینش هم باید به نحوی باشد که قدرت جذب بیشتری داشته باشد.

نکته دیگر این است که خودم با برخی از فقهای شورای نگهبان صحبت کردم، آن‌ها هم همین اشکال را قبول داشتند و حرف‌شان این است که این در اختیار خود مجلس خبرگان است. به این معنی که خود مجلس خبرگان باید درباره قانون انتخابات و شرایط خبرگان تصمیم بگیرد و کس دیگری حق دخالت و حتی حق تفسیر قانونش را هم ندارد. یعنی برعکس مواد دیگر قانون اساسی که به عهده شورای نگهبان است، این ماده مربوط به مجلس خبرگان است.

برخی می‌گویند هیجان انتخاباتی خلاف شأن مجلس خبرگان است

در مجموع در مورد انتخابات مجلس خبرگان دو نظر وجود دارد، یکی اینکه مجلس خبرگان مجلس افراد معمّر، شاخص و وزین است و خیلی جای رقابت‌ها، کشمکش‌ها و آن تبلیغات و هیجان انتخاباتی نیست و خلاف شئونات این مجلس است.

از طرف دیگر بسیاری آمادگی و علاقه ندارند در این فضا وارد شوند. همچنین برخی هم می‌گویند اصلاً ما نباید فضایی ایجاد کنیم که چنین محیطی ایجاد شود. از این جهت نباید تعداد زیادی به میدان این انتخابات بیایند تا رقابت‌های آنچنانی بخواهد شکل بگیرد. البته عده‌ای هم می‌گویند این انتخابات است و باید بگوییم مسمّایی از انتخابات محقق شده است.

من جزء معتقدین به این قسم دوم هستم به این معنی که ما وقتی می‌گوییم انتخابات و از طرفی افراد واجد شرایط هم داریم، باید فضایی را آماده کنیم که امکان انتخاب گزینش برای مردم وجود داشته باشد و اینکه «ما انتخاب می‌کنیم» برای مردم معنی بدهد و بگویند بین آقای الف و ب و جیم و دال، آن کسی که فکر می‌کنیم بهتر است را انتخاب می‌کنیم و بعد هم همان رهبری که قرار است توسط این‌ها انتخاب شود، بدانیم توسط ما انتخاب شده، یعنی ما روی فرد منتخب تاثیر داریم و او هم دوباره در انتخاب نهایی تعیین‌کننده است.

مجلس خبرگان می‌تواند بگوید مجری و مرجع تایید صلاحیت‌ها جای دیگری باشد

قانون مجلس اول که نوشته شد گفتند شورای نگهبان شرایط انتخابات مجلس خبرگان را تعیین کند. بعدش دست خود خبرگان است که بگوید آیا شورای نگهبان برگزارکننده باشد یا جای دیگر باشد؟

از تایید صلاحیت و خیلی کار‌های دیگر.

*حتی مجری انتخابات؟

حتی مجری انتخابات، یعنی این‌ها می‌توانند بگویند ما می‌خواهیم یک مجری دیگر باشد، این مورد منع قانونی که ندارد هیچ، اصلاً اختیار دارند و قانون‌گذار اساسی به آن‌ها این اختیار را داده و تفسیرش هم به عهده خودشان است. فقط در قانون اساسی آمده نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان به عهده شورای نگهبان است یعنی شورای نگهبان طبق اصل ۱۰۹ بر انتخابات خبرگان رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و رفراندوم همگانی نظارت می‌کند.

اعضای مجلس خبرگان منع قانونی برای عضویت در احزاب و تشکل‌ها ندارند

*یکی از دلایلی که برای کم‌رنگ شدن انتخابات مجلس خبرگان مطرح می‌کنند این است که این مجلس خیلی سیاسی نیست، سیاسی به معنای مصطلحی که در فضای سیاسی کشور وجود دارد. حال آنکه به نظر می‌رسد مجلس خبرگان سیاسی‌ترین مجلس کشورمان است. ترکیب مجلس خبرگان یک ترکیب به شدت سیاسی است، حتی با ملاحظاتی مثل اینکه این افراد معمّم هستند و جزء بزرگان دینی و حوزوی هستند یا اینکه قبول دارید این مجلس یک مجلس کاملاً غیرسیاسی است؟

سیاسی به دو معناست. سیاسی به عنوان کنشگران میدانی سیاسی و احزاب که به این معنی نمی‌شود گفت مجلس خبرگان سیاسی است.

در حال حاضر ۸۸ کرسی مجلس خبرگان و ۱۴۴ نامزد داریم، یعنی برای هر صندلی، یک و نیم نامزد وجود دارد و این قدرت انتخاب را می‌گیرد. این تعداد یعنی به طور طبیعی دو سوم این افراد رأی دارند و هستند. این شرایط انتخاب را بسیار کم‌معنی می‌کند.

* ولی بعضی از اعضای خبرگان عضو احزاب و یا تشکل‌ها هستند.

اعضای خبرگان برای عضویت در احزاب و تشکل‌ها منع قانونی ندارند، اما شاکله مجلس خبرگان بر این اساس بسته نمی‌شود. البته چهره‌های شاخص سیاسی، تاثیرگذار در فضای سیاسی، صاحب‌نظر سیاسی و تعیین‌کننده در مسائل سیاسی عضو مجلس خبرگان هستند و اگر موردی غیر از این باشد خواسته خبرگان محقق نمی‌شود چراکه قرار است این افراد رهبر عالی کشور را انتخاب کنند.

رهبر عالی، در عین حال که عالی‌ترین مقام مذهبی محسوب می‌شود، بالاترین مقام سیاسی کشور هم هست. از این نظر اعضای مجلس خبرگان باید فهم سیاسی، درک سیاسی و نظر سیاسی داشته باشند تا بتوانند این وظیفه خود را خوب انجام دهند.

البته نکته‌ای وجود دارد که برخی به عنوان اشکال مطرح می‌کنند، به این ترتیب که آیا همه اعضای خبرگان باید روحانی و فقیه باشند؟ این یک مسئله اساسی است. وقتی سؤال می‌کنیم چرا؟ می‌گویند، چون شأن رهبر که فقط شأن فقاهت‌اش نیست.

ضمن اینکه شخص فقیه باید واجد شرایطی باشد و از طرفی یک عنصر باید دارای فهم سیاسی-اجتماعی، دارای شجاعت، مدیر، مدبّر، قدرت بر اجرا و مدیریت عالی کشور داشته باشد. تشخیص این ویژگی‌ها صرفاً در اختیار فقها نیست بلکه برخی از این ویژگی‌ها را اتفاقاً دیگرانی که در این عرصه‌ها تجربه دارند، قدرت تشخیص بهتری دارند و برای اینکه انتخاب بهتری صورت بگیرد، ضمن اینکه آن شرط فقاهت و عدالت و ... سر جایش است، این شروط دیگر را هم باید سایر متخصصان نظر بدهند.

مجلس خبرگانی که ۵۰ درصدش را نخبگان تشکیل دهند، اعتماد بیشتری ایجاد می‌کند

این حرف منطقی و عقلایی و درست است و اتفاقاً این برای افکار عمومی هم قناعت بیشتری ایجاد می‌کند. به عبارت دیگر وقتی افکار عمومی می‌گوید یک مجلس مثلاً ۵۰ درصدش از فقها تشکیل شده و ۵۰ درصدش از برجستگان و نخبگان در عرصه‌های دیگر تشکیل شده، احساس می‌کنند این رهبری که انتخاب شده، واقعاً شایستگی برای این جایگاه را دارد و طبعاً باعث افزایش اعتماد عمومی شده و قدرت و پشتوانه رهبری را افزایش می‌دهد.

اما نکته این است که نمی‌شود که بر اساس ذوق، فهم، درک و نظر یک جمع این اتفاق در مجلس خبرگان صورت بگیرد، بلکه باید مبتنی بر قانون اتفاق بیافتد. این مورد هم تقریباً جزء قوانین اساسی و حکم قانون مادر را دارد، این جزء قوانین مادر است لذا یا باید در قانون اساسی این تغییر حاصل شود و یا در جای دیگر، اما در هر صورت جزء قوانین مادر است.

شرایط انتخابات مجلس خبرگان کامل و جامع به عهده نمایندگان این مجلس گذاشته شده است

در قانون اساسی ما به این معنی صراحت نداریم، اما باز در همان اصل ۱۰۸ قانون اساسی که مرتبط با مجلس خبرگان رهبری است و یکی، دو اصل دیگر به این قضیه اشاره شده است البته وظایف خاصی بیان نکرده بلکه می‌گوید تعیین رهبر به عهده مجلس خبرگان رهبری است به این شرط که باید قدرت تشخیص داشته باشند، همچنین در بند‌های مذکور گفته شده شرایط این افراد، نحوه انتخاب 

captcha