کد خبر: ۴۲۵۷۱۷
تاریخ انتشار: ۰۶ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۳:۴۹
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
تعداد بازدید: ۳۵۲

به خاطر ازدواج با پسر مورد علاقه‌ام از خانه فرار کردم اما حالا …

اعتیاد زندگی نسیم و فرهاد را به بن‌بست کشانده ‌است. آنها با وجود داشتن یک فرزند تصمیم به جدایی گرفته‌اند.
اعتیاد زندگی نسیم و فرهاد را به بن‌بست کشانده ‌است. آنها با وجود داشتن یک فرزند تصمیم به جدایی گرفته‌اند. نسیم درباره زندگی‌اش برای اعتمادآنلاین توضیح می‌دهد.

*چند سال است ازدواج کرده‌اید؟


12 سال قبل عاشق فرهاد شدم و در حالیکه همه مخالفت بودند تصمیم به ازدواج گرفتم و با او ازدواج کردم.

*بچه دارید؟

بله یک دختر 10 ساله داریم.

*چرا تصمیم به جدایی گرفته‌ای، در حالیکه می‌گویی با عشق ازدواج کردید؟

فرهاد به شیشه اعتیاد دارد. فکر می‌کردم می‌توانم کاری کنم که زندگی او عوض شود و آنقدر من را دوست داشته باشد که بتواند اعتیادش را ترک کند اما اشتباه می‌کردم.

*زمانی که با هم ازدواج کردید هم اعتیاد داشت؟

بله. به همین خاطر هم پدرم مخالف بود البته آن زمان اعتیادش جدی نبود و تفننی می‌کشید اما پدرم متوجه شده‌ بود و به شدت با ازدواج من مخالف بود.

*وقتی پدرت مخالف بود چطور ازدواج کردی؟

از خانه فرار کردم. با فرهاد رفتیم شمال و بعد پدرم رضایت داد اما گفت حق ندارم دیگر به خانه او بروم.

*در این سالها به خانه پدرت نرفتی؟

نه. او اجازه نمی‌داد بروم و حاضر هم نشد فرهاد را ببیند.

*حالا چرا می‌خواهی طلاق بگیری؟

اعتیاد فرهاد شدید شده. او نسبت به من بدبین شده و چندین بار روی من دست بلند کرده ‌است. به همین خاطر حاضر نیستم دیگر با او زندگی کنم چون می‌دانم به من و دخترم آسیب می‌رساند.

*نظر فرهاد چیست؟

گفته‌ام اگر اعتیادش را ترک کند دوباره با او ازدواج می‌کنم اما هردو می‌دانیم او اعتیادش را کنار نمی‌گذارد.

*حالا که می‌خواهی طلاق بگیری و پدرت هم با تو قهر است کجا می‌مانی؟

طلاق بگیرم می‌توانم به خانه پدرم بروم. حالا هم آنجا زندگی می‌کنم. حکم طلاق بیاید پدرم بیشتر حمایتم می‌کند.