لاریجانی: یاس مردم از صندوق رأی، مقدمه ایجاد دیکتاتوری است / یک رای اعتراضی ممکن است حکومت را به خود بیاورد اما روش پرهزینه ای است
علی لاریجانی گفت: مردم صرفا به یک تفکر رای نمیدهند، به افراد با ارادهای را میدهند که صاحب یک تفکر باشند و قدرت اجرای آن را داشته باشند و گرنه به یک عالم رای نمیدهند. مردم به یک سیاستمدار رای میدهند و تفاوت سیاستمدار یا یک دانشمند این است که دانشمند شرایط را توصیف میکند، اما سیاستمدار تغییر شرایط را دنبال میکند.

علی لاریجانی گفت: مردم صرفا به یک تفکر رای نمیدهند، به افراد با ارادهای را میدهند که صاحب یک تفکر باشند و قدرت اجرای آن را داشته باشند و گرنه به یک عالم رای نمیدهند. مردم به یک سیاستمدار رای میدهند و تفاوت سیاستمدار یا یک دانشمند این است که دانشمند شرایط را توصیف میکند، اما سیاستمدار تغییر شرایط را دنبال میکند.
به گزارش «تیک»، علی لاریجانی، رئیس ۳ دوره مجلس، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و مشاور رهبر انقلاب که یکی از شاخصترین چهرهها در پروژه خالص سازی اقلیت بوده است، هنوز هم تاکید جدی بر حل مشکلات از مسیر صندوق رأی دارد و معتقد است؛ «اگر یک زمانی یک ساختاری از حکومت اشتباه کرد، مردم باید با حضور خود آن اشتباه را رفع کنند و به حکومت بگویند ما راه خود را متوجه شدیم. رای ندادن مسیری است که کشور را به سمت سلطه اقلیت خواهد برد.»
او در گفتگویی با خبرآنلاین، نحوه بررسی صلاحیتها را مطابق با تاکید رهبری درباره انتخابات رقابتی و مشارکتی نمیداند، اما همچنان تاکید دارد که «اگر ما تلاش کردیم که به گونهای در انتخابات رای بدهیم که افراد توانمندتر یا دارای حریت لازم برای احقاق حقوق مردم وارد مجلس شوند، آن وقت یک گام به اصلاح امور نزدیکتر شدهایم.»
لاریجانی گریزی نیز بر برخی شبههها درباره اختیارات رهبری میزند و میگوید؛ «در آن ۱۲ سالی که من رئیس مجلس بودم هیچ زمان ندیدم که ایشان دستوری به مجلس بدهد و فقط یک مورد به من به عنوان شخصی که رئیس مجلس بودم دستوری دادند. من اشهد بالله ندیدم که ایشان بگوید این قانون را تصویب کنید یا، چون من میگویم حتما این کار باید بشود، یا یک وزیر را حتما بیندازید.»
تشکیل «دولت وحدت ملی» نکته مهم دیگری است که لاریجانی در این گفتگو مطرح میکند و معتقد است؛ «هیچکدام از این جریانات چپ و راست، ظرفیت رساندن بار مسئولیت کل مردم ایران را ندارند و سطح نخبگی در ملت ایران خیلی بیشتر از حد این جریانات سیاسی است و ما باید آن را بپذیریم.»
«رأی اعتراضی»، «سلطه اقلیت بر اکثریت»، «وکیل الدوله» و ... از دیگر محورهای گفتگوی محمد مهاجری با علی لاریجانی است که مشروح آن در ادامه آمده است؛
* آقای لاریجانی! در انتخابات ۱۱ اسفند شرکت میکنید؟
اگر بخواهیم اصلاحاتی در کشور ایجاد شود، راهی به جز این وجود دارد؟
* شنیده میشود که این روزها برخی میگوید در انتخابات رای اعتراضی به معنی رای سفید میدهند. آیا شما این را یک راهبرد موثر میدانید؟
آن را راهبرد موثری نمیدانم. این نوع کارها ممکن است کشور را به سمت دیکتاتوری ببرد. کشورهایی به سمت دیکتاتوری میروند که از طریق قهر مردم، یک اقلیتی سوار بر همه امور میشوند یا ساختارهای حکومت گاهی کاری میکنند که مردم روش اشتباهی را انتخاب کرده و نتوانند حضور پیدا کنند.
اگر یک زمانی یک ساختاری از حکومت اشتباه کرد، مردم باید با حضور خود آن اشتباه را رفع کنند و به حکومت بگویند ما راه خود را متوجه شدیم. رای ندادن مسیری است که کشور را به سمت سلطه اقلیت خواهد برد. اگر اشکالاتی هم وجود دارد، باید با رأی دادن اصلاح شود.
یک رای اعتراضی ممکن است حکومت را به خود بیاورد، اما روش پرهزینهای است
* انتخابات مجلس دوازدهم با دیگر ادوار انتخابات متفاوت است. یکی از ویژگیهای این انتخابات فضای سرد موجود است. تحلیل شما از این فضای سرد انتخابات چیست؟
من این بحث را بارها در رسانهها مشاهده کردهام که مطرح میکنند فضا به دلایل مختلف سرد است. برخی معتقدند که شرایط اقتصادی در این رای دادنها تاثیر داشت، چون اصلاحات عمیقی در این خصوص صورت نگرفته و از این جهت مردم در عسرت هستند. برخی دیگر، بخشی از رفتارهای حکومت را چه در امر انتخابات و چه امور دیگر قبول ندارند. من فکر میکنم همه این حرفها ممکن است در جای خود درست باشد. مشکلات اقتصادی وجود دارد و بخشهایی از حکومت درست کار نکرده باشند؛ نمیتوان تلقی مردم را نادرست دانست. اما سوالی مطرح میشود که آیا نتیجه این است که در انتخابات شرکت نکنند؟ یا نتیجه این است که به گونهای در انتخابات شرکت کنند که به اصلاح امور بیانجامد؟
اگر این امور درست باشد که برخی از آنان درست است، و اگر مردم تصور کنند با رای ندادن درست میشود این همان چیزی است که یک عدهای میپسندند. حضور بیشتر مردم و رای دادن به کسانی که میخواهند تغییر ایجاد کنند باعث حرکت مسیر به سمت اصلاحات میشود. هر چند که ممکن است گامهای آن وسیع نباشد. یک نکتهای ممکن است در ذهن مردم باشد و آن همین بیان شما است؛ یک رای اعتراضی ممکن است حکومت را به خود بیاورد. به نظرم این روش پر هزینهای است چرا که یک عده از این سوء استفاده کرده و شرایط را سختتر میکنند.
نباید برای حکومت ها، زندگی کردن با اقلیت عادت شود
اگر مردم با رای خودشان اشکالاتی را که دستگاه حکومت دارد رفع کنند و نشان بدهند که رای ما برای رفع مشکلات است، دو سود دارد. یک: گام اصلاحی برداشتند دو: مشارکت سیاسی موثری که وظیفه یک انسان مسئول است.
اگر خدایی ناکرده رای ندادنها شرایط را به سمت یک دیکتاتوری ببرد خسارت بسیار بزرگی است. اینکه رهبری تاکید میکنند مردم حضور چشمگیری در انتخابات داشته باشند برای جلوگیری از خطر دیکتاتوری است و نباید برای حکومتها زندگی کردن با اقلیت عادت شود و باید بدانند که پشتوانه آنان رای اکثریت باشد.
هنوز هم تنوع در انتخابات وجود دارد، اما متوازن نیست
* یکی از انتقادات و حتی یکی از منشأ اعتراضات برای کاهش مشارکت در انتخابات این است که میگویند اگر چه شورای نگهبان عدد بالایی از کاندیداها را تایید صلاحیت کرده است، اما در این تعداد تنوع سلیقه وجود ندارد. آیا شما این انتقاد را قبول دارید و اگر فردی با انتقاد از این مسئله، عدم حضور خود را در انتخابات توجیه کند؛ آن را میپذیرید؟
این انتقاد به نظر من هم تا حدی درست است، اما هنوز هم تنوع در انتخابات وجود دارد. اگر بخواهیم اشکال را دقیقتر تحلیل کنیم، نکته اول این است که قانون انتخابات دیر ابلاغ شد و فرصت نام نویسی افراد در انتخابات کم بود، لذا افراد مشهور جریانهای سیاسی فرصت کمی برای مشورت و تصمیم گیری برای ثبت نام در انتخابات داشتند. همچنین بررسی ثبتنامها دو مرحلهای شده بود که در گذشته اینگونه نبود.
نکته دوم این است که رهبر انقلاب بر حضور سلایق مختلف در انتخابات تاکید کردند. باید دستگاههای مختلف حکومتی توجه میکردند که این سلایق مختلف را در صحنه زنده نگه میداشت و بهتر از این نیز میتوانستند عمل کنند. من فکر میکنم الآن هم اینگونه نیست که سلایق مختلف در انتخابات حضور نداشته باشند، در انتخابات حضور دارند، اما ممکن است متوازن نباشند.
افراد در پارلمان مهم هستند؛ حتی یک فرد
* فرمودید به خاطر زمان کم، برخی از افراد مشهور در انتخابات ثبتنام نکردند، اما برخی بر این باورند که اگر ما در انتخابات ثبتنام کرده و رای هم میآوردیم، تغییری در ساختار مجلس نمیتوانستیم ایجاد کنیم و یا نظام سیاسی کشور خیلی قابل اصلاح نبود. شما تصور میکنید که نظام سیاسی کشور اصلاحناپذیر شده است؟
با توجه به سابقهای که من در مجلس دارم، افراد در پارلمان بسیار مهم هستند حتی یک فرد. یک زمانی مرحوم آیتالله مدرس در مجلس یکتنه شرایط نه تنها مجلس را بلکه شرایط کل کشور را تغییر میداد. آن زمانی که روسها تا قزوین پیشروی کردند و به حکومت وقت آن زمان، یعنی وثوقالدوله اولتیماتوم دادند که باید هزینه ما را بدهید و گرنه ما تهران را تصرف میکنیم، دولت تسلیم شده بود.
شاه قاجار نیز در حال عزیمت از تهران به اصفهان بود که اگر تهران تصرف شد، او تشریف نداشته باشد؛ یک نفر در این شرایط ایستادگی کرد و آن مدرس بود. مدرس در مجلس ایستاد و گفت که «اگر بنا بر تحمیل شرایطی به ما است، چرا با دست خودمان از آن استقبال کنیم؟ پس ما میایستیم.» همین ایستادن او، غیرت مجلسیها را به جوش آورد و سپس شرایط به بیرون از مجلس کشیده شد.
در قانون اساسی هم آمده که هر نماینده مجلس، نماینده کل کشور و کل ملت است. اگر فردی در مجلس فعال باشد و حریت لازم را در صیانت از حقوق مردم داشته باشد، میتواند موفق باشد. به نظر من این تعبیر که نمیتوان تغییری ایجاد کرد، هم تاریخ نشان داده که میتوان و هم در مجلس به این شکل نیست.
یکی از رنجهای مجلس نبودن افراد کارآزموده و متخصص است
نکته دوم این است که مجلس از یکسری مسائل رنج میبرد. یکی از رنجهای مجلس، نبودن افراد کارآزموده و متخصص در رشتههای مختلف است. کار کاشناسی مجلس باید عمیقتر باشد. اگر افرادی که کاندیدا شدند، افراد باسابقهای باشند یا علم کافی و تجربه اجرایی قوی داشته باشند، میتواند تاثیر زیادی در اصلاح امور داشته باشند.
دولت قانون بودجه را نوشته و تقدیم مجلس میکند. نمایندگان میتوانند این لایحه را دقیق بررسی یا آن را سرسری بررسی کنند. اگر مجلس به صورت دقیق بتواند نیازهای مردم را حل کند، مشکلات بازنشستگان را حل میکند یا چرخ تولید کشور راه میاندازد.
مجلس وکیل الدوله را زیان بار میدانم؛ بسیار زیاد
اصلاح امور و حق نهاد تقنینی، کار مجلس است و یک مجلس توانمند، در احقاق حقوق مردم و ایستادگی در پای مشکلات آنان موثر است. اگر مجلس بدون پشتوانه مردمی باشد، نمیتواند در مقابل دولت توانمند باشد. یعنی رای مردم به نمایندگان، میتواند آنان را قدرتمند کند.
نهادهای حکومتی هم باید تجدید نظر کنند که رجالی که انتخاب میکنند از گروههایی نباشند که فقط هنرشان بددهنی است و از افرادی باشند که توانی برای اداره کشور دارند و کارهای زیادی انجام داده باشند.
* یعنی شما مجلس وکیلالدوله را زیانبار میدانید؟
بسیار زیاد و حتی این لفظ هم رنجآور است.
وکیلالدوله بودن به معنای با مردم نبودن است
* بعضا میگویند مجلس باید با دولت هماهنگ باشد تا کارها روبه جلو برود.
بین اینکه مجلس چوب لای چرخ دولت نگذارد یا وکیلالدوله باشد، زمین تا آسمان تفاوت وجود دارد. وکیلالدوله بودن به معنای با مردم نبودن است. اینکه سه قوه را در دولتهای مدرن ممتاز کردند، برای این است که دولت قدرت اجرایی قوی دارد و یک نهادی مانند مجلس که نمایندگان مردم در آن هستند، قدرت دولت را مهار کند تا هرکاری نتواند انجام بدهد. زمانی که دولت امکان اطلاعاتی دارد، امکانات مختلف انتظامی دارد، قدرت مالی دارد، امکان تجاوز به حقوق مردم را دارد؛ نمایندگان ملت باید دولت را روی ریل بیاورند و اگر خواست تعدی انجام بدهد، جلوی او بایستند.
این وکیلالدوله بودن به این معناست که شأن وکیل ملت بودن را از دست بدهد. نمایندگانی که توسط مردم انتخاب میشوند، وکیل آنان هستند. این مسئله به معنی ستیز با دولت نیست و او باید در چارچوب مصوبات مجلس عمل کند.
مرحوم مدرس یک نماینده شاخص در ایران بود. مدرس بارها در مجلس تاکید کرد که وزرا حق
پسندیدم 0
گزارش خطا
