کد خبر: ۴۲۶۴۰۷
تاریخ انتشار: ۱۹ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۵:۳۸
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
تعداد بازدید: ۱۱۷۰

راز شلیک مرگبار به تازه عروس در هاله‌ای از ابهام

انکارهای مردی که به قتل همسرش متهم است باعث شد پرونده قتل تازه عروس به دادسرا بازگردانده و تحقیقات از سر گرفته شود.
اعتمادآنلاین: پیش‌تر همسر این تازه‌عروس به عنوان متهم به قتل بازداشت شده‌ بود و پرونده در دادگاه کیفری‌ استان تهران مورد رسیدگی قرار گرفت؛ اما با تصمیم دادگاه، پرونده برای تحقیقات بیشتر به داسرا بازگردانده شد.

بر اساس محتویات پرونده یک سال قبل زن و مردی به ماموران خبر دادند دخترشان به نام گلاره جان باخته ‌است. این زوج به ماموران گفتند جسد دخترشان در تخت‌خواب پیدا شده ‌است.

با حضور ماموران و آغاز تحقیقات مشخص شد گلاره با شلیک گلوله به قتل رسیده و احتمالا قاتل نیز یک آشناست چون هیچ آثاری از مقاومت در محل پیدا نشد.

مادر و پدر گلاره علیه دامادشان شکایت کردند. آنها گفتند: چند ساعتی بود که دخترم جواب تلفن نمی‌داد. من به آرش دامادم زنگ زدم، او پسرعموی دخترم هم هست. آرش گفت گلاره در خانه است و بعد به من گفت تو به سمت خانه ما برو، من هم از سر کار می‌آیم. وقتی رسیدم در زدم. کسی در را باز نکرد. وقتی دامادم رسید با کلید در را باز کرد و وارد خانه شدیم و با جسد دخترم روبه‌رو شدیم. من فکر می‌کنم با توجه به اختلافتی که دخترم و دامادم داشتند احتمالا آرش او را کشته‌ است.

آرش این اتهام را رد کرد و مدعی شد همسرش خودکشی کرده‌ است.

این در حالی بود که پزشکی قانونی احتمال خودکشی را رد کرد. همچنین کارشناسان اسلحه اعلام کردند عامل قتل برای کشتن گلاره از بالش استفاده کرده تا صدای شلیک همسایه‌ها را باخبر نکند.

با تکمیل تحقیقات و صدورکیفرخواست علیه متهم، پرونده به دادگاه کیفری ‌استان تهران فرستاده شد و متهم برای محاکمه به شعبه 7 دادگاه کیفری‌ استان تهران رفت.

در جلسه رسیدگی بعد از اینکه کیفرخواست علیه متهم خوانده شد پدر و مادر گلاره درخواست قصاص دامادشان را مطرح کردند.

پدر گلاره گفت: آرش برادرزاده من است. او سابقه قاچاق مواد مخدر دارد. وقتی به خواستگاری دخترم آمدند، به ازدواج آن دو رضایت دادم؛ اما بعد از مدتی متوجه اختلافات شدید بین آرش و گلاره شدم. چندین بار عروسی به خاطر این اختلافات عقب افتاد. در نهایت مراسم عروسی چند ماه قبل از مرگ دخترم برگزار شد. ما فکر می‌کردیم اگر آنها زیر یک سقف باشند همه چیز درست می‌شود؛ اما آرش دخترم را کشت. او خلافکار است.

وقتی نوبت به آرش رسید، او اتهام را رد کرد و گفت: در زمان مرگ گلاره، سر کار بودم. وقتی مادر گلاره به من زنگ زد، از محل کارم به سمت خانه آمدم. همسرم سابقه خودکشی داشت. او چندین بار خودکشی کرده بود و من می‌دانم این بار هم خودش باعث مرگ خودش شده‌ است.

بعد از گفته‌های متهم و با توجه به اینکه ابهاماتی در پرونده بود، قضات، پرونده را به دادسرا بازگرداندند و خواستار رفع ابهامات و تحقیقات بیشتر درباره قتل گلاره و ادعای حضور متهم در محل کارش شدند. به این ترتیب پرونده یکبار دیگر در دادسرا به جریان افتاد.