کد خبر: ۴۲۶۶۶۴
تاریخ انتشار: ۲۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۷:۴۸
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
تعداد بازدید: ۲۵۲

فرشاد مومنی: همه چیز در جامعه ما دفرمه و از ریخت افتاده /در بیست سال، رشد تورم ۳۰۹۰ و رشد نقدینگی ۱۰۲۵۰ بوده است

فرشاد مومنی، اقتصاددان و رئیس موسسه دین و اقتصاد گفت: در واقع همه چیز در جامعه ما دفرمه و از ریخت افتاده است. حال سوال این است که چرا چنین اتفاقی رخ داده است. پاسخ مشخص است، زیرا این امر در کادر نظام حیات جمعی دیده نشده یا نخواسته که دیده بشود.
فرشاد مومنی: همه چیز در جامعه ما دفرمه و از ریخت افتاده /در بیست سال، رشد تورم ۳۰۹۰ و رشد نقدینگی ۱۰۲۵۰ بوده است

فاصله «ایران» با «آرمانشهر توسعه‌یافتگی» هر روز بیشتر از گذشته می‌شود و به موازات «عقب‌ماندن ایران از مدار توسعه‌یافتگی» تمام اندیشمندان و دلسوزان این مرز و بوم، ضمن ابراز نگرانی از «فرصت‌سوزی تاریخی» و «تاسف خوردن از توسعه‌یافتگی رقبای خود» تلاش دارند تا راهکاری را برای برون‌رفت از این «بحران دائمی» ارائه کنند. با این حال دغدغه‌مندان توسعه در این کشور بر این باورند که باید سیاست‌های علمی و حاکمیت دانایی در اولویت تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان قرار بگیرد تا بتوان شرایط بهتری را برای کشور رقم زد وگرنه امکان رهایی از «دومینوی مشکلات توسعه‌نیافتگی» وجود ندارد.

 

به گزارش تیک به نقل از اقتصاد۲۴، وجود این دغدغه‌ها موجب شد تا «موسسه مطالعات دین و اقتصاد» در نشستی تحت عنوان «دانایی و توسعه» که به بهانه رونمایی از کتاب «اندیشه بی‌خانمان اثر زنده‌یاد علی رضا قلی» برگزار شده بود به دغدغه تاریخی علی رضا قلی یعنی استمرار توسعه‌نیافتگی بپردازد. در این جلسه پس از سخنرانی محمد رضا بهشتی و حسن طایی، فرشاد مومنی دلایل توسعه‌نیافتگی ایران را مورد واکاوی قرار داد.

فرشاد مومنی به دغدغه‌های زنده‌یاد رضاقلی اشاره کرد و گفت:دوستان هریک از یک زاویه ضرورت انتشار این کتاب را مورد بررسی قرار دادند و دلایل انتشار این کتاب را به عنوان نقطه عطف متذکر شدند. من با تمسک به دغدغه اصلی زنده‌یاد دکتر رضا قلی، موضوع را بررسی خواهم کرد و تلاش دارم تا به ابهامات و پرسش‌های آقای طایی هم پاسخ بدهم. مساله اصلی و دغدغه محوری علی رضاقلی مساله استمرار توسعه نیافتگی در ایران است. همه افرادی که از دریچه توسعه به ایران نگاه می‌کنند (چه در داخل ایران و چه در خارج از ایران) این دغدغه مهم را داشته و ابایی ندارند که از لفظ پارادوکس ایران استفاده کنند.

مومنی تصریح کرد: ظرفیت‌های انسانی و مادی این جامعه و بنیه تمدنی آن، این انتظار را شکل می‌دهد که کارنامه درخشانی وجود داشته باشد، اما با توجه به واقعیت‌های موجود ایران و چشم‌انداز موجود، نه تنها تامین نمی‌شود بلکه از جهاتی دقیقا عکس آن را می‌بینیم. به عبارت دیگر کارنامه با ظرفیت‌های مادی و انسانی ما تناسبی نداشته و حق مطلب را ادا نمی‌کند.

رئیس مؤسسه دین و اقتصاد گفت: دغدغه رضاقلی استمرار توسعه‌نیافتگی بوده و به اعتبار آشنایی بسیار عمیقی که ایشان با دستگاه نظری نهادگرایی پیدا کرده بودند در سطوح قابل اعتنایی آن پرسش تاریخی عمیقی که در عرصه معرفت بشری همواره مطرح بوده است یعنی دلیل‌کاوی در برابر علت‌کاوی را بررسی می‌کند. به نظر می‌رسد که در دستگاه نظری نهادگرایی به شکل بسیار قابل اعتنایی حل و فصل شده است. اگر دوستان علاقمند هستند می‌توانند مقدمه نوشته شده من در کتاب فهم فرایند تحول اقتصادی را مطالعه کنند که از جهت جنبه‌های اندیشه‌ای توسعه، یک قله تکرارنشدنی در ادبیات توسعه محسوب می‌شود. این نکته تبیین شده که نهادگرا‌ها چگونه بین دو عامل آشتی برقرار کردند. اما در کنار آن آشتی که به تاثیرات متقابل این دو اذعان می‌کنند، گفته می‌شود که تقدم با وجوه معناکاوانه است.

 

برخورد اشتباه با پدیده‌های اجتماعی

 

نویسنده کتاب کالبدشناسی یک برنامه توسعه گفت: فردی که راجع به توسعه فکر می‌کند، می‌داند که در قلب و مرکز توسعه، مسائل علم و فناوری قرار می‌گیرد؛ بنابراین رضاقلی ناگزیر است که به این‌ها توجه کند. سال گذشته که کتاب درخشان آقای رضاقلی را تحت عنوانکتاب سراب گرایی صنعتی در جامعه قبایلی ایران رونمایی کردیم همانجا گفتم که واقعا این طرز نگاهی که به مساله بنیه تولید فناورانه در ایران که توسط آقای رضاقلی انجام شده است جز متون قابل اعتنایی تالیفی به زبان فارسی محسوب می‌شود. پس همانطور که به مساله فناوری توجه کرده است به مساله علم هم توجه کرده است. به طور طبیعی همانند بسیاری از متفکران بزرگ توسعه، اگر از دریچه Science به علم نگاه کنند باز در همان Science علوم اجتماعی و انسانی، جایگاه رفیع و منحصر به فردی پیدا می‌کنند. طبیعی است که آقای رضاقلی هم به همین مساله توجه داشته باشد. آن ابهامی که آقای طایی عزیز از صفحه ۲۱ کتاب خواندند و در مورد آن، ابراز تردید کردند. این تعبیر اولین گزاره‌ای است که ایشان مطرح می‌کنند که کشورمان به اجبار تمدن جهانی پای از گلیم اقتصاد معیشتی - غارتی بیرون گذاشت که آقای طایی راجع به این ابراز تردید کردند. به نظر من تنها رضاقلی نیست که به این مساله توجه می‌کند و ابن توجه یک توجه اعتلابخش است.

استاد اقتصاد دانشگاه علامه گفت: برخوردی که در مملکت ما با موضوع توسعه می‌شود. یک برخوردی است که با مساله انقلاب اسلامی هم می‌شود. کما اینکه با انقلاب، مشروطیت و جنبش ملی شدن صنعت نفت هم همین برخورد شده است. بدتر اینکه، ادا درآوردن و مدگرایی پوچ به عامل بدبختی ما تبدیل شده است. الان عده‌ای راه افتادند و خطاب به دیگران می‌گویند که بیایید و عذرخواهی کنید که در انقلاب نقش داشتید یعنی تصور این‌ها این است که پدیده انقلاب اجتماعی پدیده‌ای بود که با بسته‌بندی به ما تحویل دادند و کفتند که «عزیزم از این‌ها هم داریم. آیا شما میل دارید یا نه بعد ما در برابر چیز‌های دیگری که به ما تعارف شده بود مقایسه کردیم و بعد گفتیم ممنون الان میل ما به انقلاب می‌کشد»!

 

به حاشیه راندن مسائل بنیادین و برجسته کردن مسایل دم‌دستی

مومنی تصریح کرد: شبیه همین برخورد با مساله توسعه هم می‌شود. این نوع برخورد‌ها، موجب غصه فراوان است که حکومت گرامی ما چگونه مسائل بنیادین را به حاشیه می‌راند و مسائل دم دستی سطحی را برجسته می‌کند. این‌ها نشان‌دهنده ضعف در گفتگو و تبادل‌نظر است. حتی اهل علم هم حوصله و ادب لازم برای گفتگو را ندارد و ضوابط و معیار‌ها کمتر رعایت می‌شود.

 

رئیس موسسه دین و اقتصاد درادامه افزود: دوستانی که به نسل من می‌گویند که تو هم آن زمان انفلاب بودی پس باید عذرخواهی کنید به آن‌ها توصیه می‌کنم که کتاب تاریخ بی خردی خانم باربارا تاکمن را بخوانند. در این کتاب، پنج نفطه عطف تاریخ بشر را بررسی کرده و تصریح دارد که عادی‌ترین انسان‌های تاریخ، واقعیت را درک می‌کردند، اما در ساختار قدرت حاکمان موضوعات دم دستی ساده را درک نکرده بودند. آن پنج نقطه عطف، از اسب تروا شروع می‌شود و با جنگ ویتنام خاتمه می‌یابد. خانم تاکمن حتی تجربه سقوط واتیکان را بررسی کرده است که واقعا مرور تک تک ابن تجربیات خیلی قابل اعتنا است. در مقام جمع‌بندی به جامعه بشری هشدار می‌دهد. مضمون هشدارش این است که علوم سیاسی در عرصه‌های مختلف معرفت انسانی و اجتماعی جز نابالغ‌ترین علوم است و بعد اظهار شگفتی می‌کند که بشر عصر دانایی چطور بخش اعظم مقدرات خود را به آن حیطه سپرده و آرجاع می‌دهد.

 

نویسنده اقتصاد سیاسی توسعه در ایران امروز گفت: عرصه علوم سیاسی با آن ویژگی‌ها فهم نظری درباره منشا‌های انقلاب‌های اجتماعی جز نابالغ‌ترین عرصه‌ها در علوم سیاسی محسوب می‌شود. در واقع بشر با یک مساله خیلی پیچیده روبرو شده است و اینکه فردی عذرخواهی بکند با نکند بیشتر سطح فهم خود را از پدیده انقلاب اجتماعی منعکس می‌کند. ضمن اینکه گره‌ای هم با عذرخواهی من باز نمی‌شود.

از مقاومت در برابر توسعه سیلی خواهید خورد

استاد اقتصاد دانشگاه علامه گفت: شما باید با منطق علمی با مساله، روبرو شوید. شبیه موضوعی که در مورد انقلاب مطرح می‌شود در مورد توسعه هم مطرح می‌شود. همچنانکه برخی به صراحت اعلام می‌کنند که میلی به توسعه ندارند. با اینکه می‌گویند ما این توسعه را دوست داریم یا آن توسعه را دوست نداریم. شما به این نکته توجه کنید که حیاتی‌ترین مساله‌ای که تا هویت جمعی در کشور پیدا نکند نمی‌توانیم مسیر اعتلا را طی کنیم این است که مساله توسعه یک مساله اجتناب‌ناپذیر است و اگر شما به صورت فعال و خلاق با توسعه روبرو نشوید در نتیجه سیلی خواهید خورد.

 

مومنی تصریح کرد: عموما کتاب‌هایی که از جنبه تاریخی مساله توسعه را مورد بررسی قرار دادند به این نکته اشاره دارند که ماجرای سیطره کشوری به کشور دیگر یک ماجرای باسابقه تاریخی است، اما تا قبل از ربع پایانی قرن هجدهم وقتی یک کشوری بر کشور دیگری سیطره پیدا می‌کرد مناسبات حیات فردی و جمعی کشور مغلوب هیچ تغییری نمی‌کرد و با همان روال سابق، تولید و مصرف و معاشرت می‌کردند. فقط مناسبات استثماری توسط کشور غارتگر یا فاتح حاکم می‌شد و باج خود را می‌گرفت.

 

تکلیف خود را با علوم انسانی روشن کنید

نویسنده کتاب ایران و پدیده جهانی شدن گفت: سال‌ها بعد از نقطه عطف نخستین موج انقلاب صنعتی، جهان با یک پدیده جدیدی روبرو شد، واقعا از نظر اندیشه‌ای آن‌هایی که تصور می‌کردند قصد قربت کرده و کمک کردند تا کتاب معروف دکتر مطهری را خمیر کنند، نمی‌دانستند چه که اشتباهی می‌کنند. البته جرم مطهری این بود که این را فهمیده بود. به همین خاطر مطهری به اهل اجتهاد گفته بود مواجهه انفعالی و پسینی با اجزائی از سرمایه‌داری شما را به یک اجتهاد روزآمد و مقتضی زمانه نمی‌رساند پس شما سرمایه داری را به مثابه مساله مستحدثه نگاه کرده و با مقتضیات روش‌شناختی مستحدثه به آن بنگرید.

 

استاد اقتصاد دانشگاه علامه تصریح کرد: توسعه یعنی همین! یعنی اگر تو برخورد فعال و خلاق با دستاورد‌های جدید علمی و فنی و نظامی نداشته باشید این سیل تو را زیر و رو می‌کند، در پستوی خانه ات طرز معیشت ات را تغییر می‌دهد. شکل و شمایل کشورت را دگرگون می‌کند. آقای رضاقلی به این نکته توجه می‌کند که توجه کردن به موضوع علوم انسانی واجد اهمیت زیادی آست و تصریح دارد که تا جامعه ایران تکلیف خود را با علوم انسانی و اجتماعی متناسب با اقتضائات عصر جدید روشن نکند نمی‌تواند مشکلات موجود را حل کند

 

نتیجه پشت کردن به توسعه مضحکه خاص و عام شدن

 

نویسنده کتاب اقتصاد ایران در دوران تعدیل ساختاری گفت: اگر مساله توسعه در این کشور صاحب و متولی داشت. هزاران بینه را زیر ذره‌بین می‌گذاشتیم آنوقت متوجه می‌شدیم که وقتی به توسعه پشت می‌کنیم چطور هر کاری که انجام می‌دهیم مضحکه خاص و عام می‌شود. من به زبان و عدد و رقم دو مثال می‌زنم که موضوع برایتان ملموس شود. الان کشور‌های صنعتی تصریح دارند که از ربع پایانی قرن بیستم وارد یک مدار جدید به نام عصر دانایی شدند و انقلاب دانایی و اقتصاد مبتنی بر دانایی به مثابه یک شیوه تولید و همزمان به مثابه یک نظام حیات جمعی باید مورد توجه قرار بگیرد. کتاب عصر اطلاعات مانوئل کاستلز هشدار می‌دهد که کشور‌های در حال توسعه در موج اول انقلاب صنعتی فکر می‌کردند که صنعتی شدن یک امر انتزاعی بوده و صرفا با جابجایی ماشین‌آلات محقق می‌شود برای همین بر این باور بودند که دیگران ماشین‌آلات صنعتی تولید کردند و ما خریداری کرده و صنعتی می‌شویم.

 

استاد اقتصاد دانشگاه علامه تصریح کرد: در کتاب تصریح شده که صنعتی شدن باید در کادر نظام حیات جمعی دیده شود و تغییرات اجباری متناسب در ساخت سیاسی و اجتماعی و نظام آموزشی و ... لحاظ شود، اما، چون این نکات لحاظ نشد، جوامع به ابن روز افتادند به ترتیبی که الان حسرت دوران پیشاصنعتی را می‌خورند. یعنی گرفتاری‌ها چندین برابر شده و توانمندی پیشین را از دست دادند.

 

وی در ادامه افزود: این کتاب در نهایت هشدار می‌دهد که مبادا فکر کنید در عصر دانایی فردی با داشتن کامپیوتر شخصی و... می‌تواند وارد عصر دانایی شود. ورود به این عرصه نیازمند نظام حیات جمعی است. بحث زنده‌یاد رضاقلی همین است که، چون ما با تقدم رتبه‌ای بنیان‌های اندیشه‌ای برای تحقق بخشی توسعه روبرو هستیم باید تکلیف خود را در این زمینه زودتر روشن کنیم.

استاندارد ۲۷۰ سال پیش حاکمیت و ادعای دانش‌بنیان شدن

نویسنده کتاب علم اقتصاد و بحران در اقتصاد ایران گفت: در دهه ۱۳۹۰ تعداد شرکت‌های دانش‌بنیان در ایران ۱۲ هزار و ۷۰۰ درصد رشد داشته است و ایران همزمان با سقوط بهره وری تولید، سقوط رابطه مبادله و گسترش و تعمیق فقر روبرو شده است. به عبارت دیگر هیچ چیز با هیچ چیز نمی‌خواند! چون ماجرای دانش بنیان شدن، در کادر نظام حیات جمعی دیده نشده است. اگر حکومت بخواهد رابطه خود با مردم را همچنان در استاندارد ۲۷۰ سال پیش نگهدارد، بنابراین نمی‌توان دانش‌بنیان شد.

 

استاد اقتصاد دانشگاه علامه تصریح کرد: منزلت انسان در عصر دانایی به قله رسیده است و بنابراین مساله مشارکت انسان در سرنوشت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی، به کانون اصلی رقابت‌پذیری جوامع تبدیل شده است، مساله مشارکت «ادا درآوردنی» نیست که شما انتخابات برگزار کنید و بگویید که مشارکت مردم جلب شد. خود این انتخابات آنقدر واجد نکته‌های جذاب است که انسان واقعا درمانده می‌شود که «گریه کند، داد بزند یا بخندد.» آنوقت اسم آن را 

انتخابات گذاشتند، ولی بسیاری از حوزه‌های انتخاباتی مسابقه‌ای برگزار می‌شود که تنها یک شرکت کننده دارد! بعد مقام مسئول در جایگاه توجیه تصریح دارد که خیلی از حوزه‌های انتخاباتی این مشکل را دارد که در واقع قباحت مساله را متوجه نمی‌شود.

 

همه چیز در جامعه ما دفرمه و از ریخت افتاده است!

 

رئیس موسسه دین و اقتصاد گفت: در واقع همه چیز در جامعه ما دفرمه و از ریخت افتاده است. حال سوال این است که چرا چنین اتفاقی رخ داده است. پاسخ مشخص است، زیرا این امر در کادر نظام حیات جمعی دیده نشده یا نخواسته که دیده بشود. در چنین شرایطی سیاستگذاری اقتصادی ما شبیه انتخابات برگزار کردن ما می‌شود. به همبن دلیل رضاقلی دغدغه دارد که چرا این علوم کارکرد ندارند. این به این معنا نیست که اصحاب علم درک ندارند که چه اتفاقی رخ داده است بلکه آنچنان هویت جمعی پیدا نمی‌کند که اثربخشی داشته باشد.

 

وی در ادامه افزود: الان دوستانی یک چوب دستشان گرفتند و مدعی دفاع از ارزش‌ها هستند فردی که صاحب کار هست بیان شهادتین را کافی می‌داند آما این دوستان دنبال احراز صلاحیت هستند و بعد اعلام می‌کنند که صلاحیت احراز نشد. صاحب و حاکم شرع طول و عرض مسلمانی را تعیین کرده و اصلا چنین چیزی را مطرح نکرده است پس معلوم است که شما دنبال چیز دیگری هستید! الان برخورد ابزاری غم‌انگیز و خانمانسوز با دین می‌شود که جای تاسف دارد.

وقتی اسم ربا با تلطیف می‌شود نرخ سود

استاد اقتصاد دانشگاه علامه گفت: در قرآن خشن‌ترین تعبیر‌ها را برای ربا به کار برده است و ربا حکم اعلام جنگ با خداوند را دارد. عزیزان ربا را تلطیف کردند و لسم آن را نرخ سود گذاشتند. تصور می‌کنند که اینگونه مساله را حل کرده اند. شما لازم است تا به این نکته توجه کنید که کمیسیون آقتصادی مجلس گزارش منتشر کرده و سه تا رقم اعلام کرده که واقعا تاسف بار است. خدا رحمت کند گل اقا را تصویری می‌کشید و زیرش می‌نوشت بدون شرح!

 

وی در ادامه افزود: در این گزارش آمده است که در دو دهه منتهی به ۱۴۰۰ رشد تولید در ایران طی بیست سال ۳۶ درصد بوده است. ما وارد ابن مقوله که این‌ها چه چیزی را تولید محاسبه کردند، نمی‌شویم اینکه نفت را از اعماق زمین بیرون بکشید و به صورت خام بفروشید که اسمش تولید نیست، زیرا نفت یک دارایی پایان‌پذیر است و شما دارایی بین‌نسلی فروختید. با این تلقی از تولید، رشد تولید در بیست سال ۳۶ درصد شده است.

در بیست سال تورم سه هزار و نود درصد و نقدینگی ده هزار و دویست و پنجاه درصد رشد کرده!

 

نویسنده کتاب اقتصاد دانش بنیان بررسی نقش فناوری و نواوری در توسعه اقتصادی گفت: در همین دوره رشد تورم ۳۰۹۰ درصد بوده است. رشد نقدینگی در همین دوران ۱۰ هزار و ۲۵۰ درصد بوده است. یعنی شما از طریق بانک‌های خصوصی و ولنگاری مالی دولت به صورت پیوسته و بی‌پایه از هیچ در حال خلق پول هستید و بعد در اوج بحران، از یک مغز‌هایی این درآمده که یک جهشی در پاداش‌دهی به این پول‌ها ایجاد کنیم تا گرفتاری‌ها برطرف شود.

 

وی در ادامه افزود: زنده‌یاد رضا قلی به همین دلیل گفته است که انگار علوم انسانی و اجتماعی عقیم شده است. در واقع به بدیهیات اولیه علم به ویژه اقتصاد در فرایند تصمیم‌گیری و تخصیص منابع توجه نمی‌شود. این به این معنا نیست که عالمان دلسوز و با صلاحیت به حاشیه رانده نشده وجود ندارد بلکه اثر جمعی اعتلابخش ندارد و از آن خبری نیست. حتی تصریح دارد که باید رمزگشایی شود.

 

 

captcha