کد خبر: ۴۲۷۲۱۷
تاریخ انتشار: ۱۴ فروردين ۱۴۰۳ - ۱۵:۳۰
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
تعداد بازدید: ۱۳۷۴

دستگیری مردی که رقیب عشقی‌اش را کشت

مرد میانسال وقتی فهمید زن مورد علاقه‌اش با مرد دیگری در ارتباط است و قصد ازدواج دارد نقشه قتل رقیب عشقی خود را اجرا کرد.  

مرد میانسال وقتی فهمید زن مورد علاقه‌اش با مرد دیگری در ارتباط است و قصد ازدواج دارد نقشه قتل رقیب عشقی خود را اجرا کرد.

 

به گزارش «ایران»، اواخر دی سال گذشته گزارش ناپدید شدن مرد سالخورده‌ای به نام منصور به کارآگاهان پلیس آگاهی پایتخت اعلام شد.

 

در تحقیقات اولیه مشخص شد وی با زن میانسالی به نام فتانه ارتباط داشته است. بنابراین فتانه شناسایی شد و در تحقیقات گفت: از مدتی قبل با منصور آشنا شدم و در این مدت متوجه شدم که او با مشکل مالی مواجه شده است. مردی را به نام امیر می‌شناختم که وام می‌داد. منصور را به او معرفی کردم تا از او وام بگیرد. منصور با امیر قرار گذاشت تا به دیدنش برود؛ بعد از آن دیگر خبری از او ندارم.

 

در حالی که تحقیقات تیم جنایی برای یافتن ردی از منصور ادامه داشت، بامداد 30 دی سال گذشته پاکبانی در تماس با پلیس از کشف جسد نیمه سوخته‌ای در محدوده قلهک خبر داد. با حضور تیم جنایی در محل، آنها با جسد سوخته مرد سالخورده‌ای مواجه شدند که آثار خالکوبی روی دست او دیده می‌شد. باتوجه به اینکه جسد سوخته با منصور شباهت داشت از خانواده او خواسته شد که برای شناسایی جسد به پزشکی قانونی بروند. خانواده منصور جسد مرد سالخورده را از روی خالکوبی روی دستش شناسایی کردند و آزمایشات دی ان ای نیز این موضوع را تأیید کرد.

 

در ادامه کارآگاهان جنایی موفق شدند امیر را بازداشت کنند. وی گفت: به فتانه علاقه داشتم و زمانی که فهمیدم پای شخص دیگری در میان است تصمیم گرفتم با او صحبت کنم تا از سر راهم کنار برود. روز حادثه به بهانه وام با منصور در یکی از میدان‌های جنوب تهران قرار گذاشتم. او سوار خودروام شد اما با هم درگیر شدیم و در خودرو را باز کرد و خود را پایین انداخت.

 

در ادامه تحقیقات کارآگاهان بار دیگر به سراغ فتانه رفتند که او این بار زبان گشود و راز عجیبی را برملا کرد: امیر قاتل است او بعد از قتل منصور به سراغ من آمد و مرا به محلی متروکه برد. او می‌خواست مرا به قتل برساند و طنابی هم دور گردنم انداخت، اما آنقدر التماس کردم که به یک شرط از قتل من منصرف شد. امیر مرا تهدید کرد که دیگر پرونده منصور را پیگیری نکنم در غیر این صورت مرا به قتل خواهد رساند.

 

بدین ترتیب امیر بار دیگر تحت بازجویی قرار گفت و گفت: به بهانه وام با منصور قرار گذاشتم و در مسیر باهم دعوایمان شد و او را به قتل رساندم. بعد هم جسد را به آتش کشیدم تا هویتش برملا نشود، زمانی که فهمیدم فتانه به اداره آگاهی می‌رود و در تلاش است تا قاتل شناسایی شود، او را تهدید به قتل کردم.