کد خبر: ۴۴۲۷۲۵
تاریخ انتشار: ۱۱ دی ۱۴۰۴ - ۱۴:۳۶
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
تعداد بازدید: ۹۶

زیدآبادی: مین‌ها یکی بعد از دیگری زیر پای پزشکیان منفجر می‌شوند

زید آبادی نوشت: «حالا که آقای پزشکیان دل شیر کرده و به قول خودش وارد میدان مین و آتش شده است، باید سیاست آزادسازی اقتصاد از سوبسید غیرمستقیم را تا نقطۀ پایانی آن با همۀ لوازم و اسبابش ادامه دهد و این بساط مخرب و فاسد و از هر جهت ناعادلانه را از بنیان برچیند. »
زیدآبادی: مین‌ها یکی بعد از دیگری زیر پای پزشکیان منفجر می‌شوند

زید آبادی نوشت: «حالا که آقای پزشکیان دل شیر کرده و به قول خودش وارد میدان مین و آتش شده است، باید سیاست آزادسازی اقتصاد از سوبسید غیرمستقیم را تا نقطۀ پایانی آن با همۀ لوازم و اسبابش ادامه دهد و این بساط مخرب و فاسد و از هر جهت ناعادلانه را از بنیان برچیند. »

 

زید آبادی نوشت: «حالا که آقای پزشکیان دل شیر کرده و به قول خودش وارد میدان مین و آتش شده است، باید سیاست آزادسازی اقتصاد از سوبسید غیرمستقیم را تا نقطۀ پایانی آن با همۀ لوازم و اسبابش ادامه دهد و این بساط مخرب و فاسد و از هر جهت ناعادلانه را از بنیان برچیند. »

احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار، در یادداشتی در کانال تلگرامی خود نوشت:

سوبسید غیرمستقیم هر اقتصادی را از پایه سست می‌کند و به فساد ساختاری و ویرانی می‌کشاند. این یک تجربۀ روشن و آشکار است. اگر جامعه به هر دلیلی نیاز به سوبسید داشته باشد، آن سوبسید باید مستقیم به دست نیازمندش برسد. 

خداوند روح مهدس عزت‌الله سحابی را شاد گرداند. در دورانی که بسیاری مدافع سوبسید مستقیم بودند، او راه نجات اقتصاد کشور را خلاصی از بند سوبسید غیرمستقیم و ارائۀ مستقیم آن به نیازمندان جامعه بود. 

حالا که آقای پزشکیان دل شیر کرده و به قول خودش وارد میدان مین و آتش شده است، باید سیاست آزادسازی اقتصاد از سوبسید غیرمستقیم را تا نقطۀ پایانی آن با همۀ لوازم و اسبابش ادامه دهد و این بساط مخرب و فاسد و از هر جهت ناعادلانه را از بنیان برچیند. 

دولت برای موفقیت در این کار به دو چیز نیاز دارد. اول، تریبون فراگیر و آزادی که مدافعان این سیاست قادر به دفاع از آن باشند و به تحریک‌گرانی که منافع خود را در پوشش حمایت از مردم محروم و نیازمند به عنوان «عدالت‌خواهی» مطرح می‌کنند پاسخ دهند و مردم را نسبت به پیامدهای مثبت تبدیل سوبسید غیرمستقیم به مستقیم متقاعد سازند. برای این کار دولت باید یک شبکۀ تلویزیونی در اختیار و مختص خود داشته باشد. برای به دست آوردن چنین شبکه‌ای دولت می‌تواند از طریق رایزنی با نهادهای مسئول، آنان را به پذیرش این موضوع اقناع کند. بدون وجود چنین شبکه‌ای، مین‌های مورد اشارۀ آقای پزشکیان یکی بعد از دیگری زیر پای دولت منفجر می‌شوند و دولت و اقتصاد کشور به همراه هم به هوا می‌روند! این نکته را من در جلسۀ سران احزاب با دکتر پزشکیان به او گوشزد کردم و نمی‌دانم تا چه اندازه آن را جدی گرفت. 

دوم، تلاش صادقانه و صریح دولت برای رفع تحریم‌هاست. بدون رفع تحریم‌ها فضای تنفس لازم برای اقتصاد کشور حتی اگر از شر سوبسیدهای غیرمستقیم و فسادزا نیز رها شود، فراهم نخواهد شد و در پایان همۀ سرمایۀ کشور باید صرف سوبسید مستقیم به دهک‌های مختلف جامعه جهت نجات آن‌ها از گرسنگی و فقر شود. رفع تحریم‌ها از مسیری درست و منطقی به نظر من همچنان امکانپذیر است. این را هم در آن جلسه به آقای پزشکیان منتقل کردم اما در آن لحظه اطراف او همهمه‌ای برای گرفتن عکس دسته‌جمعی از سوی حاضران به پا بود و آقای پزشکیان فقط گفت؛ اینها را بنویس و به من برسان! پاسخم این بود که من هر روز می‌نویسم و امکان برداشتن یک بار جدید برای نوشتن ندارم! چرا همانچه می‌نویسم به دست شما نمی‌رسد؟ گفت؛ هر روز مجموعه‌ای در حد یک کتاب قطور روی میز او می‌گذارند تا مطالعه کند. پرسیدم؛ در این مجموعۀ قطور جایی برای مطالب کوتاه و چند پاراگرافی من وجود ندارد؟ به نظرم رسید که بگویم نظام چرخش اطلاعات و اطلاع‌رسانی در نهاد ریاست جمهوری معیوب است و درست کار نمی‌کند، اما آن هیاهو برای گرفتن عکس دسته‌جمعی که متأسفانه گویی مهمترین دغدغۀ برخی از حاضران در جلسه بود، مانع شنیدن حرفم توسط آقای پزشکیان می‌شد.