ماجرای امروز ایران و آمریکا بزرگتر از حدی است که اعراب ورودی داشته باشند / خطرات برای ما عظیم خواهد بود / بعید است تهران به کشورهای عرب خلیج فارس حمله تلافیجویانه کند، اما غیر ممکن هم نیست

شش پایتخت خلیج فارس میدانند که در جایگاهی نیستند که بتوانند از تهران حمایت کنند یا آن را تغییر دهند؛ موضوع بزرگتر از آنهاست، اما پیامدهایش برایشان بسیار خطرناک است. اگر جنگی دربگیرد، سناریوهای زیادی ممکن است رخ دهد. خطرات عظیم است و حتی قابل مقایسه با حمله به عراق که سریع و آسان انجام شد، نیست.
در ادامه این مطلب آمده: عبدالرحمن الراشد، روزنامهنگار سعودی، سردبیر پیشین روزنامه «الشرق الأوسط» و مجله «المجلة» و مدیر سابق شبکه «العربیه» در روزنامه الشرق الاوسط نوشت: خاکِ منطقهی ما به اندازهای از مینهای قدیمی در خود دفن کرده که برای انفجارهای ناخواسته کافی است. منظور از این سخن، اختلاف عربستان و امارات در جنوب یمن نیست — هرچند آن هم یکی از پروندههای ملتهبِ امروز است که میتوان با گفتوگوی مستقیم حلوفصلش کرد.
اما فراتر از مینها، آنچه خطرناکتر است افزایش احتمال جنگ آمریکا و ایران و پیامدهای آن برای محیط پیرامونی ماست؛ بهویژه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس که در صف اولِ صحنهی این جنگ نشستهاند.
برای یادآوری باید گفت که این شورا بیش از چهار دهه پیش دقیقاً برای مقابله با همین خطر شکل گرفت. اما کشورهای عضو تصمیم گرفتند اهداف آن را از همکاری دفاعی فراتر ببرند و تقریباً به همه چیز گسترش دهند، حتی جزئیات کوچکی مثل برچسبهای شستوشوی لباس و پریزهای برق. این شورا تا حد زیادی تنها تجمع منطقهای موفق به شمار میآید، هرچند این واقعیت مانع بروز اختلافات سیاسی نشده است.
روزی یکی از پژوهشگران با من بحث میکرد و میگفت این شورا بر پایه «نفرت از ایران» بنا شده است! البته این دقیق نیست. شورا در واقع در پسزمینه تهدیدهای تهران علیه کشورهای خلیج فارس و آغاز جنگ میان او و عراق تأسیس شد. با این حال، منطقهی مشرف به ساحل غربی خلیج فارس به چارچوبی برای تنظیم روابط میان شش کشور خود نیاز داشت، حتی اگر خطر خارجی هم وجود نداشت؛ و کارهای بزرگ گاه در شرایطی ناخواسته متولد میشوند.
اتحادیه اروپا با توافقی بر سر زغالسنگ میان آلمان و فرانسه آغاز شد. اتحاد زغالسنگ دروازهای برای توسعه روابط پس از جنگ جهانی بود و بعدها به شکلگیری اتحادیه بزرگ اروپا انجامید. کشورهای خلیج فارس هم بر سر همه چیز توافق نخواهند کرد، اما منفعت مشترکشان حفظ امنیت جمعی است. خطر ایران همواره نقشی در تقویت روابط درونی میان کشورهای شورا ایفا کرده است.
بیش از چهل سال طول کشید تا جمهوری اسلامی مسیر خود را اصلاح کند و بهدنبال آشتی با ریاض برود. امروز تهران با خطری وجودی روبهروست که آن را میان دو گزینه قرار میدهد: یا دست کشیدن از پروژه ۱۹۷۹ که همان صدور انقلاب و رویارویی با جهان بود، یا پذیرش ریسک رویارویی سنگین.
شش پایتخت خلیج فارس میدانند که در جایگاهی نیستند که بتوانند از تهران حمایت کنند یا آن را تغییر دهند؛ موضوع بزرگتر از آنهاست، اما پیامدهایش برایشان بسیار خطرناک است. اگر جنگی دربگیرد، سناریوهای زیادی ممکن است رخ دهد. خطرات عظیم است و حتی قابل مقایسه با حمله به عراق که سریع و آسان انجام شد، نیست. اگر حکومت ایران دوام بیاورد، با قدرت بازخواهد گشت.
همه دولتهای خلیج فارس تصمیم گرفتهاند در این روند وارد نشوند. این موضوع برای متحد آمریکاییشان ناامیدکننده نیست؛ چرا که ایالات متحده پایگاههای نظامی و توافقاتی با کشورهای شورا دارد و خود نیز ترجیح میدهد جبهه جنگ را گسترش ندهد، زیرا این کار مستلزم تلاشهای دفاعی بیشتری خواهد بود. با وجود اشارههای ایران به احتمال هدف قرار دادن تأسیسات در کشورهای خلیج فارس، این سناریو بعید است اما غیرممکن نیست.

