کد خبر: ۴۴۳۷۴۸
تاریخ انتشار: ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۵۰
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
تعداد بازدید: ۹۱

برای ابراز خوش‌بینی درباره مذاکرات هنوز زود است/ تهران می‌خواهد منافع اقتصادی ایران و آمریکا به یکدیگر گره بخورد که تحقق چنین منظوری به شدت محل تردید است

سلطانی‌نژاد تصریح کرد: ایران می‌خواهد چنین بگوید که با کاهش تحریم‌ها منافع اقتصادی ایران و آنریکا به یکدیگر گره می‌خورد که تحقق چنین منظوری به شدت محل تردید است و من شک دارم این مهم محقق شود.
برای ابراز خوش‌بینی درباره مذاکرات هنوز زود است/ تهران می‌خواهد منافع اقتصادی ایران و آمریکا به یکدیگر گره بخورد که تحقق چنین منظوری به شدت محل تردید است

سلطانی‌نژاد تصریح کرد: ایران می‌خواهد چنین بگوید که با کاهش تحریم‌ها منافع اقتصادی ایران و آنریکا به یکدیگر گره می‌خورد که تحقق چنین منظوری به شدت محل تردید است و من شک دارم این مهم محقق شود.

نشست دوم مذاکرات ایران و آمریکا برگزار شد و عباس عراقچی روند کلی را مثبت ارزیابی کرد اما گفت که رسیدن به توافق زمان خواهد برد. او همچنین از نگارش متنی از سوی دو طرف مذاکره سخن گفت به این نحو که طرفین روی متن‌های یک توافق احتمالی کار کنند و این متن‌ها تبادل شود و سپس تاریخ دیگری برای دور سوم در نظر گرفته شود. حالا پرسش این است که با اوصاف ترسیم‌شده از سوی عراقچی چه قدر می‌توان به نتیجه‌بخش بودن مذاکرات امید داشت و چه قدر خطر شکست آن پیش‌بینی می‌شود؟

محمد سلطانی‌نژاد، عضو هیئت علمی‌ دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، در پاسخ به این پرسش به «انتخاب» گفت: «پیشرفتی که تاکنون حاصل شده، در امتداد مذاکرات عمان بوده است. واقعیت این است که خطوط اصلی مذاکرات اکنون شفاف‌تر شده و آنچه ایران مدنظر داشت، به نحوی پیش رفته که آمریکایی‌ها مذاکرات را صرفا به موضوع هسته‌ای محدود کرده‌اند. در این روند، دو فضای متفاوت وجود دارد؛ یکی در جلسات مذاکرات و میان مذاکره‌کنندگان و دیگری در تهران و واشنگتن، که در آن مواضع سیاسی رسمی اعلام می‌شود. فضای کلی مذاکرات، همان چیزی است که در عمان نیز مشاهده شد؛ آمریکایی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که گفت‌وگو با تهران باید محدود به موضوع هسته‌ای باشد. البته تهران نیز آمادگی خود را برای ارائه برخی امتیازات اعلام کرده است و خط قرمز ایران که حفظ زیرساخت‌های هسته‌ای را شامل می‌شود، از سوی آمریکا پذیرفته شده است. با این حال، نگاه آمریکا و ایران به موضوع متفاوت است. مذاکره‌کنندکان ایرانی کاملا بر اساس دستورالعمل‌های از پیش‌ تعیین شده در تهران کارشان را ادامه می‌دهند و از آن سو ویتکاف و کوشنر بر اساس یک خط کلی ترسیم‌شده از سوی ترامپ در مذاکرات پیش می‌روند اما در عین حال مواضع ایرانی‌ها را می‌شنوند و به ترامپ ارائه می‌دهند تا در نهایت او تصمیم بگیرند که تصمیم چیست. به هر روی ابراز خوش‌بینی درباره مذاکرات هنوز زود است. حتی اگر بر سر برخی موارد توافق شود، به این معنا نیست که آمریکا الزاما مطابق آن عمل خواهد کرد».

او ادامه داد: «یک سطح از کنش در سطح هدایت راهبردی مذاکرات از سوی ترامپ و آنچه در مذاکرات می‌گذرد است. بر اساس همین سطح باید مشخص شود که مذاکره به نتیجه می‌رسد یا خیر. اینکه گفته شود مواردی مکتوب شوند، به این معنا نیست که توافق نهایی حاصل خواهد شد. همان طور که گفتم دستاورد کنونی این است که آمریکا پذیرفته است غنی‌سازی ایران در سطحی محدود ادامه یابد. تلاش تهران این است که نوعی توافق را به شکلی ارائه کند که برای ترامپ جذاب باشد. ایران می‌خواهد به نوعی در تحریم‌ها نیز یا رفع یا کاهش یابد اما آمریکایی‌ها می‌خواهند در صورتی درباره برنامه موشکی ایران بحث نکنند که تحریم‌ها باقی بماند تا در ادامه از طریق فشارهای اقتصادی ایران تحت فشار بگذارند تا بتوانند امتیازاتی در حوزه موشکی نیز بگیرند اما ایران می‌خواهد چنین بگوید که با کاهش تحریم‌ها منافع اقتصادی ایران و آمریکا به یکدیگر گره می‌خورد که تحقق چنین منظوری به شدت محل تردید است و من شک دارم این مهم محقق شود».

این استاد دانشگاه همچنین بیان کرد: «به نظر من، آمریکایی‌ها با مشورت اسرائیل وارد مذاکرات شده‌اند و اکنون که ایران حاضر به دادن امتیاز هسته‌ای شده است، هدف آنها گرفتن این امتیاز و در ادامه افزایش فشار اقتصادی برای دستیابی به امتیازات موشکی و تضعیف ایران است. آنها همچنین امیدوارند که ناآرامی‌های داخلی ایران ادامه یابد تا فشار اقتصادی و اجتماعی اثرگذارتر شود. پذیرش نهایی توافق احتمالی به میزان اثرگذاری اسرائیل بر آمریکا بستگی دارد. در حال حاضر، قطعی است که آمریکا پذیرفته است مذاکرات محدود به موضوع هسته‌ای باشد و باید دید در سطح سیاسی و مذاکراتی، وضعیت به چه نتیجه‌ای می‌رسد و نقش نتانیاهو در آن چگونه خواهد بود».

سلطانی‌نژاد در پایان گفت: «آمریکا اکنون در حال ایجاد فضای وحشت برای گرفتن امتیاز از ایران است. اعزام ناوگان دوم و افزایش حضور نظامی در منطقه، از جمله حرکت ناو آبراهام لینکن به سمت ایران، همه برای افزایش فشار و کسب امتیاز در مذاکرات انجام شده است اما اگر مذاکرات به شکست بیانجامد یا موضع آمریکا تغییر کند -چناتچه در پیش از جنگ ۱۲ روزه و در میانه مذاکرات چنین شد- محتمل خواهد بود که جنگ در بگیرد. اگر در آمریکا نتیجه‌گیری شود که ایران امتیازات مورد نظر را نداده است، احتمال حرکت به سمت درگیری نظامی وجود دارد. در این صورت سناریوهای مختلفی با هماهنگی اسرائیل، از جمله ناآرامی‌های داخلی و ترورهای هدفمند، اعمال خواهد شد. موفقیت این سناریوها قابل پیش‌بینی نیست، اما دستگاه تصمیم‌گیرنده در آمریکا با شناختی از ایران به دنبال سناریوهای نوآورانه است. اگر مذاکرات شکست بخورد، برنامه‌های متفاوتی اجرا خواهد شد. تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد که اسرائیل با غافلگیری و اجرای سناریوهایی که پیش‌بینی آنها دشوار بود، عمل کرد. در چنین مواجهه‌ای، ترکیبی از برنامه‌های اطلاعاتی، امنیتی و اجتماعی بر ایران اعمال می‌شود که ممکن است تصورات ما را تغییر دهد. با این حال، تحلیل‌ها بر توان تاب‌آوری ایران تأکید دارند و این ویژگی‌های ساختاری، ایران را از کشورهایی مانند ونزوئلا یا عراق متمایز می‌کند».