زیدآبادی: آقای قالیباف دفاع خجالتی از مذاکره راه به جایی نمیبرد!/ از اینجا رانده و از آنجا مانده میشوید
فعال رسانه اعلام کرد: اگر آقای قالیباف و همکارانش، خدمت به ایران را در گرو برچیده شدن سایهی جنگ و تحریمهای اقتصادسوز از سر کشور میدانند و تنها مسیر آن را مذاکره و توافق با طرف مقابل میبینند، طعن تندروها را نه از موضع دفاع خجالتی، بلکه با لحن و زبانی که مقاصد آنها را برای مردم آشکار کند، پاسخ دهند.
احمد زیدآبادی، فعال رسانه، در کانال تلگرامی خود نوشت: شیوهای که محمدباقر قالیباف و تیم نزدیک او در برابر حملات و اتهامات نیروهای تندروی نزدیک به جبههی پایداری علیه خود در پیش گرفتهاند، نوعی دفاع خجالتی است، شبیه دفاع متهمی در دادگاه که یا از شاکی خود بیم دارد و یا اینکه نسبت به نادرستی اتهامات وارده علیه خود مطمئن نیست و در تردید و تذبذب به سر میبرد.
این نوع برخورد، آقای قالیباف و تیم همکارش را به هیچ جا نمیرساند.
در واقع سبب ناکامی محمدباقر قالیباف در انتخابات ریاستجمهوری سال ۸۴ و دورههای پس از آن، همین حس بدهکاری و احساس شرم در برابر جناح تندرو بوده است.
او در هر حرکتی تلاش میکند دل این طیف را به دست آورد، اما دل این طیف توسط چهرهای با ویژگیهای آقای قالیباف به دست آوردنی نیست و تلاش در این زمینه، فقط سبب دوری و رویگردانی طیفهای دیگر سیاسی و اجتماعی از او میشود و نهایتاً حکم از اینجا رانده و از آنجا مانده پیدا میکند!
واقعیت این است که نیروهای تندرو با اصل و نفس مذاکره و توافق مخالفند و اصلاً کاری به نوع و کیفیت و شرایط آن ندارند. اگر هم بعضاً برای رفع اتهام بیمنطقی از خود، مدعیعدم مخالفت با اصل مذاکره و توافق میشوند کارشناسان شبیه ملا است که هوس فروش یکی از بستگان نزدیک خود را در بازار کرد و چون با شماتت جماعت روبرو شد، گفت قیمتی روی او میگذارد که هیچکس آن را نخرد!
متأسفانه این جماعت اصل مذاکره و مصالحه را که اساس حکمرانی و بنمایهی دیپلماسی است، ملکوک میکنند به طوری که اگر هر مسئولی برای حفظ کیان کشور و مصالح عالی مردم خواست به آن رو کند، حس بدهکاری و شرمساری و ننگ به او دست دهد!
برای حرکت به سمت جلو، ابتدا باید این گفتمان افراطی و ضدملی را نقد و نفی کرد. با پذیرش ضمنی این گفتمان هرگز نمیتوان با قاطعیت و اطمینان منافع ملی و میهنی را تأمین کرد.
عبارت دیگر، تأمین منافع ملی از هر طریق و راه ممکن، باید مایهی سرافرازی و سربلندی و خوشنامی باشد نه اینکه ترس از انگ و اتهام جمعی فرورفته در اوهام خود، آن را به اقدامی شرمگینانه تبدیل کند!
متأسفانه همانطور که جمعی برانداز جنگپرست، اصلاحطلبی را به صورت اتهام در آورده و بدنام کردهاند، جمعی تندرو داخلی نیز عیناً همین کار را با اصل مذاکره و مصالحهجویی کردهاند!
چندی پیش در محفلی از اصلاحطلبان حس کردم برخی از آنها از اینکه به این نام خوانده شوند، شرم دارند و در مقابلِ مواضع براندازان به نوعی احساس عقبماندگی میکنند!
به آنها گفتم که اگر به هر دلیلی، شجاعت تأکید روشن بر مشی اصلاحطلبانهی خود ندارند، بهتر است از حضور در تشکلها و محافل اصلاحطلب بپرهیزند چون اصلاحطلبی اصیل، نیازمند افراد ترسو و یا فاقد اعتماد به نفس نیست!
اگر ما به درستی راهی باور داریم و میتوانیم با زبان منطق و استدلال روشن از آن دفاع کنیم، چه جای نگرانی از اتهام و زخمزبان جمعی که نتیجهی غایی رفتارشان را گرفتار شدن کشور در چاه ویل میدانیم؟
بر همین مبنا، اگر آقای قالیباف و همکارانش، خدمت به ایران را در گرو برچیده شدن سایهی جنگ و تحریمهای اقتصادسوز از سر کشور میدانند و تنها مسیر آن را مذاکره و توافق با طرف مقابل میبینند باید با افتخار و سربلندی آن را دنبال کنند و طعن تندروها را نه از موضع دفاع خجالتی، بلکه با لحن و زبانی که مقاصد آنها را برای مردم آشکار کند، پاسخ دهند.
در غیر این صورت، متأسفانه نتیجهای بیش از انتخابات سال ۸۴ و پس از آن برایشان حاصل نخواهد شد!
