کد خبر: ۴۴۵۴۹۵
تاریخ انتشار: ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۴۳
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
تعداد بازدید: ۵۴

ایران و آمریکا آماده توافق نیستند / آمریکا در پی ورود به جنگی دیگر است / ۵ شاخص یک توافق پایدار میان ایران و آمریکا

یک کارشناس ارشد مسائل بین‌الملل  گفت: توافق چه در شکل تفاهم نامه و چه در شکل یک توافق کوتاه‌مدت و موقت می‌تواند برای آمریکا و به طور دقیق تر ترامپ یک پیروزی سیاسی تلقی گردد و با این پیروزی در ماه های آینده که منتهی به انتخابات میاندوره‌ای کنگره است بهره برداری سیاسی لازم را ببرد و بعد از انتخابات مجدد در صدد ماجراجویی های جدید در منطقه وعلیه ایران باشد. در حالیکه ایران به طور واقعی قصد دارد که به توافقی برد- برد برسد که در مقابل بازشدن تنگه هرمز محاصره دریای ایران برداشته شود و در مقابل مصالحه هسته‌ای ، زمینه برای رفع دائمی جنگ و تجاوز احتمالی و حتی تحریم های اقتصادی برداشته شود. از این منظر فاصله انتظارات میان دوطرف از توافق یا تفاهم نامه بسیار زیاد است.
ایران و آمریکا آماده توافق نیستند / آمریکا در پی ورود به جنگی دیگر است / ۵ شاخص یک توافق پایدار میان ایران و آمریکا

یک کارشناس ارشد مسائل بین‌الملل  گفت: توافق چه در شکل تفاهم نامه و چه در شکل یک توافق کوتاه‌مدت و موقت می‌تواند برای آمریکا و به طور دقیق تر ترامپ یک پیروزی سیاسی تلقی گردد و با این پیروزی در ماه های آینده که منتهی به انتخابات میاندوره‌ای کنگره است بهره برداری سیاسی لازم را ببرد و بعد از انتخابات مجدد در صدد ماجراجویی های جدید در منطقه وعلیه ایران باشد. در حالیکه ایران به طور واقعی قصد دارد که به توافقی برد- برد برسد که در مقابل بازشدن تنگه هرمز محاصره دریای ایران برداشته شود و در مقابل مصالحه هسته‌ای ، زمینه برای رفع دائمی جنگ و تجاوز احتمالی و حتی تحریم های اقتصادی برداشته شود. از این منظر فاصله انتظارات میان دوطرف از توافق یا تفاهم نامه بسیار زیاد است.

دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا مدعی شده است که هفته آینده با ایران به توافق خواهد رسید. او این اظهارات را در واکنش به این مساله مطرح کرد که تهران در پاسخ به تصمیم اسرائیل برای حمله به بیروت اعلام کرد که مذاکرات را به حالت تعلیق درخواهد آورد. وضعیت میان دو کشور در ظاهر در حالت آتش بس است اما تلاطم آب‌های جنوب روایت دیگری از این درگیری‌ها به ما نشان می‌دهد. 

بااینحال شرایط مذاکره و امضای تفاهم میان دوطرف همچنان در هاله‌ای از ابهام است و پاسخی که این روزها تحلیلگران به این پرسش که نتیجه مذاکرات چه خواهد شد این است که نمی‌توان برای آن چشم‌اندازی متصور بود. کارشناسان امور بین الملل در رسانه‌های آمریکا و فضای مجازی این ناتوان ماندن در پیش‌بینی اینکه چه خواهد شد را به شلختگی و بی برنامگی ترامپ نسبت می‌دهند که اصولا هدف و توجیهی برای این حمله نداشته است مضاف براینکه سناتورها و نمایندگان مجلس آمریکا نیز بر همین باور هستند که کابینه ترامپ هیچ توجیح و منطق عقلانی و دیپلماتیک و نظامی پشت این تصمیم نداشته است و حتی درباره آن نمی‌تواند پاسخگو باشد. 

در همین باره علیرضا سلطانی استاد دانشگاه و کارشناس ارشد روابط بین الملل  گفت: تیم ترامپ کاری با دیپلماسی کرد که در تاریخ معاصر روابط بین الملل یک پدیده عجیب است.

 


سلطانی در اینباره که چرا نمی‌توان چشم اندازی برای این وضعیت فرسایشی میان ایران و آمریکا چاره‌ای اندیشید معتقد بود مهمترین فاکتور در این زمینه شدت و تداوم دشمنیِ بسیار بالا و طولانی‌مدت میان دو کشور است. او همچنین با اشاره به اینکه در واقع مذاکرات سیاسی ایران و آمریکا به لحاظ روند، ساختار، نتیجه و مواردی از این دست در نوع خود منحصر به فرد است و باید در علم روابط بین الملل پرونده مجزایی به لحاظ نظری و فکری برای آن باز کرد بیان کرد: «نگاه تمام‌یا هیچ (سیاه‌وسفید) طرفین به فرایند مذاکره است. هر یک از دو طرف تنها پیروزیِ کامل خود و شکست مطلق دیگری را قابل قبول می‌دانند. طولانی‌شدن مناسبات و انباشت هزینه‌های سیاسی، نظامی، امنیتی و اقتصادی — به‌ویژه پس از دو جنگ اخیر — باعث شده که خودِ مذاکره به نمادی از پیروزی یا شکست در رقابت بین‌المللی تبدیل شود. عبور از این نماد برای هیچ‌یک از طرفین آسان نیست.»

بااینحال سلطانی معتقد است که اگر در مذاکرات ایران و آمریکا هر توافقی که خارج از این شاخص‌ها باشد، برای ایران بازدارنده نخواهد بود که عبارتند از؛ 

اول، جامعیت به معنای  حل تمامی تنش‌های موجود در روابط دوجانبه.
دوم، ماهیت سیاسی به معنای  زدودن عملی دشمنی و خصومت و دستیابی به صلح پایدار.
سوم، پایداری به معنای نامحدود بودن از نظر زمانی و پایان همیشگی خصومت‌ها.
چهارم غیرمشروط بودن به معنای عدم وابستگی مفاد توافق به عوامل داخلی، خارجی یا عناصر فراتر از آن (مانند برجام)
پنجم، تضمین بین‌المللی به معنای شناسایی، حمایت و تضمین توافق توسط مراجع و سازمان‌های بین‌المللی از جمله شورای امنیت سازمان ملل.
>>>> مشروح مصاحبه  با دکتر علیرضا سلطانی را در ادامه می‌خوانیم:

                                                                                       ********************************************************************************

ایران و آمریکا آماده توافق نیستند / آمریکا در پی ورود به جنگی دیگر است
***ایران و آمریکا دور جدیدی از مذاکره برای رسیدن به توافق را با میانجیگری برخی کشورها از جمله پاکستان آغاز کرده اند؟ چه چشم اندازی برای این مذاکره قابل پیش بینی است؟ 

واقعیت این است که نمی توان چشم انداز مشخص و مثبتی برای این دور از مذاکرات سیاسی میان ایران و آمریکا پیش بینی کرد. علی رغم اینکه ایران و آمریکا در شرایط فعلی و نه با نگاه بلندمدت علاقه ای به آغاز مجدد جنگ ندارند اما در رسیدن به یک توافق حتی موقت برای برون رفت از شرایط کاملا جنگی به نظر می رسد آمادگی ندارند. این عدم آمادگی از سوی آمریکا بیشتر ماهیت تاکتیکی و فرصت طلبانه برای عبور از برخی شرایط زمانی خاص و کسب آمادگی برای ورود به جنگی دیگر است اما برای ایران این عدم آمادگی، بیشتر ماهیت راهبردی و وجودی دارد به این معنا که از منظر ایران مذاکره و توافق با آمریکا اگر با متغیرهای واقعی قدرت تضمین نگردد، نه تنها زمینه ساز صلح و عبور از جنگ نیست بلکه به نوعی به تشدید فشار سیاسی و تحریمی و حتی شروع مجدد جنگ منجر می گردد.  این عدم آمادگی از سوی آمریکا بیشتر ماهیت تاکتیکی و فرصت طلبانه برای عبور از برخی شرایط زمانی خاص و کسب آمادگی برای ورود به جنگی دیگر است اما برای ایران این عدم آمادگی، بیشتر ماهیت راهبردی و وجودی دارد

میدان دیپلماسی به میدان جنگ تبدیل شده؛ پدیده‌ای که در تاریخ معاصر روابط بین‌الملل کم‌نظیر است
*** خب با این تفاسیر شما، بااینحال چرا چشم انداز مشخصی برای رسیدن به یک توافق جامع و پایدار دیده نمی‌شود؟

این دور از مذاکرات از جنگ ۴۰ روزه اخیر، تفاوت‌های اساسی با دورهای پیشین دارد. مذاکرات گذشته که در یکی از موارد به توافق برجام انجامید، نه تنها تنش بین دو کشور را کاهش نداد، بلکه در مورد برجام، با خروج آمریکا از توافق، به تشدید بی‌سابقه تحریم‌های اقتصادی یکجانبه و در نهایت فعال‌سازی مکانیسم ماشه و بازگشت تحریم‌های شورای امنیت انجامید.

همچنین مذاکرات سیاسی دوران ریاست‌جمهوری بایدن بی‌نتیجه ماند، و دو دور مذاکره در دولت دوم ترامپ به دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه منجر شد. اکنون دور جدید مذاکرات تهران و واشنگتن در بستری از گفت‌وگوهای شکست‌خورده، بی‌نتیجه و پرهزینه (از نظر تحریم و جنگ) در جریان است. به همین دلیل، با وجود آنکه مذاکره نماد برتری دیپلماسی، صلح و همکاری است، در روابط ایران و آمریکا به دلیل پیشینهٔ ناموفق آن، به نمادی برای جنگ و تشدید خصومت و تنش تبدیل شده است. پدیده‌ای که در تاریخ معاصر روابط بین‌الملل کم‌نظیر است.

در واقع مذاکرات سیاسی ایران و آمریکا به لحاظ روند، ساختار، نتیجه و مواردی از این دست در نوع خود منحصر به فرد است و باید در علم روابط بین الملل پرونده مجزایی به لحاظ نظری و فکری برای آن باز کرد. این مساله دلایل خاص خود را دارد.

ایران و آمریکا آماده توافق نیستند / آمریکا در پی ورود به جنگی دیگر است / ۵ شاخص یک توافق پایدار میان ایران و آمریکا

چهار عامل مهم که چشم انداز مذاکره را دشوار کرده است/ استفاده از کارت ایران پشت درهای بسته
*** چرا اینگونه شده است؟

در پاسخ به این سوال مشخصا می توان ۴ عامل را مورد تاکید قرار داد؛

نخستین دلیل، شدت و تداوم دشمنیِ بسیار بالا و طولانی‌مدت میان دو کشور است. اختلافات نه تنها سیاسی و اقتصادی، بلکه گاه به سطح ایدئولوژیک، هویتی و حتی موجودیتی برای هر دو طرف تعمیم یافته است. این ویژگی، مذاکره را از یک ابزار دیپلماتیک فراتر برده و آن را به عرصه‌ای برای سنجش بقا و مشروعیت تبدیل کرده است.

نقش پنهان و غیرمستقیم قدرت‌های بزرگ و برخی کشورهای منطقه‌ای است. این بازیگران از سطح تنش و چالش سیاسی میان ایران و آمریکا در راهبردهای بین‌المللی و منطقه‌ای خود بهره می‌برند.تأثیرگذاری آنان عمدتاً پشت درهای بسته، به شکل‌های مختلف (در شرایط مذاکره، جنگ یا تحریم) و با هدف حفظ «کارت ایران» به عنوان ابزاری ارزشمند در رقابت‌های سیاسی دوجانبه و چندجانبه با آمریکا انجام می‌شود. این امر باعث می‌شود حتی زمانی که دو طرف به توافق نزدیک می‌شوند، منافع بازیگران خارجیِ سوم برای حفظ سطح مطلوبی از تنش، مانع از حصول نتیجه نهایی گردد.
دومین عامل، نگاه تمام یا هیچ (سیاه‌وسفید) طرفین به فرایند مذاکره است. هر یک از دو طرف تنها پیروزیِ کامل خود و شکست مطلق دیگری را قابل قبول می‌دانند. طولانی‌شدن مناسبات و انباشت هزینه‌های سیاسی، نظامی، امنیتی و اقتصادی — به‌ویژه پس از دو جنگ اخیر — باعث شده که خودِ مذاکره به نمادی از پیروزی یا شکست در رقابت بین‌المللی تبدیل شود. عبور از این نماد برای هیچ‌یک از طرفین آسان نیست. به مرور زمان، مذاکره‌کنندگان انعطاف‌پذیری خود را از دست داده‌اند و تنها به برتری‌جویی در همین میدان می‌اندیشند؛ این ویژگی به ویژه در طرف آمریکایی پررنگ‌تر است.

سومین عامل، حضور همزمان و گاه آشکارِ اسرائیل در پشت صحنه مذاکرات است. از یک سو، سیاست‌های تهاجمی و خصومت‌آمیز اسرائیل علیه ایران، و از سوی دیگر، مناسبات راهبردی و بنیادین آمریکا با اسرائیل، زمینه‌ساز حضور مؤثر، فعال و دائمی این بازیگر سوم در مذاکرات دوجانبه ایران و آمریکا شده است. این حضور، معادله مذاکره را از دوجانبه به سه‌جانبه تبدیل کرده و پیچیدگی آن را چند برابر نموده است.

چهارمین عامل، نقش پنهان و غیرمستقیم قدرت‌های بزرگ و برخی کشورهای منطقه‌ای است. این بازیگران از سطح تنش و چالش سیاسی میان ایران و آمریکا در راهبردهای بین‌المللی و منطقه‌ای خود بهره می‌برند.

تأثیرگذاری آنان عمدتاً پشت درهای بسته، به شکل‌های مختلف (در شرایط مذاکره، جنگ یا تحریم) و با هدف حفظ «کارت ایران» به عنوان ابزاری ارزشمند در رقابت‌های سیاسی دوجانبه و چندجانبه با آمریکا انجام می‌شود. این امر باعث می‌شود حتی زمانی که دو طرف به توافق نزدیک می‌شوند، منافع بازیگران خارجیِ سوم برای حفظ سطح مطلوبی از تنش، مانع از حصول نتیجه نهایی گردد.

ترامپ درصدد یک پیروزی سیاسی موقت است، بعد از انتخابات ماجراجویی‌ها علیه ایران آغاز می‌شود
*** فارغ از منافع قدرتهای ثالث، چرا منافع ایران و آمریکا در رسیدن به یک توافق حتی کوتاه‌مدت یکسان نیست؟ 

توافق چه در شکل تفاهم نامه و چه در شکل یک توافق کوتاه‌مدت و موقت می‌تواند برای آمریکا و به طور دقیق تر ترامپ یک پیروزی سیاسی تلقی گردد و با این پیروزی در ماه های آینده که منتهی به انتخابات میاندوره ای کنگره است بهره برداری سیاسی لازم را ببرد و بعد از انتخابات مجدد در صدد ماجراجویی های جدید در منطقه وعلیه ایران باشد. در حالیکه ایران به طور واقعی قصد دارد که به توافقی برد- برد برسد که در مقابل بازشدن تنگه هرمز محاصره دریای ایران برداشته شود و در مقابل مصالحه هسته‌ای، زمینه برای رفع دائمی جنگ و تجاوز احتمالی و حتی تحریم های اقتصادی برداشته شود. از این منظر فاصله انتظارات میان دوطرف از توافق یا تفاهم نامه بسیار زیاد است.

هر چه مذاکرات بی‌نتیجه‌تر و هزینه‌بارتر ادامه یابد، احتمال وقوع جنگی با شدت بالاتر افزایش می‌یابد
*** با این تفاسیر آیا شرایط کنونی حتی با وجود مذاکراتی که در حال انجام است، زمینه ساز ورود به درگیری مجدد نظامی است؟ 

نه الزما حداقل در کوتاه مدت و حتی در یک بازه زمانی ۶ ماه آینده اما حاصل وضعیت موجود این است که با گذشت زمان، مذاکرات ایران و آمریکال نه تنها ساده‌تر نشده و به توافقی مورد قبول دو طرف نزدیکتر نگردیده، بلکه دشوارتر، طولانی‌تر، پرهزینه‌تر و هم‌زمان در دستیابی به نتیجه (یعنی توافق) ناموفق‌تر شده است.

این روند، زمینه را برای توسل به گزینه جنگ به طور فزاینده‌ای هموار می‌کند. به عبارت روشن‌تر، دیپلماسی و گفت‌وگوهای ایران و آمریکا در دو سال اخیر نه تنها نتوانسته سایه جنگ را از طریق حصول توافق از میان بردارد، بلکه در عمل به تشدید تنش و گرایش به رویارویی نظامی دامن زده است. دو جنگی که اخیراً رخ داد — یکی ۱۲ روزه و دیگری ۴۰ روزه — در حقیقت نتیجه مستقیم شکست مذاکرات سیاسی میان دو طرف بوده‌اند. بنابراین، هر چه مذاکرات بی‌نتیجه‌تر و هزینه‌بارتر ادامه یابد، احتمال وقوع جنگی با شدت بالاتر افزایش می‌یابد.می تواند شرایط درگیری در ماه های آینده مجدد را تسهیل کند.

ایران و آمریکا آماده توافق نیستند / آمریکا در پی ورود به جنگی دیگر است / ۵ شاخص یک توافق پایدار میان ایران و آمریکا

بازدارندگی برای ایران و آمریکا پس از جنگ ۴۰ روزه، از اهمیت حیاتی برخوردار است

*** به فرض رسیدن به یک تفاهم؛ چه مدل توافقی برای ایران مطلوب است؟

در فرض دستیابی به توافق، آنچه برای ایران می‌تواند یک توافق مطلوب تلقی شود، توافقی است که کارایی بازدارندگی داشته باشد. بازدارندگی برای هر دو طرف ایران و آمریکا پس از جنگ ۴۰ روزه، از اهمیت حیاتی برخوردار است. از منظر ایران، هر توافقی که نتواند در درجه اول از حمله و تجاوز مجدد آمریکا جلوگیری کند و در درجه دوم مانع از اعمال تحریم‌های اقتصادی جدید شود، اساساً توافق خوبی نخواهد بود. این بازدارندگی به‌ویژه پس از شکست تابوی ۴۷ ساله عدم رویارویی نظامی مستقیم، اهمیتی دوچندان یافته است.

هر توافقی که خارج از این شاخص‌ها باشد، برای ایران بازدارنده نخواهد بود
*** با این حساب ویژگی‌های توافق بازدارنده که مطلبوب ایران می تواند باشد چیست؟ 

یک توافق بازدارنده باید چند ویژگی شاخص داشته باشد؛

اول، جامعیت به معنای  حل تمامی تنش‌های موجود در روابط دوجانبه.
دوم، ماهیت سیاسی به معنای  زدودن عملی دشمنی و خصومت و دستیابی به صلح پایدار.
سوم، پایداری به معنای نامحدود بودن از نظر زمانی و پایان همیشگی خصومت‌ها.
چهارم غیرمشروط بودن ب معنای عدم وابستگی مفاد توافق به عوامل داخلی، خارجی یا عناصر فراتر از آن (مانند برجام)
پنجم، تضمین بین‌المللی به معنای شناسایی، حمایت و تضمین توافق توسط مراجع و سازمان‌های بین‌المللی از جمله شورای امنیت سازمان ملل.
هر توافقی که خارج از این اصول و شاخص‌ها باشد، برای ایران بازدارنده نخواهد بود. چنین وضعیتی چیزی جز تداوم «نه جنگ و نه صلح»، افزایش احتمال حمله نظامی، تشدید تحریم‌ها و توسل به روش‌های نامتعارف فشار مانند محاصره دریایی در پی نخواهد داشت.

captcha