ترامپ کنترل هوشمند تنگه هرمز توسط ایران را نادیده گرفت؛ او به اشتباه معتقد بود که تهران در این مورد دست به [چنین ریسکی] نمیزند/ پنتاگون بر این فرض بود که ایران تنگه را به شدت مینریزی میکند، اما تهران به پهپادهای ارزان قیمت خود برای حمله متکی شد/ مانورهای جنگی در دولت بایدن این تصور را نداشت که پهپادها چنین نقش عمدهای در بستن تنگه ایفا کنند
طی چند روز پس از شروع جنگ، ارتش ایران کنترل تنگه را به دست گرفت و با قایقها، موشکها و پهپادها، نفتکشهای تجاری را تهدید کرد. حمل و نقل دریایی متوقف شد. قیمت انرژی سر به فلک کشید و آقای ترامپ در یک بنبست استراتژیک قرار گرفت.
در ادامه این مطلب آمده: این تمرین به منزله یک چراغ هشدار قرمز برای دولت ترامپ بود – هشداری که به دلایلی که هنوز کاملاً مشخص نیست، تا حد زیادی نادیده گرفته شد.
طی چند روز پس از شروع جنگ، ارتش ایران کنترل تنگه را به دست گرفت و با قایقها، موشکها و پهپادها، نفتکشهای تجاری را تهدید کرد. حمل و نقل دریایی متوقف شد. قیمت انرژی سر به فلک کشید و آقای ترامپ در یک بنبست استراتژیک قرار گرفت.
سه ماه بعد، کنترل ایران بر تنگه هرمز به قدرتمندترین سلاح آن تبدیل شده است، اهرمی عظیم در مذاکرات با آقای ترامپ بر سر برنامه هستهای این کشور.
رئیسجمهوری که عادت داشت مخالفان را به زانو درآورد، در پنهان کردن بیصبری خود با مشکل مواجه شده است. در یک پست رسانهای در آوریل، آقای ترامپ با لحنی فحاشانه خواستار شد ایرانی ها تنگه را باز کنند، وگرنه در جهنم زندگی خواهند کرد. ارتش ایران تهدید آقای ترامپ را نشانه درماندگی مسخره کرد.
اما به گفته بسیاری از مقامات پیشین آمریکایی که ساعتها به شبیهسازی واکنش احتمالی تهران به یک حمله بزرگ آمریکایی پرداختهاند، پاسخ ایران نه دیوانهوار بوده و نه تعجبآور.
برای سالها، دولت آمریکا مانور جنگی در مورد درگیریهای احتمالی با ایران انجام داده است، از جمله بازیهایی در پنتاگون با حضور دهها مقام نظامی و سیاستگذار. شرکتکنندگان میگویند که بارها و بارها به این نتیجه رسیدهاند که ایران به یک حمله بزرگ آمریکایی با بستن تنگه هرمز پاسخ خواهد داد.
دنیس بی. راس، مقام ارشد امنیت ملی در کاخ سفید اوباما، گفت: "هر بار، اولین چیزی که روی آن تمرکز میکردیم، تنگه بود – بدون استثنا. ما فرض میکردیم که اگر با ایران وارد جنگ شوید، این نقطه مقابل آنهاست."
آقای ترامپ حداقل از دوره اول ریاست جمهوری خود از این خطر آگاه بوده است. جان بولتون، که در دوره اول آقای ترامپ به عنوان مشاور امنیت ملی خدمت کرد، به یاد آورد که بیهوده تلاش کرد رئیسجمهور را متقاعد به راهاندازی یک جنگ علیه تهران کند. به گفته آقای بولتون، تنگه هرمز همیشه محور این بحثها بود.
آقای بولتون گفت: "غیرممکن است باور کنیم که ترامپ از بسته شدن تنگه غافلگیر شده باشد." او افزود که سوال واقعی این است که چرا دولت ترامپ به نظر میرسید برای آن نتیجه آمادگی نداشت.
اولیویا ویلز، سخنگوی کاخ سفید، گفت که به لطف برنامهریزی دقیق، "کل دولت برای هر اقدامی که توسط ایران انجام شود، آماده بود." او افزود: "رئیسجمهور ترامپ میدانست که ایران سعی خواهد کرد آزادی ناوبری و جریان آزاد انرژی را متوقف کند، و او برای نابودی مینهای متعدد و بیش از ۴۰ کشتی مینگذار، اقدامی کرد."
اما نگاهی به اوضاع قبل از جنگ نشان میدهد که آقای ترامپ هم توانایی ایران برای بستن تنگه را دست کم گرفت و هم توانایی آمریکا را در صورت لزوم برای بازگشایی آن، بیش از حد ارزیابی کرد. در حالی که کاخ سفید جزئیات برنامهریزی خود را فاش نکرده است، کارشناسان و مقامات سابق چندین عامل احتمالی را ذکر میکنند.
یک توضیح ساده این است که آقای ترامپ ممکن است انتظار داشته باشد دولت ایران پیش از بستن تنگه سقوط کند. همچنین برخی مقامات ترامپ به اشتباه معتقد بودند که ایران نمیتواند آبراه را بدون قربانی کردن صادرات نفت خود ببندد و دست به "خودکشی اقتصادی" نخواهد زد.
به نظر میرسید آقای ترامپ و مقامات ارشدش همچنین باور داشتند که اگر ایران سعی در تصرف تنگه کند، متحدان آمریکایی به نیروهای ایالات متحده در بازپسگیری کنترل آبراه کمک خواهند کرد. این نیز یک محاسبه اشتباه بود.
تاکتیکهای ایران ممکن است ارتش آمریکا را غافلگیر کرده باشد. برنامهریزی پنتاگون بر این فرض متمرکز بود که ایران آبراه را به شدت مینریزی کند. در عوض، ایران عمدتاً به موشکهای مستقر در ساحل و زرادخانه نسبتاً جدید پهپادهای ارزان قیمت خود برای حمله و تهدید کشتیها متکی بوده است.
آقای ترامپ یک مشکل جغرافیایی را به ارث برد که از زمان جنگ سرد اولیه، هنگامی که ترس از تلاش اتحاد جماهیر شوروی برای کنترل آبراهی که اکنون حدود ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت از آن عبور میکند، نگران کننده بود.
پس از یک دور از این تهدیدها، در اواخر سال ۲۰۱۱، آقای اوباما پیامی برای حکومت ایران فرستاد و هشدار داد که دخالت در تنگه یک "خط قرمز" ایالات متحده است که واکنش نظامی شدیدی را به دنبال خواهد داشت.
کنت ام. پولاک، تحلیلگر پیشین اطلاعاتی سیا و معاون سیاست در موسسه خاورمیانه، گفت: "ما به دنبال تغییر حکومت بودیم. این نکته کلیدی است – به همین دلیل است که ایرانیها تنگه را بستند."
آقای ترامپ ممکن است انتظار – یا حداقل امید – یک تغییر سریع دولت را داشته باشد که اقدامی از سوی ایران در تنگه را منتفی کند. نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، به آقای ترامپ اطمینان داد که دولت ایران قابل سرنگونی است. و آقای ترامپ هنوز تحت تاثیر موفقیت حمله کماندویی ژانویه بود که نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا را دستگیر کرد.
دستکم برخی از مقامات ترامپ تردید داشتند که ایران اصلاً بخواهد تنگه را ببندد، زیرا گمان میکردند چنین اقدامی به درآمدهای نفتی سودآور تهران پایان میدهد.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، در ژوئن گذشته به فاکس بیزینس گفت: "اگر آنها این کار را بکنند، برایشان خودکشی اقتصادی است. و ما گزینههایی برای مقابله با آن حفظ میکنیم."
اما سناریوی "خودکشی اقتصادی" آقای روبیو به فرض اشتباه دیگری نیز بستگی داشت: اینکه ایران نمیتواند بدون چشمپوشی از صادرات نفت خود، بیشتر ترافیک تنگه را متوقف کند.
در جلسه استماع سنا در روز سهشنبه، سناتورهای دموکرات عصبانی از آقای روبیو خواستند به آنها اطمینان دهد که آقای ترامپ صرفاً برای بازگرداندن تنگه به وضعیت قبل از جنگ، امتیازاتی به ایران نخواهد داد.
بیشتر تحلیلگران مدتها فرض کرده بودند که ایران با کارگذاری دهها یا حتی صدها مین در آبهای خود، آبراه را غیرقابل عبور میکند. این کار تنگه را حتی برای نفتکشهای خود ایران نیز بسیار خطرناک میکرد.
این واقعیت که ایران پس از موج حملات هوایی ایالات متحده، معروف به "عملیات چکش نیمهشب"، به تاسیسات کلیدی هستهای خود در یک سال پیش، سعی در بستن تنگه نکرد، ممکن است دیدگاه آقای روبیو را تقویت کرده باشد.
اما ایران با استفاده از مینهای کمتر از حد انتظار – شاید به لطف حملات آمریکا به قایقهای مینگذار خود – و تکیه بر موشکها و پهپادها برای ایجاد وحشت در کشتیرانی، از این مشکل اجتناب کرد. کشتیهای حامل نفت ایران که هدف حملات موشکی یا پهپادی قرار نمیگرفتند، هفتهها به تردد در تنگه ادامه دادند تا اینکه آقای ترامپ در آوریل یک محاصره متقابل علیه ترافیک کشتیرانی ایران اعمال کرد.
به گفته یکی از مقامات ارشد سابق، مانورهای جنگی ایران در دولت بایدن تصور نمیکرد که پهپادها چنین نقش عمدهای در بستن تنگه ایفا کنند.
آقای بولتون در مورد مقامات ترامپ گفت: "آنها به اندازه کافی روی پهپادها تمرکز نکردند."
در جلسه استماع کمیته خدمات مسلح سنا در ژوئن گذشته، قانونگذاران از دریاسالار برد کوپر، که قرار بود فرماندهی مرکزی ایالات متحده را بر عهده بگیرد، در مورد تهدید ایران نسبت به تنگه و توانایی ارتش برای مقابله با آن سوال کردند. دریاسالار کوپر به "جنگ مین" و تواناییهای مینروبی ایالات متحده اشاره کرد، اما از پهپادها نام نبرد.
او با اذعان به اینکه چنین سناریویی "پیچیده" خواهد بود، نشان داد که ارتش میتواند در عرض "هفتهها و ماهها" از عهده آن برآید.
یکی از مقامات سابق پنتاگون گفت که نیروی دریایی ایالات متحده کاملاً از تهدیدی که پهپادها میتوانند برای کشتیرانی ایجاد کنند آگاه بود، به لطف حملات یمن تجارت در دریای سرخ که از اواخر سال ۲۰۲۳ آغاز شد. اما ارتش آمریکا برای توسعه دفاع موثر ضد پهپاد تلاش کرده است.
به نظر میرسید مقامات ترامپ همچنین امیدوار بودند که اگر ایران تنگه را مسدود کند، متحدان آمریکایی به کمک آنها بیایند. آقای روبیو در مصاحبه با برنامه "Face the Nation" سی بی اس در ژوئن گذشته پیشبینی کرد: "فکر میکنم اگر آنها این کار را بکنند، تمام جهان علیه آنها متحد شوند."
در ۳ مارس، آقای ترامپ در شبکههای اجتماعی اعلام کرد که ناوهای جنگی آمریکا "در اسرع وقت" اسکورت نفتکشها را در آبراه آغاز خواهند کرد. تا اواسط مارس، کریس رایت، وزیر انرژی او، به مصاحبهکننده سیانبیسی اطمینان داد که اسکورت نظامی "به احتمال زیاد" تا پایان آن ماه انجام میشود و اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، گفت که اسکورتها "به محض اینکه از نظر نظامی ممکن شود" انجام خواهد شد.
در ۱۰ مارس، آقای رایت حتی ادعایی را در شبکههای اجتماعی منتشر کرد – سپس به سرعت حذف کرد – مبنی بر اینکه نیروی دریایی ایالات متحده یک نفتکش را از طریق تنگه اسکورت کرده است. مقامات این ادعای نادرست را به یکی از کارمندان نامشخص نسبت دادند.
اما هیچ یک از متحدان ایالات متحده در خارج از منطقه بیواسطه داوطلب پیوستن به آنچه بسیاری از آنها جنگ بیپروای انتخابی آقای ترامپ میدانند، نشدهاند.
ائتلافی از کشورها به رهبری بریتانیا و فرانسه میگوید که مایل به کمک به گشتزنی در تنگه است، اما نه تا زمانی که ایالات متحده و ایران به توافق رسمی برای بازگشایی آن برسند.
آقای ترامپ در ماه می یک عملیات "بشردوستانه" محدود به نام "پروژه آزادی" را اعلام کرد تا نفتکشهای سرگردان در تنگه را نجات دهد. اما او پس از تنها یک روز، پس از اعتراض عربستان سعودی مبنی بر اینکه این اقدام خطر تشدید خطرناک را دارد، آن را رها کرد. (در هفتههای اخیر، ایالات متحده بیسروصدا حدود ۷۰ کشتی تجاری را از طریق تنگه هدایت کرده است، اگرچه این تعداد برای تأثیرگذاری بر بازارهای جهانی و زنجیرههای تامین کافی نیست.)
یک عملیات نظامی یکجانبه ایالات متحده برای بازگشایی تنگه، خطر بزرگی را برای رئیسجمهوری به همراه خواهد داشت که قبلاً با خشم حامیانی روبروست که به عهدهای قبلی او برای اجتناب از جنگهای آشفته خاورمیانه اعتقاد داشتند.
آقای پولاک، که چندین درگیری شبیهسازی شده آمریکا و ایران را اجرا یا در آنها شرکت کرده است، گفت که چنین عملیاتی مستلزم استقرار حداقل یک لشکر ارتش در ساحل ایران برای شکار زرادخانه کامل قایقها، مینها، موشکها و پهپادهای آن است. او گفت: "شما باید تقریباً درب به درب در ساحل شمالی تنگه بروید تا این کار را انجام دهید."
او افزود: "این همیشه یک مشکل بسیار دشوار بوده است. من از هیچ کاری که ایرانیها انجام دادند، تعجب نکردهام."
