مخالفان توافق، مخالف رهبریاند؟ | صمصامی: مطیع رهبرم، ولی نظر کارشناسی دارم| مذاکره هستهای جایز نیست و فقط باید زمان خرید
مخالفان توافق و مذاکره عملا در برابر تصمیم رهبری ایستادهاند. صمصامی نماینده عضو جبهه پایداری همچون سایر نمایندگان تندرو همچنان بر مواضع خود علیه تفاهم شب گذشته ایستاده و میگوید مذاکره هستهای و منطقهای جایز نیست و مذاکره جمعه باید تنها برای خریدن زمان باشد.
تندروها تا آخرین لحظه ایستادند؛ در خیابان، در شبکههای اجتماعی و پشت تریبونهای رسمی. از مقابل وزارت خارجه تا میدانهای شهرهای مختلف، مخالفان مذاکره و توافق تلاش کردند روایت خود را از آنچه «تسلیم» میخواندند، به افکار عمومی تحمیل کنند. چهرههای نزدیک به جبهه پایداری و سعید جلیلی، از هفتهها قبل با تجمع، سخنرانی و صدور بیانیه علیه مذاکرات موضع گرفتند و حتی در شبهای پایانی، با فراخوان تجمع و اعزام سخنرانان خود به شهرهای مختلف، کوشیدند مخالفت با توافق را به یک جنبش خیابانی تبدیل کنند.
شعارهایشان هم روشن بود؛ «مرگ بر سازشگر»، «قالیباف، عراقچی، پس خون رهبر شهید چه شد؟» و «توافق را نمیپذیریم». آنها معتقد بودند مذاکره با آمریکا نه یک تاکتیک سیاسی، بلکه عبور از آرمانهایی است که جمهوری اسلامی بر پایه آن شکل گرفته است. ادعایی که مغایر با ادبیات ارکان رسمی نظام بود که بارها تأکید کرد که هیچ توافقی بدون اطلاع و تأیید رهبری انجام نخواهد شد و هرگونه تصمیم در این سطح، در بالاترین سطوح حاکمیت اتخاذ میشود.
اما شب گذشته، برخلاف خواست این جریان، ورق برگشت. همزمان با هشتادمین سالروز تولد دونالد ترامپ، نخستوزیر پاکستان خبر داد که ایران و آمریکا بر سر تمامی بندهای تفاهم اولیه به توافق رسیدهاند؛ توافقی که ظاهراً در دقیقه نود و پس از حمله نظامی اسرائیل به بیروت و افزایش احتمال پاسخ ایران، دستخوش تغییراتی نیز شد. بر اساس گزارشها، ایران موفق شده امتیاز مهمی بگیرد و آن رفع فوری محاصره دریایی است؛ بندی که پیشتر قرار بود طی فرآیندی ۳۰ روزه اجرایی شود.
حالا توافق به ایستگاه نخست رسیده و مخالفان آن، بیش از هر زمان دیگری با یک پرسش مواجهاند؛ اگر مذاکرات و توافق با اطلاع و نظر عالیترین مقام نظام انجام شده باشد، مخالفت با آن دقیقاً به معنای مخالفت با چیست؟ پرسشی که این روزها جریان های اصولگرا و انقلابی بیش از سایرین به دنبال پاسخ آن هستند. پاسخ به این پرسش در واقع عیار ولایت مداری یک جریان مدعی میراث داری انقلاب را برای همیشه روشن خواهد کرد.
نمایندگان نزدیک به جبهه پایداری همچنان بر مواضع خود پافشاری میکنند. حسین صمصامی، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی یکی از این مخالفان است. صمصامی میگوید مطیع امر رهبری است، اما نظر کارشناسی او متفاوت است.
حسین صمصامی تاکید کرده توافق در صورتی که ایران توان درهم شکستن آمریکا و خروج نیروهای آن از منطقه را داشته باشد، خیانت است و اگر توانش را ندارد هم مذاکره درباره توان هسته ای ایران جایز نیست و تنها باید از این فرصت برای بازیابی قدرت نظامی استفاده کرد.
او می گوید: «شما اول باید دشمن خود را خوب بشناسید؛ اینکه با چه طرفی مواجه هستید. آیا او اهل وفا، صلح و آتشبس است یا نه؟ شما با کشوری مواجه هستید که هدف اصلیاش تصاحب نفس شما و سهیم شدن در منابع نفتیتان است؛ همان کاری که امروز در عراق انجام میدهد و پیشتر در افغانستان و کشورهای دیگر انجام داده است.»
او ادامه داد: «هدف آنها این است که با قلدری وارد شوند و در منابع کشورها سهیم شوند. این جریان به هیچ عهد و قراردادی پایبند نیست و اصول اخلاقی را هم درک نمیکند. برای رسیدن به اهدافش هر کاری انجام میدهد؛ اگر لازم باشد رهبران را ترور میکند، مناطق را بمباران میکند و هر اقدامی که از دستش بربیاید انجام خواهد داد. این دشمن شماست و باید بدانید با چه طرفی روبهرو هستید.»
صمصامی در ادامه با طرح این پرسش که آیا ایران توان مقابله کامل با چنین دشمنی را دارد یا خیر، اظهار کرد: «اگر ما قدرت آن را داشته باشیم که این دشمن را سرکوب کنیم و چنان ضربهای به او بزنیم که از منطقه خارج شود و دیگر جرأت حمله نداشته باشد، در آن شرایط اساساً مذاکره و آتشبس جایز نیست. آتشبس در چنین شرایطی خیانت است و مذاکره نیز خیانت محسوب میشود؛ چرا که او به کشور حمله کرده، فرماندهان و رهبران را شهید کرده و تأسیسات را از بین برده است.»
او افزود: «اگر قدرت این کار را دارید، باید چنان درس عبرتی به دشمن بدهید که دیگر در منطقه حضور پیدا نکند. اما اگر محدودیتهایی وجود داشته باشد و بهدلیل برخی ملاحظات و مراودات امکان چنین اقدامی فراهم نباشد، آنوقت شرایط متفاوت میشود.»
این نماینده مجلس تصریح کرد: «در چنین وضعیتی ناگزیر هستید زمان بخرید. باید توجه داشت که دشمن از مذاکره بهعنوان ابزار جنگ استفاده میکند، نه ابزار صلح. او مذاکره را وسیلهای برای پیروزی در جنگ میداند، نه راهی برای رسیدن به صلح.»
او ادامه داد: «اگر محدودیتهایی در عمل وجود داشته باشد و امکان مقابله کامل فراهم نباشد، چارهای جز ورود هوشمندانه به مذاکره باقی نمیماند. در این شرایط مذاکره اجتنابناپذیر میشود، اما باید هدف اصلی آن خرید زمان باشد.»
صمصامی می گوید در توافق، موضوعاتی مانند پرونده هستهای یا مسائل منطقهای قابل مذاکره نیست. تنها موضوع مهم، توقف جنگ است. باید کاری کرد که دشمن فعلاً حمله نکند، چرا که اگر شرایط فراهم شود دوباره حمله خواهد کرد.
به گفته او در این فاصله باید فرصت ایجادشده را برای تقویت توان بازدارندگی کشور به کار گرفت. تا زمانی که قدرت بازدارندگی ایجاد نشود، حملات ادامه پیدا خواهد کرد.
نماینده تهران در پایان تأکید کرد: «البته هر آنچه رهبری بگویند برای ما مطاع است، اما من نظر کارشناسی خودم را بیان کردم.»
