تلاش جانانه 3 آتش نشان برای نجات دو دختر!
چگونه این 3 آتش نشان دو زندگی را از چنگال مرگ نجات دادند.
به گزارش پايگاه خبري «تيک» (Tik.ir)، عملیات نجات دو دختر نوجوان که در میان شعلههای آتش گرفتارشده و در آستانه مرگ قرار داشتند با شجاعت سه آتشنشان ماهشهری با موفقیت به زندگی پیوند خورد. این سه آتشنشان جوان در میان دود و آتش پیکرهای نیمه جان این دو خواهر را در کنار انباری یکی از اتاقها پیدا کرده و با قرار دادن ماسکهای اکسیژن روی صورت شان زندگی دوبارهای به آنها بخشیدند.
ساعت 10 و 30 دقیقه صبح صدای آژیر خودروهای آتشنشانی بندرماهشهر خبر از حادثه ناگواری میداد. دو خودروی قرمز رنگ آتشنشانی ایستگاه مرکزی با سرعت خیابانها را پشت سر گذاشته و مقابل خانه ویلایی قدیمی در پشت کلانتری توقف کردند.
شعلههای آتش از در ورودی زبانه میکشید و دود سیاهی فضای خانه را فرا گرفته بود. همسایهها با نگرانی سعی میکردند به آتشنشانان کمک کنند. عملیات اطفای حریق بلافاصله آغاز شد و دو تیم از آتشنشانان مأمور اطفای حریق و نجات افرادی که داخل خانه ویلایی گرفتار بودند، شدند. هیچ کس بدرستی نمیدانست چند نفر در این خانه حضور دارند اما آتشنشانان بر اساس وظیفهای که داشتند باید همه جا را جستوجو میکردند.
آنها بخوبی میدانستند اگر کسی در میان آتش گرفتار شود برای نجات از دود و آتش ممکن است در مکانهای مختلفی از خانه پناه بگیرد. شعلههای آتش بیشتر و بیشتر میشد و بهگونهای داخل شدن به خانه را با مشکل مواجه کرده بود. سه آتشنشان جوان و شجاع مأمور شدند همراه با اطفای حریق همه خانه را برای پیدا کردن افرادی که ممکن بود در آنجا باشند، جستوجو کنند.
دود زیاد سرعت عملیات را کند کرده بود. سه آتشنشان شجاع با اطفای حریق همه اتاقها و نقاطی را که احتمال میدادند کسی در آن مخفی شده باشد، جستوجو کردند و سرانجام در پشت پرده نیمسوخته یکی از اتاقها پیکرهای نیمه جان دو دختر نوجوان را که به خاطر استنشاق دود نمیتوانستند نفس بکشند پیدا کردند. صدای مرد جوانی که نام دخترانش را فریاد میزد بهگوش اهالی محله میرسید.
همه در انتظار اتفاق تلخ و ناگواری بودند. همه چشمها به در خانه دوخته شده بود. پدر با بیتابی سعی میکرد وارد خانه شود، اما آتشنشانان دیگر اجازه اینکار را به او نمیدادند. چند لحظه بعد سه آتشنشان فداکار در حالی که دو دختر نوجوان را در آغوش گرفته بودند از میان دود و آتش خارج شدند. همه به طرف آنها دویدند.
ثانیهها به سرعت سپری میشد و سه آتشنشان برای نجات این دو خواهر تلاش میکردند. عملیات احیا و تنفس مصنوعی آغاز شد. چهره دود گرفته دو خواهر همه را نگران کرده بود. نفس نمیکشیدند، اما آتشنشانان ناامید نمیشدند و پس از چند دقیقه تلاش با شنیدن سرفههای آنها لبخند بر لبان همه نقش بست.
عملیات به زندگی پیوند خورده بود. اکبر شعبانیان، علی آن ناصری و محمد امین غلامی سه آتشنشان فداکاری هستند که جان دوخواهر نوجوان را از مرگ نجات دادند.
اکبر شعبانیان که 28 بهار را پشت سر گذاشته و نخستین سال حضورش را در آتشنشانی تجربه میکند با بیان اینکه عشق و علاقه به امداد و نجات باعث شد تا پس از فارغالتحصیلی در رشته مدیریت لباس آتشنشانی به تن کند، گفت: سالهاست که به صورت حرفهای در ورزش بوکس و ووشو فعالیت میکنم و چند بار در رقابتهای کشوری و تورنمنتهای بینالمللی مقام کسب کردهام.
از یک سال قبل که افتخار خدمت در آتشنشانی نصیب من شد همیشه آماده بودم تا بتوانم نجاتبخش جان انسانی در حوادث باشم. روز حادثه مشغول تمرین صعود و فرود با طناب بودیم که زنگ ایستگاه به صدا در آمد. بلافاصله سوار بر خودروهای آتشنشانی حرکت کردیم، تا اینکه با بیسیم اعلام کردند یک خانه ویلایی قدیمی در پشت کلانتری 11 ماهشهر طعمه حریق شده است، بلافاصله به محل حادثه رسیدیم.
دود زیادی خانه را فرا گرفته بود و شعلههای آتش زبانه میکشید. شعلههای آتش به حدی بود که نمیتوانستیم براحتی وارد خانه شویم. دود زیاد باعث شده بود که نتوانیم یک قدمی خود را هم ببینیم. سرانجام به دو گروه تقسیم شدیم من و دو همکارم پس از آنکه با آب لباس هایمان را خیس کردیم وارد خانه شدیم. یکی از ما با شیلنگ آب سعی میکرد آتش را مهار کند. قبل از اینکه وارد خانه شویم بررسیها نشان داد که در این خانه تنها راه خروجی است و پنجرهها راهی به بیرون ندارند.
هیچکدام از همسایهها نمیدانست که کسی در خانه است یا نه اما وظیفه ما بود که همه جا را جستوجو کنیم چون کسی که در میان آتش گرفتار میشود برای فرار از آن به انباری یا کمدهای دیواری و حتی زیر تخت پناه میبرد. به سرعت عملیات جستوجو را آغاز کردیم و در آخرین اتاق پشت پرده نیمسوخته متوجه دو نفر شدیم که به حالت خمیده نشسته بودند. بلافاصله به کمک آنها رفتیم.
علی آن ناصری آتشنشان 33 ساله که 9 سال است در بسیاری از عملیات اطفای حریق و امداد و نجات حضور داشته است از لحظهای که دو خواهر نوجوان را در میان دود و آتش پیدا کردند اینگونه میگوید: آنها را در حالی پیدا کردیم که نفس نمیکشیدند و لباسهای آنها پاره شده بود.
آنها برای اینکه بتوانند نفس بکشند فشار زیادی را تحمل کرده بودند و به خاطر این فشار زیاد لباس هایشان را پاره کرده بودند. ماسکهای اکسیژن مان را روی صورتشان قرار دادیم و به سرعت آنها را به حیاط منتقل کردیم. در آن لحظه امیدی به احیای دوباره آنها نداشتیم اما به آنها تنفس مصنوعی دادیم. همه با تردید به ما نگاه میکردند، اما سرانجام این دو خواهر سرفه کردند و مقدار زیادی دود از دهان آنها خارج شد. بلافاصله با کمک امدادگران اورژانس آنها را به بیمارستان منتقل کردیم.
وی ادامه داد: پدر این دو دختر که بعد از حادثه به خانه آمده بود تصور میکرد آنها به مدرسه رفتهاند و وقتی آنها را از خانه خارج کردیم با بهت و حیرت به دخترانش نگاه میکرد. بعد از اتمام عملیات به خانه رفتم و دو پسرم را درآغوش گرفتم و شروع به گریه کردم. امید زیادی به زنده ماندن دو خواهر نوجوان نداشتم اما چند ساعت بعد وقتی خبر دادند که حال عمومی آنها خوب است از خوشحالی سجده شکر بجا آوردم و بلافاصله به ملاقات آنها رفتم.
محمد امین غلامی آتشنشان 27 ساله که نخستین عملیات امداد و نجات زندگیاش را با موفقیت پشت سر گذاشت از پخش شیرینی به خاطر سلامتی این دوخواهر در همه ایستگاههای آتشنشانی گفت و ادامه داد: وقتی این دو دختر را پیدا کردیم تصور من و دو همکارم این بود که آنها به خاطر استنشاق دود خفه شدهاند. آنها را بلافاصله به حیاط خانه منتقل کردیم و به آنها تنفس مصنوعی دادیم.
وی ادامه داد: وقتی اورژانس آنها را به بیمارستان منتقل کرد من و همکارانم خیلی ناراحت بودیم. احساس میکردیم تلاشهای ما بینتیجه بوده و موفق نشدهایم جان انسانی را نجات بدهیم. چند ساعت بعد وقتی به ما خبر دادند وضعیت جسمی این دو خواهر رو به بهبودی است از خوشحالی اشک ریختیم و فردای آن روز من در همه ایستگاههای آتشنشانی شیرینی پخش کردم. پس از آن همراه همکارانم به ملاقات این دو دختر رفتیم. لبخند آنها بهترین پاداشی بود که ما پس از چند ساعت تلاش و تحمل سختی گرفتیم.
* ایران
ساعت 10 و 30 دقیقه صبح صدای آژیر خودروهای آتشنشانی بندرماهشهر خبر از حادثه ناگواری میداد. دو خودروی قرمز رنگ آتشنشانی ایستگاه مرکزی با سرعت خیابانها را پشت سر گذاشته و مقابل خانه ویلایی قدیمی در پشت کلانتری توقف کردند.
شعلههای آتش از در ورودی زبانه میکشید و دود سیاهی فضای خانه را فرا گرفته بود. همسایهها با نگرانی سعی میکردند به آتشنشانان کمک کنند. عملیات اطفای حریق بلافاصله آغاز شد و دو تیم از آتشنشانان مأمور اطفای حریق و نجات افرادی که داخل خانه ویلایی گرفتار بودند، شدند. هیچ کس بدرستی نمیدانست چند نفر در این خانه حضور دارند اما آتشنشانان بر اساس وظیفهای که داشتند باید همه جا را جستوجو میکردند.
آنها بخوبی میدانستند اگر کسی در میان آتش گرفتار شود برای نجات از دود و آتش ممکن است در مکانهای مختلفی از خانه پناه بگیرد. شعلههای آتش بیشتر و بیشتر میشد و بهگونهای داخل شدن به خانه را با مشکل مواجه کرده بود. سه آتشنشان جوان و شجاع مأمور شدند همراه با اطفای حریق همه خانه را برای پیدا کردن افرادی که ممکن بود در آنجا باشند، جستوجو کنند.
دود زیاد سرعت عملیات را کند کرده بود. سه آتشنشان شجاع با اطفای حریق همه اتاقها و نقاطی را که احتمال میدادند کسی در آن مخفی شده باشد، جستوجو کردند و سرانجام در پشت پرده نیمسوخته یکی از اتاقها پیکرهای نیمه جان دو دختر نوجوان را که به خاطر استنشاق دود نمیتوانستند نفس بکشند پیدا کردند. صدای مرد جوانی که نام دخترانش را فریاد میزد بهگوش اهالی محله میرسید.
همه در انتظار اتفاق تلخ و ناگواری بودند. همه چشمها به در خانه دوخته شده بود. پدر با بیتابی سعی میکرد وارد خانه شود، اما آتشنشانان دیگر اجازه اینکار را به او نمیدادند. چند لحظه بعد سه آتشنشان فداکار در حالی که دو دختر نوجوان را در آغوش گرفته بودند از میان دود و آتش خارج شدند. همه به طرف آنها دویدند.
ثانیهها به سرعت سپری میشد و سه آتشنشان برای نجات این دو خواهر تلاش میکردند. عملیات احیا و تنفس مصنوعی آغاز شد. چهره دود گرفته دو خواهر همه را نگران کرده بود. نفس نمیکشیدند، اما آتشنشانان ناامید نمیشدند و پس از چند دقیقه تلاش با شنیدن سرفههای آنها لبخند بر لبان همه نقش بست.
عملیات به زندگی پیوند خورده بود. اکبر شعبانیان، علی آن ناصری و محمد امین غلامی سه آتشنشان فداکاری هستند که جان دوخواهر نوجوان را از مرگ نجات دادند.
اکبر شعبانیان که 28 بهار را پشت سر گذاشته و نخستین سال حضورش را در آتشنشانی تجربه میکند با بیان اینکه عشق و علاقه به امداد و نجات باعث شد تا پس از فارغالتحصیلی در رشته مدیریت لباس آتشنشانی به تن کند، گفت: سالهاست که به صورت حرفهای در ورزش بوکس و ووشو فعالیت میکنم و چند بار در رقابتهای کشوری و تورنمنتهای بینالمللی مقام کسب کردهام.
از یک سال قبل که افتخار خدمت در آتشنشانی نصیب من شد همیشه آماده بودم تا بتوانم نجاتبخش جان انسانی در حوادث باشم. روز حادثه مشغول تمرین صعود و فرود با طناب بودیم که زنگ ایستگاه به صدا در آمد. بلافاصله سوار بر خودروهای آتشنشانی حرکت کردیم، تا اینکه با بیسیم اعلام کردند یک خانه ویلایی قدیمی در پشت کلانتری 11 ماهشهر طعمه حریق شده است، بلافاصله به محل حادثه رسیدیم.
دود زیادی خانه را فرا گرفته بود و شعلههای آتش زبانه میکشید. شعلههای آتش به حدی بود که نمیتوانستیم براحتی وارد خانه شویم. دود زیاد باعث شده بود که نتوانیم یک قدمی خود را هم ببینیم. سرانجام به دو گروه تقسیم شدیم من و دو همکارم پس از آنکه با آب لباس هایمان را خیس کردیم وارد خانه شدیم. یکی از ما با شیلنگ آب سعی میکرد آتش را مهار کند. قبل از اینکه وارد خانه شویم بررسیها نشان داد که در این خانه تنها راه خروجی است و پنجرهها راهی به بیرون ندارند.
هیچکدام از همسایهها نمیدانست که کسی در خانه است یا نه اما وظیفه ما بود که همه جا را جستوجو کنیم چون کسی که در میان آتش گرفتار میشود برای فرار از آن به انباری یا کمدهای دیواری و حتی زیر تخت پناه میبرد. به سرعت عملیات جستوجو را آغاز کردیم و در آخرین اتاق پشت پرده نیمسوخته متوجه دو نفر شدیم که به حالت خمیده نشسته بودند. بلافاصله به کمک آنها رفتیم.
علی آن ناصری آتشنشان 33 ساله که 9 سال است در بسیاری از عملیات اطفای حریق و امداد و نجات حضور داشته است از لحظهای که دو خواهر نوجوان را در میان دود و آتش پیدا کردند اینگونه میگوید: آنها را در حالی پیدا کردیم که نفس نمیکشیدند و لباسهای آنها پاره شده بود.
آنها برای اینکه بتوانند نفس بکشند فشار زیادی را تحمل کرده بودند و به خاطر این فشار زیاد لباس هایشان را پاره کرده بودند. ماسکهای اکسیژن مان را روی صورتشان قرار دادیم و به سرعت آنها را به حیاط منتقل کردیم. در آن لحظه امیدی به احیای دوباره آنها نداشتیم اما به آنها تنفس مصنوعی دادیم. همه با تردید به ما نگاه میکردند، اما سرانجام این دو خواهر سرفه کردند و مقدار زیادی دود از دهان آنها خارج شد. بلافاصله با کمک امدادگران اورژانس آنها را به بیمارستان منتقل کردیم.
وی ادامه داد: پدر این دو دختر که بعد از حادثه به خانه آمده بود تصور میکرد آنها به مدرسه رفتهاند و وقتی آنها را از خانه خارج کردیم با بهت و حیرت به دخترانش نگاه میکرد. بعد از اتمام عملیات به خانه رفتم و دو پسرم را درآغوش گرفتم و شروع به گریه کردم. امید زیادی به زنده ماندن دو خواهر نوجوان نداشتم اما چند ساعت بعد وقتی خبر دادند که حال عمومی آنها خوب است از خوشحالی سجده شکر بجا آوردم و بلافاصله به ملاقات آنها رفتم.
محمد امین غلامی آتشنشان 27 ساله که نخستین عملیات امداد و نجات زندگیاش را با موفقیت پشت سر گذاشت از پخش شیرینی به خاطر سلامتی این دوخواهر در همه ایستگاههای آتشنشانی گفت و ادامه داد: وقتی این دو دختر را پیدا کردیم تصور من و دو همکارم این بود که آنها به خاطر استنشاق دود خفه شدهاند. آنها را بلافاصله به حیاط خانه منتقل کردیم و به آنها تنفس مصنوعی دادیم.
وی ادامه داد: وقتی اورژانس آنها را به بیمارستان منتقل کرد من و همکارانم خیلی ناراحت بودیم. احساس میکردیم تلاشهای ما بینتیجه بوده و موفق نشدهایم جان انسانی را نجات بدهیم. چند ساعت بعد وقتی به ما خبر دادند وضعیت جسمی این دو خواهر رو به بهبودی است از خوشحالی اشک ریختیم و فردای آن روز من در همه ایستگاههای آتشنشانی شیرینی پخش کردم. پس از آن همراه همکارانم به ملاقات این دو دختر رفتیم. لبخند آنها بهترین پاداشی بود که ما پس از چند ساعت تلاش و تحمل سختی گرفتیم.
* ایران
پسندیدم 0
گزارش خطا
