طالبی : دایی به فوتبال خدمت نکرد!
سرمربی پیشین تیم ملی فوتبال کشورمان معتقد است علی دایی دینش را به طور کامل به فوتبال ایران ادا نکرده است.
به گزارش پايگاه خبري «تيک» (Tik.ir)، جلال طالبی در گفتوگویی دوستانه از دنیای خودش و فوتبال گفت که این مصاحبه را در زیر می خوانید:
**: مصداقي براي تقليد تاکتيکي و بکارگيري ناهمگون بازيکنان در ليگ برتر عنوان ميکنيد ؟
برخي تيمها در تاکتيک 1-3-2-4 موازي از دو هافبک دفاعي بهره مي برند . براي نمونه در تيمهاي استقلال و پرسپوليس اين بهره وري مشهود است . اما اين دو هافبک تداخل در مسئوليت به وجود مي آورند و همديگر را خنثي مي کنند . وقتي شرح وظايف بازيکن براي او توجيه نشود طراحي در تيم از بين مي رود . هر دو هافبک مي آيند براي ايجاد کاور در صورتي که يکي از اين بازيکنان بايد در زمان انتقال وظيفه طراحي حملات را به عهده بگيرد . در مقاطعي تيم ملي نيز در اين خصوص دچار مشکلاتي بود .
**: به عبارتي اجراي تاکتيک 1-3-2-4 نزد تيمهاي ليگ برتري ناقص انجام مي شود ؟
دقيقا. تيمها در آشفتگي نمي دانند چه مواقعي بايد بالها به داخل و عرض بزنند و تک فوروارد سايه حرکت کند . در اين تاکتيک توپ ابتدا بايد به سمت کناره ها ارسال شود و مجدد به داخل برگردد و سپس با فعل انفعالات فضاسازي بازيکنان به کناره ها ارسال شود تا تيم فرصت سانتر و يا عبور را پيدا کند . در اجراي تاکتيک با صبر و حوصله بايد قدم به قدم به سمت هدف حرکت کرد . نمايشهايي که در ليگ برتر از سوي تيمها ديده مي شود عجولانه و بدون تفکر لازم صورت مي پذيرد . بعد از جام جهاني 1994 در کشور آرژانتين سميناري با حضور بهترين مربيان جهان در خصوص بررسي تخصصي تاکتيکهاي فوتبال برگزار شد. در اين سمينار که با تدريس دکتر بيلاردو صورت پذيرفت به قدري زيبا نقش آفريني بازيکنان در تاکتيک هاي مختلف توضيح داده شد که نشان مي داد يک مربي بايد ابتدا اصول اجرايي يک تاکتيک را بداند و با آگاهي مقابل بازيکنان قرار بگيرد . سئوال من از شما اين است ، چند مربي ايراني ليگ برتر ما به اينگونه سمينار و کنفرانس ها اعزام مي شوند ؟ بدون کاشت به دنبال برداشت هستيم .
**: اينگونه از سخنان شما برداشت مي شود که نقش مربي نسبت به بازيکن در نمايشهاي ضعيف ليگ برتر پررنگتر است ؟
مربي و بازيکن مکمل همديگر هستند . اگر مربي عالم باشد و در طرف مقابل اگر بازيکن از تحصيلات لازم برخوردار نباشد يک مربي چگونه مي تواند دانش خود را به بازيکن انتقال بدهد ؟ در ليگ برتر ديده مي شود مربي بيش از ظرفيت بازيکن انتظار دارد و اينگونه چالشها بوجود مي آيد .
**: در بحث کوچينگ در ليگ برتر يک دايره بسته بوجود آمده است . توانايي مربيان داخلي را چگونه ارزيابي مي کنيد ؟
در اين خصوص بايد مربيان را در 2 بخش قرار بدهيم . ابتدا مربياني که از قدرت بيان بالايي برخوردار هستند و دوم مربياني که قدرت بيان ضعيفي دارند اما در پروسه عملياتي بازدهي بيشتري دارند . يک مربي بايد توانايي اين موضوع را داشته باشد که آنچه را به بازيکن تدريس مي کند عملا ثابت کند . يک تعداد مربيان سخنور وجود دارند که در تئوري از به ثمر رسيدن گلهاي فراوان سخن مي گويند اما وقتي سوت بازي به صدا در مي آيد فعل و انفعالات بازي مخالف سخنان مربي را ثابت مي کند . عده اي ديگر از مربيان آنچنان سخنور نيستند اما در کسب نتيجه بهتر عمل مي کنند. به عبارتي قادر به انتقال دانش خود به بازيکن نيستند اما بهتر نتيجه گرفته اند . اينجا بحث روانشناسي بازيکن نيز بوجود مي آيد . ببينيد از هر زاويه اي وارد علم فوتبال شويم اقيانوسي از علوم مختلف ما را احاطه مي کند که اگر بخواهيم ادامه بدهيم زمانبر خواهد بود . مخلص کلام وقتي بازيکن از تکنيکي آگاهي و شناخت لازم نداشته باشد بصورت سمعي و بصري نمي توان نسبت به بهينه سازي تکنيک نزد بازيکن اقدام کرد.
**: نقش آناليز در فوتبال تا چه ميزاني تاثيرگذار است ؟
سالها پيش در باشگاه چلسي کارآموز بودم . توجه فوتبال اروپا به علم آناليز بيشتر از علوم ديگر است . باشگاه آرسنال زماني 8 آناليزور خبره داشت . هايلايت ها بازديد و صفحات متعددي در اختيار آرسن ونگر قرار ميگرفت. سپس اين مربي بود که آناليز ها را به بازيکنان انتقال مي داد .شعور بازيکن ، شناخت زاويه ها ، حضور به موقع و ترکيب را مي سازد . نقش آناليز انکار ناپذير است. بايستي رفت در جلسات فني تيمهاي ليگ برتري شرکت کرد و آنوقت مي توان به صراحت در خصوص آگاهي مربيان از آناليز سخن گفت .هر چند با اطلاعاتي که در اين مدت بدست آورده ام در اين زمينه نيز فوتبال ما راه درازي در پيش دارد .
**: علي ايحال با تمام اين تفاصيل کدام مربيان ايراني توجه شما را به خود جلب کرده؟
رزومه مربيان به کنار با جو سنگين حاکم بر نتيجه گرايي در فوتبالفارسي بايد عميق تر نسبت به اين موضوع بپردازيم . کوچينگ فقط براي روز مسابقه نيست . مطالعه جامع بر روي جلسات تمريني يک مربي، برگزاري جلسات فني رودررو به پاسخگويي اين سئوال کمک مي کند تا بتوان گزينه مناسبي را مطرح کرد . با روحيات من آشنا هستيد .از به کار بردن اسامي هميشه پرهيز ميکنم. تا وقتي برايم ميزان دانش يک مربي مشخص نشود اظهارنظر در اين خصوص صحيح نيست.
**:اگر اصرار داشته باشيم تا نامي به ميان بيايد چه مي گوييد؟
به اصرار شما بايد از جلال چراغپور و مجيد جلالي و همچنين حسين فرکي نام ببرم . مربيان با دانشي که حرمت ها را نيز حفظ مي کنند .
**: به تيم ملي و آقاي کي روش مي رسيم . بي پرده و صريح عملکرد اين مربي خارجي راضي کننده بوده است؟
بايد ابتدا سوابق و رزومه ايشان مورد مطالعه قرار بگيرد. نتايج کسب شده نيز در خصوص اين اظهار نظر مفيد خواهد بودتا شخصيت فني اين مربي خارجي آناليز شود. کي روش صاحب سبک در خنثي سازي و تخريب بازي حريف است . سال 2010 درگيري او با بازيکنان نيز اينگونه بوجود آمد. پرتغال از بازيکنان تکنيکي امثال ناني و رونالدو بهره مي برد اما اسير تفکرات دفاعي کيروش شد . در منچستر نيز او بيشتر طراح و صاحب تز در زمينه تخريب بازي تيمهاي حريف بود . با اينکه موافق اين سبک نيستم اما به سبک ايشان احترام مي گذارم .هر چند اين سبک با روحيات و فرهنگ فوتبال ما مقداري در تضاد است.
**: اين سبک چقدر در جام جهاني موفق بود ؟
اين سبک يک امتياز بيشتر به دست نياورد . همان بازي اول کار ما تمام شد . نيجريه تيم هميشگي نبود ، اما ما براي گرفتن 3 امتياز وارد زمين نشديم . در مقابل آرژانتين اين سبک براي دنيا تدريس شد . فوتبالي با دفاع مطلق و اميدوار به ضربات شروع مجدد و مترصد اشتباه تيم مقابل. هيچ کار ترکيبي در تيم ديده نمي شد .اين سبک بازي در بازي سوم عيار خود را به ما نشان داد. در نبردي که ما نيازمند 3 امتياز بازي بوديم تيم در آچمز قرار گرفت. نه توانست از سبکي که ماهها با آن خو گرفته بود خارج شود و نه برنامه اي براي نزديک شدن به دروازه حريف داشت .
**: آيا اين سبک بازي به بدنه فوتبال آسيب مي رساند يا به نيروي انساني خلاق در مجموعه تيمي ؟
بي تعارف بازيکن هدف قرار گرفته و مربي از تيررس خارج مي شود. براي نمونه بعد از به صدا در آمدن سوت بازي ايران و آرژانتين بيشتر در رسانه ها نامهاي بازيکنان به عنوان کم کار در زمان ضربه مسي مطرح مي شد و سراغي از کادر گرفته نشد.
**: يعني شما انتظار کسب 3 امتياز در بازي با آرژانتين را از تيم ملي داشتيد ؟
زماني خود ما هم انتظار بازي برابر در مقابل آرژانتين را نداشتيم .برگرديم به عقب تر همان انتخاب بازيکنان، فيزيک نقش اول را داشت . ابزار ما براي بازي فانتزي جور نبود. بازيکناني که توانايي اين کار را داشتند جا ماندند و به جام نرسيدند . نيمه دوم آرژانتين به ما فضا داد تا فضا بدست آورد غافل از اينکه فکر نمي کرد آسيب ببيند اما اين اتفاق داشت مي افتاد .چه اشکالي دارد مثل ژاپن گل هاي بيشتري دريافت مي کرديم اما با بازي شجاعانه تجربه اي را بدست مي آورديم که گرانبها باشد؟ آقاي کي روش را محکوم نمي کنم اما کاري از دست بچه ها ساخته نبود . تمامي فضاها از قبل تعريف شده بود. بعضي مواقع انرژي که از بازيکن در دفاع کسر مي شود در زمان تهاجم باعث اخلال خواهد شد.
**: آيا بازي ايران و آرژانتين در سبک بازي شبيه به بازي ايران و آلمان در سال 1998 نبود که نيمکت تيم ملي ايران نيز در اختيار شما بود ؟
اين سئوال فني و مهمي است . مسلما من به بازيکن اجازه مي دهم از خلاقيت خود استفاده کند و اسير تاکتيک نشود . شما 17 سال به عقب برگرديد . با عده اي جوان بعضا از مناطق جنوب تهران همراه شديم و مقابل قهرمان جهان و اروپا قرار گرفتيم . کار خيلي سخت بود. فقط بحث فني و تاکتيک نبود . بازيکنان ايراني که تا ديروز از صفحه تلويزيون امثال کلينزمن را ديده بودند حالا مقابل او قرار بود فوتبال بازي کنند . 20 دقيقه از بازي گذشت تا بچه ها به حالت عادي برگردند . محو تيم ملي آلمان بوديم . آلمان که قطر و امارات نبود .ترس خلاقيت بازيکن را نابود مي کند . باتجربه تر ها راحتتر کار مي کردند . مقايسه کنيد شرايط آن زمان را با تيم ملي کنوني و کثرت بازيکنان با تجربه بازي در خارج از کشور. اينها پارامترهايي است که بايد در نظر گرفته شود.
**:يک مقداري فضاي گفتگو را تغيير بدهيم . فکر ميکرديد روزي علي دايي مربي شود ؟
صادقانه بگويم خير. انتظار از او بيشتر بود . فوتبال به دايي خدمت کرد اما وقتي زمان خدمت دايي به فوتبال فرارسيد ايشان اين خدمت را محدود به فضاي يک باشگاه کرد . دايي مي توانست با نگاهي هوشمندانه ابتدا از فدراسيون شروع کند به آسيا برسد و سپس راه فيفا را در پيش بگيرد . قرار گرفتن در فضاي مديريتي براي او جذاب تر بود و هم فوتبال ما به منفعتي مي رسيد .
**: از ديگر شاگردانتان کداميک را مستعد در زمينه حرفه مربيگري مي دانيد يا مي دانستيد ؟
زماني که با بازيکنان فني سخن مي گوييد، بازيکنان در طرف مقابل زمان دريافت مطالب واکنش نشان مي دهند .اين واکنش ها همان بروز استعداد هايي است که در آينده مي تواند منجر به روي آوردن بازيکن به حرفه مربيگري شود . ميزان برداشت بازيکنان از مطالب فني نيزمويد اين نکته مي تواند باشد . من بيشتر فکر ميکردم نادر محمدخاني مربي خوبي شود اما حالا در خارج از کشور در آکامي فوتبال مشغول است. آن روزها عليرضا منصوريان و حميد استيلي و محمد خاکپور نيز نظر مرا جلب کرده بودند که در آينده شايد به سمت مربيگري بروند .
**: دوست داريد بازيکنان کدام تيم مقابل شما قرار بگيرند ؟
( در اين لحظه جلال طالبي بغض مي کند . چشمانش نمناک مي شود .صورتش را پائين مي اندازد . چيني به پيشاني خود مي اندازد) و مي گويد: بي شک بچه هاي باشگاه دارايي که در جام تخت جمشيد با آنها کار کردهام .
**: اسامي آنها را به خاطر داريد ؟
سنجري ، ذاکري ،مسلم خاني ،جهاني ،يوسفي،فداکار ، خورشيد پناه ،عترتي و ديگران...
**: اين بازيکنان چه صفتي داشتند که آنها را ترجيح ميدهيد ؟
من وقتي با آنها سخن مي گفتم سرشان را بالا نميگرفتند. در مقابل مربي خودم من نيز اينگونه بودم . حالا اين رفتارهاي متعالي را با رفتارهاي بازيکنان امروزي در کنار هم قرار بدهيد، آيا دلگير نمي شويد؟
جاي دوري نرويم .به زمان تعويض ها در ليگ برتر دقيق شويد براي نسل پايه فوتبال بد آموزي دارد .
**: آيا فدراسيون فوتبال و اهالي فوتبال و هنر جوياي احوالات تنها مربي موفق در کسب نتيجه پيروزي در جام جهاني هستند ؟
زخمي را نمک پاشيديد که اينک نيز سوزش آن را احساس مي کنم . دو مورد کم لطفي را بازگو مي کنم تا نحوه تکريم از پيشکسوتان را مطلع شويد . فيفا براي مربيان ادوار جام جهاني جايگاهي ويژه در نظر ميگيرد .براي حضور در جام جهاني بليت و امکاناتي را آماده ميکند اما فدراسيون اين موقعيت را براي جلال طالبي فراهم نکرد. در نقطه اي ديگر در اين شهر، شبي جمع مي شوند تا از مربيان ادوار جام جهاني قدرداني کنند. همه را دعوت مي کنند . نامي از من نمي برند. فقط زماني که مجري مراسم ، عادل فردوسي پور از دکتر بيژن ذوالفقار نسب سئوال مي کند که آيا در جام جهاني مشکلي با جلال طالبي داشتيد نام من شنيده مي شود آيا اين رفتارها زشت نيست ؟
**: و سخن پاياني شما ؟
در فوتبال خاطرات زيبا فراوان دارم. در محيط اين فوتبال زندگي کردهام . کتابهاي خوب فراوان هستند و فقط بايد شيفته باشي تا بروي و پيدا کني و به مطالعه بنشيني . اين فوتبال هم شيفته مي خواهد تا بروي و راه خود را پيدا کني . زندگي پستي و بلندي دارد . اگر هميشه از شما تعريف کنند و يا بالعکس هميشه منتقد داشته باشي يک جاي کار مي لنگد . تعادل را مي پسندم . گذشته ها فراموش شده . شرمنده کسي نيستم . اگر کسي بدي کرده جواب خود را گرفته و يا خواهد گرفت . صادقانه و در حد توان به فوتبال خدمت کردهام . اينک نيز مثل هميشه از فوتبال و زندگي لذت مي برم . از روزنامه 90 تشکر ميکنم بخاطر تنظيم اين گفتگوي فني و جامع .موفق باشيد .
* نود
**: مصداقي براي تقليد تاکتيکي و بکارگيري ناهمگون بازيکنان در ليگ برتر عنوان ميکنيد ؟
برخي تيمها در تاکتيک 1-3-2-4 موازي از دو هافبک دفاعي بهره مي برند . براي نمونه در تيمهاي استقلال و پرسپوليس اين بهره وري مشهود است . اما اين دو هافبک تداخل در مسئوليت به وجود مي آورند و همديگر را خنثي مي کنند . وقتي شرح وظايف بازيکن براي او توجيه نشود طراحي در تيم از بين مي رود . هر دو هافبک مي آيند براي ايجاد کاور در صورتي که يکي از اين بازيکنان بايد در زمان انتقال وظيفه طراحي حملات را به عهده بگيرد . در مقاطعي تيم ملي نيز در اين خصوص دچار مشکلاتي بود .
**: به عبارتي اجراي تاکتيک 1-3-2-4 نزد تيمهاي ليگ برتري ناقص انجام مي شود ؟
دقيقا. تيمها در آشفتگي نمي دانند چه مواقعي بايد بالها به داخل و عرض بزنند و تک فوروارد سايه حرکت کند . در اين تاکتيک توپ ابتدا بايد به سمت کناره ها ارسال شود و مجدد به داخل برگردد و سپس با فعل انفعالات فضاسازي بازيکنان به کناره ها ارسال شود تا تيم فرصت سانتر و يا عبور را پيدا کند . در اجراي تاکتيک با صبر و حوصله بايد قدم به قدم به سمت هدف حرکت کرد . نمايشهايي که در ليگ برتر از سوي تيمها ديده مي شود عجولانه و بدون تفکر لازم صورت مي پذيرد . بعد از جام جهاني 1994 در کشور آرژانتين سميناري با حضور بهترين مربيان جهان در خصوص بررسي تخصصي تاکتيکهاي فوتبال برگزار شد. در اين سمينار که با تدريس دکتر بيلاردو صورت پذيرفت به قدري زيبا نقش آفريني بازيکنان در تاکتيک هاي مختلف توضيح داده شد که نشان مي داد يک مربي بايد ابتدا اصول اجرايي يک تاکتيک را بداند و با آگاهي مقابل بازيکنان قرار بگيرد . سئوال من از شما اين است ، چند مربي ايراني ليگ برتر ما به اينگونه سمينار و کنفرانس ها اعزام مي شوند ؟ بدون کاشت به دنبال برداشت هستيم .
**: اينگونه از سخنان شما برداشت مي شود که نقش مربي نسبت به بازيکن در نمايشهاي ضعيف ليگ برتر پررنگتر است ؟
مربي و بازيکن مکمل همديگر هستند . اگر مربي عالم باشد و در طرف مقابل اگر بازيکن از تحصيلات لازم برخوردار نباشد يک مربي چگونه مي تواند دانش خود را به بازيکن انتقال بدهد ؟ در ليگ برتر ديده مي شود مربي بيش از ظرفيت بازيکن انتظار دارد و اينگونه چالشها بوجود مي آيد .
**: در بحث کوچينگ در ليگ برتر يک دايره بسته بوجود آمده است . توانايي مربيان داخلي را چگونه ارزيابي مي کنيد ؟
در اين خصوص بايد مربيان را در 2 بخش قرار بدهيم . ابتدا مربياني که از قدرت بيان بالايي برخوردار هستند و دوم مربياني که قدرت بيان ضعيفي دارند اما در پروسه عملياتي بازدهي بيشتري دارند . يک مربي بايد توانايي اين موضوع را داشته باشد که آنچه را به بازيکن تدريس مي کند عملا ثابت کند . يک تعداد مربيان سخنور وجود دارند که در تئوري از به ثمر رسيدن گلهاي فراوان سخن مي گويند اما وقتي سوت بازي به صدا در مي آيد فعل و انفعالات بازي مخالف سخنان مربي را ثابت مي کند . عده اي ديگر از مربيان آنچنان سخنور نيستند اما در کسب نتيجه بهتر عمل مي کنند. به عبارتي قادر به انتقال دانش خود به بازيکن نيستند اما بهتر نتيجه گرفته اند . اينجا بحث روانشناسي بازيکن نيز بوجود مي آيد . ببينيد از هر زاويه اي وارد علم فوتبال شويم اقيانوسي از علوم مختلف ما را احاطه مي کند که اگر بخواهيم ادامه بدهيم زمانبر خواهد بود . مخلص کلام وقتي بازيکن از تکنيکي آگاهي و شناخت لازم نداشته باشد بصورت سمعي و بصري نمي توان نسبت به بهينه سازي تکنيک نزد بازيکن اقدام کرد.
**: نقش آناليز در فوتبال تا چه ميزاني تاثيرگذار است ؟
سالها پيش در باشگاه چلسي کارآموز بودم . توجه فوتبال اروپا به علم آناليز بيشتر از علوم ديگر است . باشگاه آرسنال زماني 8 آناليزور خبره داشت . هايلايت ها بازديد و صفحات متعددي در اختيار آرسن ونگر قرار ميگرفت. سپس اين مربي بود که آناليز ها را به بازيکنان انتقال مي داد .شعور بازيکن ، شناخت زاويه ها ، حضور به موقع و ترکيب را مي سازد . نقش آناليز انکار ناپذير است. بايستي رفت در جلسات فني تيمهاي ليگ برتري شرکت کرد و آنوقت مي توان به صراحت در خصوص آگاهي مربيان از آناليز سخن گفت .هر چند با اطلاعاتي که در اين مدت بدست آورده ام در اين زمينه نيز فوتبال ما راه درازي در پيش دارد .
**: علي ايحال با تمام اين تفاصيل کدام مربيان ايراني توجه شما را به خود جلب کرده؟
رزومه مربيان به کنار با جو سنگين حاکم بر نتيجه گرايي در فوتبالفارسي بايد عميق تر نسبت به اين موضوع بپردازيم . کوچينگ فقط براي روز مسابقه نيست . مطالعه جامع بر روي جلسات تمريني يک مربي، برگزاري جلسات فني رودررو به پاسخگويي اين سئوال کمک مي کند تا بتوان گزينه مناسبي را مطرح کرد . با روحيات من آشنا هستيد .از به کار بردن اسامي هميشه پرهيز ميکنم. تا وقتي برايم ميزان دانش يک مربي مشخص نشود اظهارنظر در اين خصوص صحيح نيست.
**:اگر اصرار داشته باشيم تا نامي به ميان بيايد چه مي گوييد؟
به اصرار شما بايد از جلال چراغپور و مجيد جلالي و همچنين حسين فرکي نام ببرم . مربيان با دانشي که حرمت ها را نيز حفظ مي کنند .
**: به تيم ملي و آقاي کي روش مي رسيم . بي پرده و صريح عملکرد اين مربي خارجي راضي کننده بوده است؟
بايد ابتدا سوابق و رزومه ايشان مورد مطالعه قرار بگيرد. نتايج کسب شده نيز در خصوص اين اظهار نظر مفيد خواهد بودتا شخصيت فني اين مربي خارجي آناليز شود. کي روش صاحب سبک در خنثي سازي و تخريب بازي حريف است . سال 2010 درگيري او با بازيکنان نيز اينگونه بوجود آمد. پرتغال از بازيکنان تکنيکي امثال ناني و رونالدو بهره مي برد اما اسير تفکرات دفاعي کيروش شد . در منچستر نيز او بيشتر طراح و صاحب تز در زمينه تخريب بازي تيمهاي حريف بود . با اينکه موافق اين سبک نيستم اما به سبک ايشان احترام مي گذارم .هر چند اين سبک با روحيات و فرهنگ فوتبال ما مقداري در تضاد است.
**: اين سبک چقدر در جام جهاني موفق بود ؟
اين سبک يک امتياز بيشتر به دست نياورد . همان بازي اول کار ما تمام شد . نيجريه تيم هميشگي نبود ، اما ما براي گرفتن 3 امتياز وارد زمين نشديم . در مقابل آرژانتين اين سبک براي دنيا تدريس شد . فوتبالي با دفاع مطلق و اميدوار به ضربات شروع مجدد و مترصد اشتباه تيم مقابل. هيچ کار ترکيبي در تيم ديده نمي شد .اين سبک بازي در بازي سوم عيار خود را به ما نشان داد. در نبردي که ما نيازمند 3 امتياز بازي بوديم تيم در آچمز قرار گرفت. نه توانست از سبکي که ماهها با آن خو گرفته بود خارج شود و نه برنامه اي براي نزديک شدن به دروازه حريف داشت .
**: آيا اين سبک بازي به بدنه فوتبال آسيب مي رساند يا به نيروي انساني خلاق در مجموعه تيمي ؟
بي تعارف بازيکن هدف قرار گرفته و مربي از تيررس خارج مي شود. براي نمونه بعد از به صدا در آمدن سوت بازي ايران و آرژانتين بيشتر در رسانه ها نامهاي بازيکنان به عنوان کم کار در زمان ضربه مسي مطرح مي شد و سراغي از کادر گرفته نشد.
**: يعني شما انتظار کسب 3 امتياز در بازي با آرژانتين را از تيم ملي داشتيد ؟
زماني خود ما هم انتظار بازي برابر در مقابل آرژانتين را نداشتيم .برگرديم به عقب تر همان انتخاب بازيکنان، فيزيک نقش اول را داشت . ابزار ما براي بازي فانتزي جور نبود. بازيکناني که توانايي اين کار را داشتند جا ماندند و به جام نرسيدند . نيمه دوم آرژانتين به ما فضا داد تا فضا بدست آورد غافل از اينکه فکر نمي کرد آسيب ببيند اما اين اتفاق داشت مي افتاد .چه اشکالي دارد مثل ژاپن گل هاي بيشتري دريافت مي کرديم اما با بازي شجاعانه تجربه اي را بدست مي آورديم که گرانبها باشد؟ آقاي کي روش را محکوم نمي کنم اما کاري از دست بچه ها ساخته نبود . تمامي فضاها از قبل تعريف شده بود. بعضي مواقع انرژي که از بازيکن در دفاع کسر مي شود در زمان تهاجم باعث اخلال خواهد شد.
**: آيا بازي ايران و آرژانتين در سبک بازي شبيه به بازي ايران و آلمان در سال 1998 نبود که نيمکت تيم ملي ايران نيز در اختيار شما بود ؟
اين سئوال فني و مهمي است . مسلما من به بازيکن اجازه مي دهم از خلاقيت خود استفاده کند و اسير تاکتيک نشود . شما 17 سال به عقب برگرديد . با عده اي جوان بعضا از مناطق جنوب تهران همراه شديم و مقابل قهرمان جهان و اروپا قرار گرفتيم . کار خيلي سخت بود. فقط بحث فني و تاکتيک نبود . بازيکنان ايراني که تا ديروز از صفحه تلويزيون امثال کلينزمن را ديده بودند حالا مقابل او قرار بود فوتبال بازي کنند . 20 دقيقه از بازي گذشت تا بچه ها به حالت عادي برگردند . محو تيم ملي آلمان بوديم . آلمان که قطر و امارات نبود .ترس خلاقيت بازيکن را نابود مي کند . باتجربه تر ها راحتتر کار مي کردند . مقايسه کنيد شرايط آن زمان را با تيم ملي کنوني و کثرت بازيکنان با تجربه بازي در خارج از کشور. اينها پارامترهايي است که بايد در نظر گرفته شود.
**:يک مقداري فضاي گفتگو را تغيير بدهيم . فکر ميکرديد روزي علي دايي مربي شود ؟
صادقانه بگويم خير. انتظار از او بيشتر بود . فوتبال به دايي خدمت کرد اما وقتي زمان خدمت دايي به فوتبال فرارسيد ايشان اين خدمت را محدود به فضاي يک باشگاه کرد . دايي مي توانست با نگاهي هوشمندانه ابتدا از فدراسيون شروع کند به آسيا برسد و سپس راه فيفا را در پيش بگيرد . قرار گرفتن در فضاي مديريتي براي او جذاب تر بود و هم فوتبال ما به منفعتي مي رسيد .
**: از ديگر شاگردانتان کداميک را مستعد در زمينه حرفه مربيگري مي دانيد يا مي دانستيد ؟
زماني که با بازيکنان فني سخن مي گوييد، بازيکنان در طرف مقابل زمان دريافت مطالب واکنش نشان مي دهند .اين واکنش ها همان بروز استعداد هايي است که در آينده مي تواند منجر به روي آوردن بازيکن به حرفه مربيگري شود . ميزان برداشت بازيکنان از مطالب فني نيزمويد اين نکته مي تواند باشد . من بيشتر فکر ميکردم نادر محمدخاني مربي خوبي شود اما حالا در خارج از کشور در آکامي فوتبال مشغول است. آن روزها عليرضا منصوريان و حميد استيلي و محمد خاکپور نيز نظر مرا جلب کرده بودند که در آينده شايد به سمت مربيگري بروند .
**: دوست داريد بازيکنان کدام تيم مقابل شما قرار بگيرند ؟
( در اين لحظه جلال طالبي بغض مي کند . چشمانش نمناک مي شود .صورتش را پائين مي اندازد . چيني به پيشاني خود مي اندازد) و مي گويد: بي شک بچه هاي باشگاه دارايي که در جام تخت جمشيد با آنها کار کردهام .
**: اسامي آنها را به خاطر داريد ؟
سنجري ، ذاکري ،مسلم خاني ،جهاني ،يوسفي،فداکار ، خورشيد پناه ،عترتي و ديگران...
**: اين بازيکنان چه صفتي داشتند که آنها را ترجيح ميدهيد ؟
من وقتي با آنها سخن مي گفتم سرشان را بالا نميگرفتند. در مقابل مربي خودم من نيز اينگونه بودم . حالا اين رفتارهاي متعالي را با رفتارهاي بازيکنان امروزي در کنار هم قرار بدهيد، آيا دلگير نمي شويد؟
جاي دوري نرويم .به زمان تعويض ها در ليگ برتر دقيق شويد براي نسل پايه فوتبال بد آموزي دارد .
**: آيا فدراسيون فوتبال و اهالي فوتبال و هنر جوياي احوالات تنها مربي موفق در کسب نتيجه پيروزي در جام جهاني هستند ؟
زخمي را نمک پاشيديد که اينک نيز سوزش آن را احساس مي کنم . دو مورد کم لطفي را بازگو مي کنم تا نحوه تکريم از پيشکسوتان را مطلع شويد . فيفا براي مربيان ادوار جام جهاني جايگاهي ويژه در نظر ميگيرد .براي حضور در جام جهاني بليت و امکاناتي را آماده ميکند اما فدراسيون اين موقعيت را براي جلال طالبي فراهم نکرد. در نقطه اي ديگر در اين شهر، شبي جمع مي شوند تا از مربيان ادوار جام جهاني قدرداني کنند. همه را دعوت مي کنند . نامي از من نمي برند. فقط زماني که مجري مراسم ، عادل فردوسي پور از دکتر بيژن ذوالفقار نسب سئوال مي کند که آيا در جام جهاني مشکلي با جلال طالبي داشتيد نام من شنيده مي شود آيا اين رفتارها زشت نيست ؟
**: و سخن پاياني شما ؟
در فوتبال خاطرات زيبا فراوان دارم. در محيط اين فوتبال زندگي کردهام . کتابهاي خوب فراوان هستند و فقط بايد شيفته باشي تا بروي و پيدا کني و به مطالعه بنشيني . اين فوتبال هم شيفته مي خواهد تا بروي و راه خود را پيدا کني . زندگي پستي و بلندي دارد . اگر هميشه از شما تعريف کنند و يا بالعکس هميشه منتقد داشته باشي يک جاي کار مي لنگد . تعادل را مي پسندم . گذشته ها فراموش شده . شرمنده کسي نيستم . اگر کسي بدي کرده جواب خود را گرفته و يا خواهد گرفت . صادقانه و در حد توان به فوتبال خدمت کردهام . اينک نيز مثل هميشه از فوتبال و زندگي لذت مي برم . از روزنامه 90 تشکر ميکنم بخاطر تنظيم اين گفتگوي فني و جامع .موفق باشيد .
* نود
پسندیدم 0
گزارش خطا
