اطرافیان مهندس موسوی پیشنهاد "حکمیت" آیتالله مهدویکنی را داده بودند / برخی در جامعه روحانیت مبارز با اعلام عدم حمایت از موسوی مخالف بودند / شرط آیت الله هاشمی برای جامعه روحانیت
به گزارش پایگاه خبری «تیک» Tik.ir، حجت الاسلام مصباحی مقدم در مورد نظر آیتالله مهدویکنی در مورد راهبرد جریان اصولگرایی برای ورود به انتخاباتها نیز گفت: آیتالله مهدویکنی تعبیر به وحدت را هیچگاه نمیپسندیدند و میگفتند وحدت امکان ندارد، اما آنچه که قابل تحقق خواهد بود ائتلاف و همگرایی است و حتما هر گروه، حزب و جمعیتی برای خودش اهدافی دارد، خط و مشی و سلیقههایی دارد ولی ما باید روی اصول مشترک تکیه کنیم و از خواستههای گروهی و فردی و حزبی خودمان کوتاه بیاییم تا بتوانیم به ائتلاف و همگرایی برسیم.

ائتلاف 1+2 بعد از اعلام حضور و تشکیل ائتلاف، خدمت آیتالله مهدویکنی رسیدند و اعلام کرده بودند که ما بنا را بر این گذاشتیم که به صورت ائتلافی کار کنیم و نظرسنجیها هر یک از ما را که مقدم نشان داد، دو نفر دیگر به نفع او کنار بروند. آیتالله مهدویکنی هم گفتند که پذیرفتیم شما به صورت ائتلاف وارد عرصه انتخابات شوید ولی پایبند به عهد خود باشید.
وقتی نزدیک انتخابات شدیم و نظرسنجیهای مختلفی منتشر شد، آقایان گفتند ما بر سر کاندیداتوری خود ایستادهایم و آیتالله مهدویکنی هم به شدت ناراحت شد و گفت شما به عهد خودتان هم وفادار نبودید، بنابراین انتظار نداشته باشید ما از شما حمایت کنیم، از این جهت جامعه روحانیت از هیچ کاندیدایی در انتخابات ریاست جمهوری حمایت نکرد.
در جلسه جامعه روحانیت مبارز بنده عرض کردم، امام صادق (ع) نامهای از ابومسلم خراسانی دریافت کردند مبنی بر اینکه ما میخواهیم شما را به عنوان رهبر خودمان انتخاب کنیم، زیرا پیروز شده بود و بنیامیه را سرکوب کرده بود. امام صادق (ع) نامه او را بر روی شعله آتشی گرفتند و سوزاندند، یکی از حضار عرض کرد چرا جوابش را نمیدهید، امام صادق (ع) فرمودند او از مردان ما نیست و به این وسیله امام صادق (ع) بیگانگی خود را نسبت به خودشان اعلام کردند. همچنین فرمودند او اینطور نیست که اگر قدرت را به دست بگیرد، نهایتاً از ما تمکین کند.
من خدمت بزرگان جامعه روحانیت مبارز عرض کردم که آقای موسوی بعد از دوران نخستوزیری ارتباطی با شماها داشت؟ رفتوآمد و گفتوگویی داشت؟ همه گفتند خیر. گفتم آقای موسوی اینطور نبود که با جامعه روحانیت پیوندی داشته باشد، علاوه بر این جناب آقای موسوی در دوران نخست وزیری که مقام معظم رهبری رئیس جمهور بودند با رئیس جمهور وقت سازگاری نشان نمیدهد و خود را به نوعی نخست وزیر امام (ره) میدانست. چه اتفاقی افتاده که تصور کنیم آقای موسوی دوباره بیاید و نسبت به وضعیت امروز رهبری نظام سازگاری و همراهی نشان دهد؟!
نکته دوم اینکه آقای موسوی از نظر اندیشه اقتصادی به دولتسالاری گرایش دارد، به نوعی به حاکمیت دولت بر اقتصاد گرایش دارد، در حالی که سیاستهای نظام جمهوری اسلامی که توسط رهبر معظم انقلاب، خصوصاً سیاستهای اصل 44 قانون اساسی تدوین شده است ما را به سمت کوچک شدن دولت و واگذاری بخشهای دولتی به بخشهای غیردولتی میبرد. آیا آقای موسوی نسبت به مسئله دولتسالاری اقتصاد که در دوران نخستوزیری همین مشی را داشت، تغییر عقیده داده است؟!
نکته سوم، کسانی که از آقای موسوی حمایت خواهند کرد طیفهای مختلفی هستند که بخشی از آنها، طیف لیبرالها و بخشی هم چپهای تند هستند و در دوران حاکمیت اصلاحطلبان مطالبات آنها فراتر از ظرفیت نظام و به نحوی بهم ریختن بعضی از مبانی نظام بود، حتی شاید درصدد کاهش قدرت ولی فقیه در بهترین تفسیرها و برآوردها بودند، بنابراین کسانی که از آقای موسوی حمایت میکنند مطالباتی دارند، این مطالبات ممکن است موجب نوعی چالش در سطح رهبری نظام شود، چیزی شبیه اتفاقاتی که در دروان اصلاحات رخ داد و به جای اینکه چالش ما بین نظام جمهوری اسلامی و نظام استکبار جهانی باشد چالش درونی نظام را طی هشت سال داشتیم. همچنین اتفاقاتی که در مجلس ششم بود و میخواستند به مقام معظم رهبری جام زهر بدهند را باید در نظر داشته باشیم.
به هر حال، مطالبات کسانی که پشت سر آقای موسوی میآیند، علیالقاعده اینطور نیست که رئیس جمهوری سر کار میآید و در چارچوب تعریف شده و مشخص نظام با محوریت ولایت فقیه کشور اداره شود. انتظارات بخشی از کسانی که از آقای موسوی حمایت میکنند، شبیه انتظارات دوران دوم خرداد است. آیا آقای موسوی تبعیت از ولایت فقیه را مبنا قرار خواهد داد یا تعارض خواهد داشت؟!
با این تفاسیر حالا که آقای موسوی مطرح شده است ولی هنوز علنی نشده است ما موضع خودمان را مشخص کنیم و بگوییم از آقای موسوی حمایت نمیکنیم. بعضی از دوستان در جلسه مخالفتهایی داشتند و برخی هم گفتند اگر روحانیت مبارز کنار آقای موسوی بایستد، مواضع آقای موسوی تغییر میکند. به بعضی از دوستان پاسخ دادیم که آقای موسوی شخص جوانی نیست که اگر کنار وی قرار بگیریم رفتار آقای موسوی را تغییر بدهیم و وی در چارچوب اهداف ما قرار بگیرد، آقای موسوی مسیر خودش را خواهد رفت و ما را به دنبال خودش خواهید کشید، به هر حال نهایتا رأیگیری کردیم و حمایت از آقای موسوی رأی نیاورد. این مسئله برای اولین بار مطرح میشود.
آیتالله مهدویکنی قبل از رأیگیری گفتند من با آقای موسوی کار کردم و از نزدیک آقای موسوی را میشناسم، آن اعتقادی که ما به ولایت فقیه داریم، آقای موسوی این اعتقاد را ندارد. آقای موسوی ولایت فقیه را به مثابه رهبری مثل گورباچف در نظام اتحاد جماهیر شوروی میداند، به عبارت دیگر رهبری را مثل کسی میداند که لیدری جامعه را بر عهده دارد و نهایتاً ممکن است حرف آخر را بزند، اما آنچه که ما نسبت به ولایت فقیه قائل هستیم نیابت از امام زمان (عج) است و نایب امام زمان (عج) قداستی دارد و تبعیت از او بر ما تکلیف است. چنین نگاهی را آقای موسوی نسبت به ولایت فقیه ندارد و از این جهت من معتقدم نباید از آقای موسوی حمایت کنیم. این پیشگیری جامعه روحانیت قبل از این بود که بخواهد انتخابات برگزار شود و فتنهای برپا شود.
بعد از اینکه انتخابات انجام شد و آقای موسوی اعلام کرد تقلب رخ داده است، بنا شد مسئله به نحوی حل شود و مقام معظم رهبری راهکاری را دنبال کردند. در این شرایط برخی خدمت آیتالله مهدویکنی آمدند و گفتند شما حَکَم شوید. شخصیت آقای مهدویکنی شخصیتی بود که یک بار دیگر نیز در جریان اختلاف بنیصدر، شهید بهشتی و آقای هاشمیرفسنجانی حَکَم شده بود و حکمیت ایشان مرضی همه بود؛ البته تنها حَکَم هم نبود. به هر حال، برخی از آقای مهدویکنی خواستند که ایشان حَکَم شود، آقای مهدویکنی هم گفت وقتی میتوانم حَکَم شوم که طرفین به حکمیت من رضایت بدهند.
