پرویز پرستویی:
ما بيخود وبيجهت حالمان به خاطر دولت روحانی خوب است، چون اتفاقي نیاافتاده/ از آن روزي كه آقاي احمدينژاد گفت: «بگم بگم»...
پرویز پرستویی بازیگر مشهور سینما و تلویزیون ایران گفت: از آن روزي كه آقاي احمدينژاد گفت: «بگم...» مهري ساخته شد وهركس هرجايي كه توانست قضاوت كرد چه به درست و چه به غلط.
پرویز پرستویی بازیگر مشهور سینما و تلویزیون ایران گفت: از آن روزي كه آقاي احمدينژاد گفت: «بگم...» مهري ساخته شد و هركس هرجايي كه توانست قضاوت كرد چه به درست و چه به غلط.
به گزارش پایگاه خبری «تیک» Tik.ir، وی افزود: همين الان هم همدلي وجود ندارد. ما فكر ميكرديم مسائل سينما در دولت «تدبير و اميد» حل ميشود، اما اين اتفاق واقعا هنوز رخ نداده است.

گزیده گفتگوی پرویز پرستویی با اعتماد در زیر می آید:
از آن روزي كه آقاي احمدينژاد گفت: «بگم...» مهري ساخته شد وهركس هرجايي كه توانست قضاوت كرد چه به درست و چه به غلط، همين الان هم همدلي وجود ندارد. ما فكر ميكرديم مسائل سينما در دولت «تدبير و اميد» حل ميشود، اما اين اتفاق واقعا هنوز رخ نداده است.يكبار در جلسهيي كه آقاي اسحاق جهانگيري، معاون اول رييسجمهور حضور داشتند، پشت تريبون و در حضور ايشان گفتم «دولت يازدهم با شعار تدبير و اميد آمده است و ما بيخود وبيجهت حالمان خوب است، بيآنكه اتفاقي افتاده باشد و واقعا بحرانها از بين رفته باشند.» چرا اين حرف را زدم؟ واقعا از سر كنايه نبود، بلكه واقعيتي بود كه با آن مواجه شديم. ما ديديم كه با انتخاب شدن و روي كار آمدن دولت يازدهم حال مردم خوب شد ومردم كمي احساس آرامش يافتند.
در حوزه فرهنگ وهنر آقاي جنتي ودكتر ايوبي آمدند.اما با گذشت زمان دوباره همان بحث و جدلهاي سابق در حال شكلگيري است وآقاي دكتر ايوبي را هم آلوده همان اختلافات وناهمدليها كردهايم، چون نميتوانيم همراه باشيم واز ته دل همديگر را دوست نداريم، موفقيت همكارانمان ما را خوشحال نميكند وهمه رفتارهايمان با حب و بغض است.
ميگوييم «سينماي نفتي» اما همه ما جايي به دولت وصل هستيم وبا آن زندگي ميكنيم وچه كسي ميتواند بگويد كه «شخصي» كار ميكند. ببينيد مثلا فيلم «دو» به كارگرداني سهيلا گلستاني به طور كامل با هزينه بخش خصوصي ساخته شد و يك ريال از جايي كمك نشده است. با اين حال من نميگويم اين فيلم صددرصد شخصي است چرا كه مجوز ساخت فيلم را از وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي گرفتهايم و براي اكران آن هم بايد پروانه نمايش باتاييد وزارت فرهنگ وارشاد باشد.فكر ميكردم جشنواره سي و دوم باعث همدلي سينماگران شوداما ديديم اين جشنواره چقدر محل بروزاختلافات وحواشي شد. يا مثلا فيلم «امروز» قرباني رضا ميركريمي شد، ولي در اكران ببينيد چقدر از آن استقبال شد. چه اتفاقي براي آن افتاد يا در جشنوارههاي بينالمللي هم چقدر فيلم مورد توجه قرار گرفت. به آقاي ميركريمي هم گفتم توجهي به واكنش وقضاوتهاي داخل كشورنداشته باش و به آقاي ميركريمي هم گفتم بگذاريد فيلم را مردم ببينند.
هميشه سعي كردهام از لقبهايي مثل «سوپراستار» فرار كنم، به اين علت كه محدودههاي اين مفاهيم در ايران مشخص نيست و دوغ و دوشاب يكي است. البته من تعريف اين مفاهيم را در سينماي صنعتي ميدانم ودرك ميكنم اما در ايران، آن شرايط و ويژگيها وجود ندارد. در ايران به همه ميگويند «استاد» ، اما زماني بود كه به افراد معدودي همچون بهرام بيضايي يا دكتر پرويز ممنون وحميد سمندريان ميگفتيم «استاد». اما الان شرايطي پيش آمده كه به من هم ميگويند «استاد» در صورتي كه اين طور نيست و وقتي اين لقب را به من ميدهند حالم بد ميشود. چون فكر ميكنم «استاد» بودن پشتوانهيي ميخواهد.
استاد يعني كسي تحصيلات آكادميك عالي دارد، شيوه تدريس دارد، هنرجوياني دارد و در كارش يك متخصص تمامعيار است، حالا به همه «استاد» ميگويند آخر چرا و با چه پشتوانهيي؟ در اين شرايط است كه همه مفاهيم جاي خود را گم كردهاند.
به گزارش پایگاه خبری «تیک» Tik.ir، وی افزود: همين الان هم همدلي وجود ندارد. ما فكر ميكرديم مسائل سينما در دولت «تدبير و اميد» حل ميشود، اما اين اتفاق واقعا هنوز رخ نداده است.

گزیده گفتگوی پرویز پرستویی با اعتماد در زیر می آید:
از آن روزي كه آقاي احمدينژاد گفت: «بگم...» مهري ساخته شد وهركس هرجايي كه توانست قضاوت كرد چه به درست و چه به غلط، همين الان هم همدلي وجود ندارد. ما فكر ميكرديم مسائل سينما در دولت «تدبير و اميد» حل ميشود، اما اين اتفاق واقعا هنوز رخ نداده است.يكبار در جلسهيي كه آقاي اسحاق جهانگيري، معاون اول رييسجمهور حضور داشتند، پشت تريبون و در حضور ايشان گفتم «دولت يازدهم با شعار تدبير و اميد آمده است و ما بيخود وبيجهت حالمان خوب است، بيآنكه اتفاقي افتاده باشد و واقعا بحرانها از بين رفته باشند.» چرا اين حرف را زدم؟ واقعا از سر كنايه نبود، بلكه واقعيتي بود كه با آن مواجه شديم. ما ديديم كه با انتخاب شدن و روي كار آمدن دولت يازدهم حال مردم خوب شد ومردم كمي احساس آرامش يافتند.
در حوزه فرهنگ وهنر آقاي جنتي ودكتر ايوبي آمدند.اما با گذشت زمان دوباره همان بحث و جدلهاي سابق در حال شكلگيري است وآقاي دكتر ايوبي را هم آلوده همان اختلافات وناهمدليها كردهايم، چون نميتوانيم همراه باشيم واز ته دل همديگر را دوست نداريم، موفقيت همكارانمان ما را خوشحال نميكند وهمه رفتارهايمان با حب و بغض است.
ميگوييم «سينماي نفتي» اما همه ما جايي به دولت وصل هستيم وبا آن زندگي ميكنيم وچه كسي ميتواند بگويد كه «شخصي» كار ميكند. ببينيد مثلا فيلم «دو» به كارگرداني سهيلا گلستاني به طور كامل با هزينه بخش خصوصي ساخته شد و يك ريال از جايي كمك نشده است. با اين حال من نميگويم اين فيلم صددرصد شخصي است چرا كه مجوز ساخت فيلم را از وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي گرفتهايم و براي اكران آن هم بايد پروانه نمايش باتاييد وزارت فرهنگ وارشاد باشد.فكر ميكردم جشنواره سي و دوم باعث همدلي سينماگران شوداما ديديم اين جشنواره چقدر محل بروزاختلافات وحواشي شد. يا مثلا فيلم «امروز» قرباني رضا ميركريمي شد، ولي در اكران ببينيد چقدر از آن استقبال شد. چه اتفاقي براي آن افتاد يا در جشنوارههاي بينالمللي هم چقدر فيلم مورد توجه قرار گرفت. به آقاي ميركريمي هم گفتم توجهي به واكنش وقضاوتهاي داخل كشورنداشته باش و به آقاي ميركريمي هم گفتم بگذاريد فيلم را مردم ببينند.
هميشه سعي كردهام از لقبهايي مثل «سوپراستار» فرار كنم، به اين علت كه محدودههاي اين مفاهيم در ايران مشخص نيست و دوغ و دوشاب يكي است. البته من تعريف اين مفاهيم را در سينماي صنعتي ميدانم ودرك ميكنم اما در ايران، آن شرايط و ويژگيها وجود ندارد. در ايران به همه ميگويند «استاد» ، اما زماني بود كه به افراد معدودي همچون بهرام بيضايي يا دكتر پرويز ممنون وحميد سمندريان ميگفتيم «استاد». اما الان شرايطي پيش آمده كه به من هم ميگويند «استاد» در صورتي كه اين طور نيست و وقتي اين لقب را به من ميدهند حالم بد ميشود. چون فكر ميكنم «استاد» بودن پشتوانهيي ميخواهد.
استاد يعني كسي تحصيلات آكادميك عالي دارد، شيوه تدريس دارد، هنرجوياني دارد و در كارش يك متخصص تمامعيار است، حالا به همه «استاد» ميگويند آخر چرا و با چه پشتوانهيي؟ در اين شرايط است كه همه مفاهيم جاي خود را گم كردهاند.
پسندیدم 0
گزارش خطا

مگه میشه مشکلات 8 سال رو یک شبه حل کرد....