حمله اولیای دم به متهم به قتل در دادگاه
مرد معتاد که به اتهام قتل زنعمو و دزدیدن طلاهایش بازداشت شده است، دیروز پای میز محاکمه ایستاد و خود را بیگناه خواند.
به گزارش فرهيختگان آنلاين(FDN.IR)، این مرد که به محض ورود به دادگاه مورد حمله اولیای دم قرار گرفت، ادعا کرد در اداره آگاهی تحت فشار روانی قتل را گردن گرفته است.
ظهر نوزدهم اردیبهشت 92 به کلانتری ۱۳۶ فرجام خبر رسید که در خانهای در خیابان حیدرخانی آتش به پا شده است. همانموقع ماموران گشت کلانتری و آتشنشانان به ساختمان مورد نظر رفتند و پس از مهار شعلههای آتش، با پیکر زن ۶۵ سالهای به نام فاطمه روبهرو شدند. مچ دست این زن قطع شده و شواهد نشان میداد النگوهای طلای او دزدیده شده است.
فرضیه جنایت، با انگیزه سرقت قوت گرفت و ماموران به تحقیق میدانی پرداختند. یکی از همسایگان به پلیس گفت: «ساعتی پیش از آتشسوزی، یک مرد ناشناس به خانه فاطمه رفت و صدای درگیری به گوشم رسید. نیمساعت بعد در خانه پیرزن به آهستگی بسته شد و چون توجهی به موضوع نکرده بودم مقابل در نرفتم.»
پلیس در گام بعدی از تحقیقات به تجمیع اطلاعات پرداخت و دریافت که ساعت ۹ بامداد نوزدهم اردیبهشت، برادرزاده شوهر فاطمه به نام علیاصغر به خیابان حیدرخانی رفته بوده است. آن روز علیاصغر ۴۳ ساله عمو و زنعموی خود را برای شام به خانهاش در تهرانپارس دعوت کرده بود.
با توجه به اعتیاد علیاصغر نوک پیکان اتهام به سوی این مرد چرخید و وی دستگیر شد. او در بازجویی مقدماتی خود را بیگناه خواند. این ادعا در شرایطی مطرح میشد که آثار ضرب و جرح روی هر دو دست مرد معتاد نمایان بود. علیاصغر در اینباره گفت: «دستانم در دعوا با زنم زخمی شده است.»
همسر علیاصغر اما منکر جدال خانوادگی شد و این مرد به ناچار لب به بیان حقیقت گشود. او گفت: «از مدتها پیش بر سر ارثیه پدری با برادرم اختلاف داشتم. میخواستم این اختلاف با میانجیگری عمویم حلوفصل شود، به همین خاطر به خانه او رفتم و او و زنعمویم را برای میهمانی به خانهام دعوت کردم. زمانی که زنعمویم سرگرم پذیرایی از من بود برق النگویهای طلا، چشمم را گرفت. چون بیکار بودم و درآمدی نداشتم تصمیم گرفتم هر طور شده النگوها را بدزدم.»
وی ادامه داد: «پس از قول و قرار شام، همراه عمویم از خانهاش بیرون رفتم. عمویم از من خداحافظی کرد و به محل کارش رفت. در حالی که میدانستم زنعمو در خانهاش تنهاست دوباره به خانه برگشتم. همین که وارد خانه شدم گلوی زنعمویم را گرفتم و او را با روسری خودش در آشپزخانه خفه کردم. زمانی که مطمئن شدم جان سپرده دستش را با چاقو بریدم و النگوها و دستبند طلایش را دزدیدم. سپس برای صحنهسازی، اتاق پذیرایی را به آتش کشیدم. طلاها را هم به نارمک بردم و به قیمت ۱۰ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان فروختم.»
این مرد دیروز در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی باقری و با حضور چهار مستشار پای میز محاکمه ایستاد.
علیاصغر که زنجیر به پا داشت به محض ورود به دادگاه با حمله دختران قربانی روبهرو شد. سپس در حالی که صورتش خونین بود پشت تریبون دفاع ایستاد و منکر کشتن زنعمویش شد. این مرد ادعای تازهای مطرح کرد و گفت: «میخواستم در گرمسار زمین بخرم و سرمایهگذاری کنم.
به همین خاطر به خانه زن عمویم رفتم و طلاهایش را از او قرض گرفتم. روز بعد اما شنیدم که زن عمویم کشته شده است. من در اداره آگاهی تحت فشار قتل را گردن گرفته بودم اما حالا میگویم بیگناهم و نمیدانم چه کسی زن عمویم را کشته است. من او را مانند مادرم دوست داشتم و دلیلی برای کشتن او نداشتم.
در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.
به گزارش فرهيختگان آنلاين(FDN.IR)، این مرد که به محض ورود به دادگاه مورد حمله اولیای دم قرار گرفت، ادعا کرد در اداره آگاهی تحت فشار روانی قتل را گردن گرفته است.
ظهر نوزدهم اردیبهشت 92 به کلانتری ۱۳۶ فرجام خبر رسید که در خانهای در خیابان حیدرخانی آتش به پا شده است. همانموقع ماموران گشت کلانتری و آتشنشانان به ساختمان مورد نظر رفتند و پس از مهار شعلههای آتش، با پیکر زن ۶۵ سالهای به نام فاطمه روبهرو شدند. مچ دست این زن قطع شده و شواهد نشان میداد النگوهای طلای او دزدیده شده است.
فرضیه جنایت، با انگیزه سرقت قوت گرفت و ماموران به تحقیق میدانی پرداختند. یکی از همسایگان به پلیس گفت: «ساعتی پیش از آتشسوزی، یک مرد ناشناس به خانه فاطمه رفت و صدای درگیری به گوشم رسید. نیمساعت بعد در خانه پیرزن به آهستگی بسته شد و چون توجهی به موضوع نکرده بودم مقابل در نرفتم.»
پلیس در گام بعدی از تحقیقات به تجمیع اطلاعات پرداخت و دریافت که ساعت ۹ بامداد نوزدهم اردیبهشت، برادرزاده شوهر فاطمه به نام علیاصغر به خیابان حیدرخانی رفته بوده است. آن روز علیاصغر ۴۳ ساله عمو و زنعموی خود را برای شام به خانهاش در تهرانپارس دعوت کرده بود.
با توجه به اعتیاد علیاصغر نوک پیکان اتهام به سوی این مرد چرخید و وی دستگیر شد. او در بازجویی مقدماتی خود را بیگناه خواند. این ادعا در شرایطی مطرح میشد که آثار ضرب و جرح روی هر دو دست مرد معتاد نمایان بود. علیاصغر در اینباره گفت: «دستانم در دعوا با زنم زخمی شده است.»
همسر علیاصغر اما منکر جدال خانوادگی شد و این مرد به ناچار لب به بیان حقیقت گشود. او گفت: «از مدتها پیش بر سر ارثیه پدری با برادرم اختلاف داشتم. میخواستم این اختلاف با میانجیگری عمویم حلوفصل شود، به همین خاطر به خانه او رفتم و او و زنعمویم را برای میهمانی به خانهام دعوت کردم. زمانی که زنعمویم سرگرم پذیرایی از من بود برق النگویهای طلا، چشمم را گرفت. چون بیکار بودم و درآمدی نداشتم تصمیم گرفتم هر طور شده النگوها را بدزدم.»
وی ادامه داد: «پس از قول و قرار شام، همراه عمویم از خانهاش بیرون رفتم. عمویم از من خداحافظی کرد و به محل کارش رفت. در حالی که میدانستم زنعمو در خانهاش تنهاست دوباره به خانه برگشتم. همین که وارد خانه شدم گلوی زنعمویم را گرفتم و او را با روسری خودش در آشپزخانه خفه کردم. زمانی که مطمئن شدم جان سپرده دستش را با چاقو بریدم و النگوها و دستبند طلایش را دزدیدم. سپس برای صحنهسازی، اتاق پذیرایی را به آتش کشیدم. طلاها را هم به نارمک بردم و به قیمت ۱۰ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان فروختم.»
این مرد دیروز در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی باقری و با حضور چهار مستشار پای میز محاکمه ایستاد.
علیاصغر که زنجیر به پا داشت به محض ورود به دادگاه با حمله دختران قربانی روبهرو شد. سپس در حالی که صورتش خونین بود پشت تریبون دفاع ایستاد و منکر کشتن زنعمویش شد. این مرد ادعای تازهای مطرح کرد و گفت: «میخواستم در گرمسار زمین بخرم و سرمایهگذاری کنم.
به همین خاطر به خانه زن عمویم رفتم و طلاهایش را از او قرض گرفتم. روز بعد اما شنیدم که زن عمویم کشته شده است. من در اداره آگاهی تحت فشار قتل را گردن گرفته بودم اما حالا میگویم بیگناهم و نمیدانم چه کسی زن عمویم را کشته است. من او را مانند مادرم دوست داشتم و دلیلی برای کشتن او نداشتم.
در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.
پسندیدم 0
گزارش خطا
