محمدعلي کشاورز : اگر به گذشته برگردم بازيگر نميشوم
محمدعلي کشاورز از بهبود جسماني خود خبر داد و گفت: پاهايم درد ميکند و به کمک ويلچر حرکت ميکنم اما در کل حالم خوب است.
محمدعلي کشاورز پيشکسوت سينما و تلويزيون و تئاتر از بهبود جسماني خود خبر داد و گفت که بعد از مدتها به دعوت عزتالله ضرغامي از خانه بيرون آمده و در مراسم توديع و معارفه ضرغامي و محمد سرافراز شرکت کرده و به صداوسيما جمهوري اسلامي ايران رفته است. وي در اين مورد گفت: به همراه دوستانم و با کمک ويلچر به اين مراسم رفتم و بعد از اتمام سخنراني بازگشتم. با اينکه رفت و آمد برايم سخت بود اما از اين که همکارانم را ديدم روحيه گرفتم. آنچه در ادامه ميخوانيد، درددلهاي محمدعلي کشاورز است:
از حال جسميتان بگوييد.
پاهايم درد ميکند و به کمک ويلچر حرکت ميکنم اما در کل حالم خوب است و زماني که شما جوانها و دوستانم را ميبينم و يا صدايتان را ميشنوم، بهتر هم ميشوم.
آيا به نسل جوان بازيگران و هنرمندان سينما اميدوار هستيد؟
صددرصد. مگر ميشود به نسل جوان اميدوار نبود؟ تمام دنيا را جوانها ميسازند. نسل گذشته و امثال من تنها ميتوانند نظريهپردازي کنند و تجربههاي خود را در اختيار نسل جوان قرار بدهند.
به نظر شما نسل جوان بايد بازيگري را از کجا آغاز کنند؟
به اعتقاد من سينماي ما زماني ميتواند رشد کند که بازيگران آن پيش از بازي در سينما، با تئاتر آشنا شده و خاک صحنه خورده باشند. حضور در سينما بهتنهايي کافي نيست، بلکه جوانها بايد تئاتر را بشناسند و به آن بپردازند. معلمها و استادان در درجه اول سلامت و ورزش را به ما ميآموختند، از ما ميخواستند ادبيات سرزمينمان را بدانيم و مهمتر از همه اينکه جايجاي سرزمين خود را بشناسيم اما متأسفانه بچههاي امروزي از مطالعه گريزان هستند، اين را ميتوان از انتشار تيراژ هزارتايي کتابها دريافت که اين تعداد براي يک کشور ۸۰ ميليون نفري فاجعه است.
به نظرتان براي انتقال فرهنگ کشورمان بايد چه نوع فيلمهايي را توليد کنيم؟
فرهنگ خود را بايد در قالب فيلمهايي مناسب به مردم معرفي کنيم، قبل از انقلاب اسلامي نادر ابراهيمي فيلمي با نام «آتش بدون دود» ساخت که راجع به ترکمنها بود و تمام فيلمبرداري آن نيز در ترکمن صحرا انجام گرفت و به صورت سريال ساخته شد. ابراهيمي کسي است که براي سينما و تلويزيون زحمت کشيد. ما هفت روز هفته براي اين سريال کار ميکرديم و در اين مدت آنچه برايمان مهم بود، نجابتي بود که در آن کار بهوضوح ديده ميشد. کار، کار و کار تنها فکر ما بود. ما بازيگران، براي ايفاي نقشهايمان فرهنگ ترکمنها را مطالعه ميکرديم و با آگاهي به ايفاي نقش ميپرداختيم و اين همان چيزي است که با اينکه جوانهاي ما امروز به آن احتياج دارند اما از آن غافل هستند.
از چگونگي تأسيس دانشکده تئاتر برايمان بگوييد.
ما در آن زمان با احساس اينکه در يک کشور بافرهنگ هستيم ولي دانشکده تئاتر نداريم، به وزارت فرهنگ و هنر سابق فشار آورديم و خواستار تأسيس مکاني براي اجراي تئاتر و همچنين دانشکده تئاتر شديم. در همان زمان بود که تئاتر «۲۵ شهريور» ساخته شد. بعد از اين نمايش درخواست دانشکده تئاتر کرديم که دانشگاه تهران ابتدا با تأسيس دانشکده تئاتر مخالفت کرد اما در نهايت فشار ما بر وزارتخانه موجب تأسيس دانشکده تئاتر شد که دکتر فروغ رياست آن را عهدهدار شد.
استادانتان را به خاطر داريد؟
بله، ميتوانم به آريانپور و محجوب اشاره کنم که تدريس ميکردند و از ما ميخواستند راجع به فرهنگ و ادبيات تحقيق کنيم و ايران را بگرديم و ما اين کار را انجام ميداديم.
براي ورود به دانشکده تئاتر در آزمون شرکت کرديد؟
بله، براي ورود به اين دانشکده کنکور داديم و سپس به تحصيل در آن مشغول شديم. از دانشجويان خوب آن زمان علي حاتمي بود که ديگر هرگز مثل او پيدا نميشود. او چه در سينما و چه در سريالهاي تلويزيوني کارهاي ارزندهاي انجام داده است.
نقش تلويزيون در توسعه تئاتر کشور را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
تلويزيون بايد به تئاتر توجه بيشتري کند، يادم ميآيد در زمان جواني چهارشنبهها ساعت ۸ شب در تلويزيون ملي يک برنامه تئاتر اجرا ميکرديم که اين نشان از اهميت دادن به هنر تئاتر داشت. سمندريان، آريانپور و خيلي از بزرگان آن زمان در اين برنامه حضور پيدا ميکردند و هنوز دانشکده تأسيس نشده بود. در آن زمان استادان به ما ميآموختند که تئاتر يعني شجاعت و نجابت.
هنوز هم براي انتخاب يک بازيگر، ضوابط در نظر گرفته ميشود؟
در سينماي امروز رابطه حکمفرما شده است. بازيگرها را بر اساس رابطه ميآورند و حتي در مقابل دادن يک نقش از آنها پول ميگيرند يا در کلاسهاي آموزش بازيگري پول هنگفت گرفته ميشود اما در مقابل درسي از بازيگري آموزش داده نميشود. کساني که ميخواهند در فيلمي ايفاي نقش کنند، در وهله اول بايد تحصيلات دانشگاهي اين رشته را داشته باشند. همه چيز بر اساس پول شده است و با اين وضعيت اصلاً دوست ندارم فيلم ببينم چون وقتي ميدانم کارگردان پول ميگيرد تا شخصي را در فيلم بازي بدهد، نااميد ميشوم. اوضاع سينما وحشتناک شده است.
بازيگران مورد علاقه محمدعلي کشاورز چه کساني هستند؟
علي نصيريان، اسماعيل شنگله و نادره خيرآبادي از هنرمندان همدوره من هستند، امروز ديگر مثل جميله شيخي، نادره و اين افراد را نداريم، اين هنرمندان به خاطر هنر و رفتارشان هميشه محبوب مردم بودهاند. بايد بگويم عزتالله انتظامي از همه ما بهتر است و علي نصيريان ضمن اينکه بازيگر توانمند و انسان شريفي است، نمايشنامهنويس فوقالعادهاي نيز هست.
از تجربه همکاري با آنتوني کوئين برايمان بگوييد.
فيلم «کاروانها» را قبل از انقلاب کار کرديم که آنتوني کوئين و چند تن از بزرگان سينما در آن بازي ميکردند. اين فيلم در آمريکا پخش شد و مورد توجه مردم قرار گرفت و در مقالاتي که نوشته بودند، از آن تعريف کردند. مدتي بعد آنتوني کوئين به من نامه نوشت و گفت به اينجا بيا، من همه چيز برايت فراهم ميکنم اما من در جوابش گفتم ايران وطن من است. چند سال بعد به انگليس رفتم و بار ديگر او را ديدم. آنتوني کوئين دوباره گفت چرا نيامدي، اينجا مورد توجه خيلي از افراد قرار گرفتي و من دوباره گفتم وطن من ايران است و جز آنجا در جاي ديگري کار نميکنم.
چه توصيهاي براي جوانهاي علاقهمند به سينما داريد؟
آينده سينما به طور کلي به دست جوانهاست و اين جوانها هستند که بايد کار کنند. حقيقت اين است که ما پير شدهايم و بايد عرصه را به جوانها بسپاريم اما آنها بايد بدانند که فقط آمدن به سينما شرط نيست، بلکه چگونه آمدن و چگونه ماندن و ماندگار شدن از اهميت بيشتري برخوردار است ولي بايد بگويم جوانهاي ما در اين عرصه خيلي موفق عمل نميکنند، گاهي فيلمهايي که ساخته ميشود آنقدر بد است که ترجيح ميدهم آنها را نگاه نکنم و از خود ميپرسم بهراستي اينها که ساخته ميشود چه مسئلهاي را ميخواهد عنوان کند؟
جوانها بايد در درجه اول بدانند که متعلق به اين آب و خاک هستند، بايد به فرهنگ غني خود افتخار کنند و آن را بياموزند، سفر کنند تا با فرهنگ و آداب و رسوم مختلف آشنا شوند، بايد مطالعه کنند و دانش هنري و فرهنگي خود را بالا ببرند و بايد بدانند آنهايي که امروز محبوب هستند، در درجه اول اين محبوبيت را از مردم دارند.
اگر به زمان عقب برگرديد باز هم بازيگر ميشويد؟
اگر به عقب بازميگشتم ديگر بازيگر نميشدم و دنبال يک شغل ديگر ميرفتم.
حرف آخر...
آرزو ميکنم همه مردم سرزمين و همه مردم دنيا زندگي سراسر شادي و سلامتي داشته باشند زيرا سلامتي بزرگترين سرمايه هر انساني است.
محمدعلي کشاورز پيشکسوت سينما و تلويزيون و تئاتر از بهبود جسماني خود خبر داد و گفت که بعد از مدتها به دعوت عزتالله ضرغامي از خانه بيرون آمده و در مراسم توديع و معارفه ضرغامي و محمد سرافراز شرکت کرده و به صداوسيما جمهوري اسلامي ايران رفته است. وي در اين مورد گفت: به همراه دوستانم و با کمک ويلچر به اين مراسم رفتم و بعد از اتمام سخنراني بازگشتم. با اينکه رفت و آمد برايم سخت بود اما از اين که همکارانم را ديدم روحيه گرفتم. آنچه در ادامه ميخوانيد، درددلهاي محمدعلي کشاورز است:
از حال جسميتان بگوييد.
پاهايم درد ميکند و به کمک ويلچر حرکت ميکنم اما در کل حالم خوب است و زماني که شما جوانها و دوستانم را ميبينم و يا صدايتان را ميشنوم، بهتر هم ميشوم.
آيا به نسل جوان بازيگران و هنرمندان سينما اميدوار هستيد؟
صددرصد. مگر ميشود به نسل جوان اميدوار نبود؟ تمام دنيا را جوانها ميسازند. نسل گذشته و امثال من تنها ميتوانند نظريهپردازي کنند و تجربههاي خود را در اختيار نسل جوان قرار بدهند.
به نظر شما نسل جوان بايد بازيگري را از کجا آغاز کنند؟
به اعتقاد من سينماي ما زماني ميتواند رشد کند که بازيگران آن پيش از بازي در سينما، با تئاتر آشنا شده و خاک صحنه خورده باشند. حضور در سينما بهتنهايي کافي نيست، بلکه جوانها بايد تئاتر را بشناسند و به آن بپردازند. معلمها و استادان در درجه اول سلامت و ورزش را به ما ميآموختند، از ما ميخواستند ادبيات سرزمينمان را بدانيم و مهمتر از همه اينکه جايجاي سرزمين خود را بشناسيم اما متأسفانه بچههاي امروزي از مطالعه گريزان هستند، اين را ميتوان از انتشار تيراژ هزارتايي کتابها دريافت که اين تعداد براي يک کشور ۸۰ ميليون نفري فاجعه است.
به نظرتان براي انتقال فرهنگ کشورمان بايد چه نوع فيلمهايي را توليد کنيم؟
فرهنگ خود را بايد در قالب فيلمهايي مناسب به مردم معرفي کنيم، قبل از انقلاب اسلامي نادر ابراهيمي فيلمي با نام «آتش بدون دود» ساخت که راجع به ترکمنها بود و تمام فيلمبرداري آن نيز در ترکمن صحرا انجام گرفت و به صورت سريال ساخته شد. ابراهيمي کسي است که براي سينما و تلويزيون زحمت کشيد. ما هفت روز هفته براي اين سريال کار ميکرديم و در اين مدت آنچه برايمان مهم بود، نجابتي بود که در آن کار بهوضوح ديده ميشد. کار، کار و کار تنها فکر ما بود. ما بازيگران، براي ايفاي نقشهايمان فرهنگ ترکمنها را مطالعه ميکرديم و با آگاهي به ايفاي نقش ميپرداختيم و اين همان چيزي است که با اينکه جوانهاي ما امروز به آن احتياج دارند اما از آن غافل هستند.
از چگونگي تأسيس دانشکده تئاتر برايمان بگوييد.
ما در آن زمان با احساس اينکه در يک کشور بافرهنگ هستيم ولي دانشکده تئاتر نداريم، به وزارت فرهنگ و هنر سابق فشار آورديم و خواستار تأسيس مکاني براي اجراي تئاتر و همچنين دانشکده تئاتر شديم. در همان زمان بود که تئاتر «۲۵ شهريور» ساخته شد. بعد از اين نمايش درخواست دانشکده تئاتر کرديم که دانشگاه تهران ابتدا با تأسيس دانشکده تئاتر مخالفت کرد اما در نهايت فشار ما بر وزارتخانه موجب تأسيس دانشکده تئاتر شد که دکتر فروغ رياست آن را عهدهدار شد.
استادانتان را به خاطر داريد؟
بله، ميتوانم به آريانپور و محجوب اشاره کنم که تدريس ميکردند و از ما ميخواستند راجع به فرهنگ و ادبيات تحقيق کنيم و ايران را بگرديم و ما اين کار را انجام ميداديم.
براي ورود به دانشکده تئاتر در آزمون شرکت کرديد؟
بله، براي ورود به اين دانشکده کنکور داديم و سپس به تحصيل در آن مشغول شديم. از دانشجويان خوب آن زمان علي حاتمي بود که ديگر هرگز مثل او پيدا نميشود. او چه در سينما و چه در سريالهاي تلويزيوني کارهاي ارزندهاي انجام داده است.
نقش تلويزيون در توسعه تئاتر کشور را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
تلويزيون بايد به تئاتر توجه بيشتري کند، يادم ميآيد در زمان جواني چهارشنبهها ساعت ۸ شب در تلويزيون ملي يک برنامه تئاتر اجرا ميکرديم که اين نشان از اهميت دادن به هنر تئاتر داشت. سمندريان، آريانپور و خيلي از بزرگان آن زمان در اين برنامه حضور پيدا ميکردند و هنوز دانشکده تأسيس نشده بود. در آن زمان استادان به ما ميآموختند که تئاتر يعني شجاعت و نجابت.
هنوز هم براي انتخاب يک بازيگر، ضوابط در نظر گرفته ميشود؟
در سينماي امروز رابطه حکمفرما شده است. بازيگرها را بر اساس رابطه ميآورند و حتي در مقابل دادن يک نقش از آنها پول ميگيرند يا در کلاسهاي آموزش بازيگري پول هنگفت گرفته ميشود اما در مقابل درسي از بازيگري آموزش داده نميشود. کساني که ميخواهند در فيلمي ايفاي نقش کنند، در وهله اول بايد تحصيلات دانشگاهي اين رشته را داشته باشند. همه چيز بر اساس پول شده است و با اين وضعيت اصلاً دوست ندارم فيلم ببينم چون وقتي ميدانم کارگردان پول ميگيرد تا شخصي را در فيلم بازي بدهد، نااميد ميشوم. اوضاع سينما وحشتناک شده است.
بازيگران مورد علاقه محمدعلي کشاورز چه کساني هستند؟
علي نصيريان، اسماعيل شنگله و نادره خيرآبادي از هنرمندان همدوره من هستند، امروز ديگر مثل جميله شيخي، نادره و اين افراد را نداريم، اين هنرمندان به خاطر هنر و رفتارشان هميشه محبوب مردم بودهاند. بايد بگويم عزتالله انتظامي از همه ما بهتر است و علي نصيريان ضمن اينکه بازيگر توانمند و انسان شريفي است، نمايشنامهنويس فوقالعادهاي نيز هست.
از تجربه همکاري با آنتوني کوئين برايمان بگوييد.
فيلم «کاروانها» را قبل از انقلاب کار کرديم که آنتوني کوئين و چند تن از بزرگان سينما در آن بازي ميکردند. اين فيلم در آمريکا پخش شد و مورد توجه مردم قرار گرفت و در مقالاتي که نوشته بودند، از آن تعريف کردند. مدتي بعد آنتوني کوئين به من نامه نوشت و گفت به اينجا بيا، من همه چيز برايت فراهم ميکنم اما من در جوابش گفتم ايران وطن من است. چند سال بعد به انگليس رفتم و بار ديگر او را ديدم. آنتوني کوئين دوباره گفت چرا نيامدي، اينجا مورد توجه خيلي از افراد قرار گرفتي و من دوباره گفتم وطن من ايران است و جز آنجا در جاي ديگري کار نميکنم.
چه توصيهاي براي جوانهاي علاقهمند به سينما داريد؟
آينده سينما به طور کلي به دست جوانهاست و اين جوانها هستند که بايد کار کنند. حقيقت اين است که ما پير شدهايم و بايد عرصه را به جوانها بسپاريم اما آنها بايد بدانند که فقط آمدن به سينما شرط نيست، بلکه چگونه آمدن و چگونه ماندن و ماندگار شدن از اهميت بيشتري برخوردار است ولي بايد بگويم جوانهاي ما در اين عرصه خيلي موفق عمل نميکنند، گاهي فيلمهايي که ساخته ميشود آنقدر بد است که ترجيح ميدهم آنها را نگاه نکنم و از خود ميپرسم بهراستي اينها که ساخته ميشود چه مسئلهاي را ميخواهد عنوان کند؟
جوانها بايد در درجه اول بدانند که متعلق به اين آب و خاک هستند، بايد به فرهنگ غني خود افتخار کنند و آن را بياموزند، سفر کنند تا با فرهنگ و آداب و رسوم مختلف آشنا شوند، بايد مطالعه کنند و دانش هنري و فرهنگي خود را بالا ببرند و بايد بدانند آنهايي که امروز محبوب هستند، در درجه اول اين محبوبيت را از مردم دارند.
اگر به زمان عقب برگرديد باز هم بازيگر ميشويد؟
اگر به عقب بازميگشتم ديگر بازيگر نميشدم و دنبال يک شغل ديگر ميرفتم.
حرف آخر...
آرزو ميکنم همه مردم سرزمين و همه مردم دنيا زندگي سراسر شادي و سلامتي داشته باشند زيرا سلامتي بزرگترين سرمايه هر انساني است.
پسندیدم 0
گزارش خطا
