نقش صرافيها در نوسانهاي ارزي
نوسانهاي بازار ارز در هفتههاي گذشته نشان داد که هنوز نبايد اطمينان کامل داشته باشيم که ثبات بر بازار حکمفرما شده است.
به گزارش فرهيختگان آنلاين(FDN.IR)، اين ثبات بهطور ناگهاني و خود به خودي بر بازار ارز حاکم نميشود، چرا که ابزارهاي زيادي براي اين کار وجود دارد. اما متاسفانه مهمترين ابزار بانک مرکزي صرافيهايي هستند که خود بازار نامتشکلي دارند که در اختيار بانک مرکزي نيست و در بسياري مواقع خود اين ابزار به نوسانها دامن ميزند.
در صورتي که بانک مرکزي بايد مانند بسياري از کشورها به دنبال ابزاري مناسب باشد، در تمامي کشورها اين بانکها هستند که در اختيار بازار ارز و بانک مرکزي هستند نه صرافيها. چون بانک نهادي است که سرمايه بيشتري دارد و زير نظر بانک مرکزي و قوانين بازار سرمايه است، بنابراين رفتارش قابل کنترل است و بهتر ميتواند در بازار نقش بازي کند اما متاسفانه بانک مرکزي اين ابزار را از خود گرفته و به صرافهايي سپرده است که با دانش و نظارت کم در بازار نقش اصلي را ايفا ميکنند.
البته بعيد است که در مواقع اينچنيني که بازار دچار شوک ناگهاني ميشود، بانک مرکزي اقدامي مشابه با کاري را که در سالهاي 90 و 91 در مورد صرافيها رخ داد انجام دهد. چون فکر نميکنم دولت يازدهم مثل آن زمان ارز در اختيار داشته باشد تا کيسههاي دلار را به صرافيها بدهد، دوما فضاي تصميمگيري در کشور متفاوت و تجربه آن سالها موجود است. بانک مرکزي بايد در بازار دخالت و نوسانها را محدود کند.
ممکن است در روندها کاري نکند اما نوسانها را بايد بتواند محدود کند. ثبات در بازار نيازمند صبر و حوصله است و به يکباره امکانپذير نيست، چراکه در بسياري از کشورها نيز با برنامهريزي دقيق اقدامهاي متناسب با جلوگيري از زيان نوسانهاي ارزي صورت ميگيرد. در مورد بازار ايران که گفته ميشود از بازارهاي جهاني تبعيت نميکند، نيز بايد ديد کانالهايي که ايران را به اقتصاد دنيا ارتباط ميدهند چه کانالهايي هستند.
اما اين به اين معني نيست که ما از قوانين اقتصادي تبعيت نميکنيم، تبعيت ميکنيم اما علائمي که از اين نوسانات ميگيريم با علائمي که کشورهاي دنيا دريافت ميکنند متفاوت است. تغيير و تحولهاي زيادي در کشور ما رخ ميدهد که در دنيا نيست. مانند بحث آزادي نقل و انتقال سرمايه که عاملي است که دنيا را به هم متصل کرده و تغييري که در يک گوشه رخ ميدهد در جاي ديگر اثر خود را ميگذارد.
به گزارش فرهيختگان آنلاين(FDN.IR)، اين ثبات بهطور ناگهاني و خود به خودي بر بازار ارز حاکم نميشود، چرا که ابزارهاي زيادي براي اين کار وجود دارد. اما متاسفانه مهمترين ابزار بانک مرکزي صرافيهايي هستند که خود بازار نامتشکلي دارند که در اختيار بانک مرکزي نيست و در بسياري مواقع خود اين ابزار به نوسانها دامن ميزند.
در صورتي که بانک مرکزي بايد مانند بسياري از کشورها به دنبال ابزاري مناسب باشد، در تمامي کشورها اين بانکها هستند که در اختيار بازار ارز و بانک مرکزي هستند نه صرافيها. چون بانک نهادي است که سرمايه بيشتري دارد و زير نظر بانک مرکزي و قوانين بازار سرمايه است، بنابراين رفتارش قابل کنترل است و بهتر ميتواند در بازار نقش بازي کند اما متاسفانه بانک مرکزي اين ابزار را از خود گرفته و به صرافهايي سپرده است که با دانش و نظارت کم در بازار نقش اصلي را ايفا ميکنند.
البته بعيد است که در مواقع اينچنيني که بازار دچار شوک ناگهاني ميشود، بانک مرکزي اقدامي مشابه با کاري را که در سالهاي 90 و 91 در مورد صرافيها رخ داد انجام دهد. چون فکر نميکنم دولت يازدهم مثل آن زمان ارز در اختيار داشته باشد تا کيسههاي دلار را به صرافيها بدهد، دوما فضاي تصميمگيري در کشور متفاوت و تجربه آن سالها موجود است. بانک مرکزي بايد در بازار دخالت و نوسانها را محدود کند.
ممکن است در روندها کاري نکند اما نوسانها را بايد بتواند محدود کند. ثبات در بازار نيازمند صبر و حوصله است و به يکباره امکانپذير نيست، چراکه در بسياري از کشورها نيز با برنامهريزي دقيق اقدامهاي متناسب با جلوگيري از زيان نوسانهاي ارزي صورت ميگيرد. در مورد بازار ايران که گفته ميشود از بازارهاي جهاني تبعيت نميکند، نيز بايد ديد کانالهايي که ايران را به اقتصاد دنيا ارتباط ميدهند چه کانالهايي هستند.
اما اين به اين معني نيست که ما از قوانين اقتصادي تبعيت نميکنيم، تبعيت ميکنيم اما علائمي که از اين نوسانات ميگيريم با علائمي که کشورهاي دنيا دريافت ميکنند متفاوت است. تغيير و تحولهاي زيادي در کشور ما رخ ميدهد که در دنيا نيست. مانند بحث آزادي نقل و انتقال سرمايه که عاملي است که دنيا را به هم متصل کرده و تغييري که در يک گوشه رخ ميدهد در جاي ديگر اثر خود را ميگذارد.
پسندیدم 0
گزارش خطا
