کد خبر: ۶۶۷۶۴
تاریخ انتشار: ۲۰ آذر ۱۳۹۳ - ۱۲:۲۲
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
تعداد بازدید: ۷۰

موساد و ترور دانشمندان مسلمان

جام جم نوشت:  رژيم صهيونيستي از زمان شکل‌گيري، به پشتوانه حمايت‌هاي آمريکا و بي‌تفاوتي نهادهاي بين‌الملل، تروريسم دولتي را در پيش گرفته است و علاوه بر جناياتي که در حمله به مردم فلسطين مرتکب مي‌شود، افرادي را در فهرست‌ سياه خود قرار مي‌دهد و به‌صورت کاملا آشکار اقدام به ترور آنها مي‌کند.

علاوه بر اين، اسرائيل در مواردي در سال‌هاي گذشته به ترور دانشمندان برخي کشورهاي مسلمان اقدام کرده که نمونه بارز آن جمهوري اسلامي ايران و به شهادت رساندن دانشمندان هسته‌اي کشورمان است. اما علاوه بر ايران، دانشمندان برخي ديگر از کشورهاي مسلمان نيز هدف ترور صهيونيست‌ها قرار گرفته‌اند که نشريه الخليج چاپ امارات در اين مطلب به بيان برخي از اين موارد پرداخته است:

خبر مربوط به ترور دانشمندان هسته‌اي سوريه در تاريخ دهم اکتبر گذشته با بي‌تفاوتي کامل مواجه شد. تاکنون بيش از 150 هزار سوري در جريان جنگ داخلي اين کشور کشته شده‌اند، پس ديگر جان پنج دانشمند هسته‌اي اين کشور چه اهميتي دارد! رسانه‌ها بدون توجه قابل ذکري اين خبر را پخش و منتشر کردند. حتي بعضي در حالي که در کمال آرامش قهوه صبحانه خود را مي‌نوشيدند اين خبر را خوانده و کنار گذاشتند. اين در حالي بود که اسرائيل نيروهايش را به حالت آماده‌باش درآورده بود و مثل هميشه انتظار عمليات انتقامجويانه و اقدامات به گفته خودش تروريستي را داشت. اسرائيل البته زمان مناسبي را براي انجام اين عمليات انتخاب کرده بود. يعني درست در هنگامي‌که همه صحبت‌ها از داعش و اشغال موصل و ادامه حرکت اين گروه به سمت ديگر استان‌هاي عراق و تسلط بر کرکوک و ديالي يا حمله اسرائيل به غزه و جنگي بود که 51 روز به طول انجاميد.

اسرائيل درواقع در بحبوحه نبردهاي کوباني و انتقال نيروهاي پيشمرگ عراقي به اين شهر و بالا گرفتن بحث‌ها درباره نقش ترکيه يا ائتلاف بين‌المللي عليه داعش و بمباران مناطقي از سوريه و عراق بود که به ترور دانشمندان هسته‌اي سوريه اقدام کرد. در خبرها آمده بود که يک اتوبوس در منطقه «برزه» دمشق که تحت کنترل دولت سوريه است هدف حمله قرار گرفته و افرادي مسلح به آن شليک کرده و پنج نفر را کشته‌اند.

بعدها معلوم شد آنها دانشمندان هسته‌اي سوريه بودند. همه مي‌دانند که هيچ طرفي مسئوليت اين حمله را برعهده نگرفته و نخواهد گرفت. براي همين طبيعي است که انگشت اتهام به سوي «اسرائيل» گرفته شود، زيرا تنها طرفي است که از چنين عملياتي سود مي‌برد.

طي يک دهه گذشته عمليات ترور دانشمندان و دانشگاهيان مسلمان هرگز متوقف نشده است. اسرائيل براي انجام اين گونه عمليات دستگاه‌ها و تجهيزات و متخصصان و پول‌هايي را تدارک ديده است. زيرا اين مساله را بخشي از يک جنگ دائم ‌و بدون مرز در استراتژي آشکار و پنهان خود مي‌داند. از آن گذشته اسرائيل اين مساله را بخشي از جنگ رواني خود عليه مسلمانان قلمداد مي‌کند تا در بين آنها ترديد افکنده يا دانشمندان کشورهاي مسلمان را مجبور به مهاجرت از اين منطقه کند. در خلال آماده سازي نيروگاه هسته‌اي ‌عراق بود که اسرائيل و به همراه آن موساد کشف کردند مکان و زمان بارگيري تجهيزات و دستگاه‌ها قبل از ارسال آنها به عراق کجاست. اگر بخواهيم به گذشته بازگرديم و اقدامات موساد را در ترور دانشمندان و کارشناسان هسته‌اي مورد بررسي قرار دهيم اين مساله به ترور کارشناسان کانادايي و آلماني برمي‌گردد که در دهه 60 به مصر آمدند. پس از آن بود که موساد به ربودن «‌هاينر کروگ » اقدام کرد. او رئيس دفتر «انترا» يکي از شرکت‌هايي بود که قطعات موشکي در اختيار مصر مي‌گذاشت. چند روز بعد بود که جنازه او را در اتومبيلش پيدا کردند. منشي او نيز بعدها ترور شد. اسرائيل به اين وسيله تعداد ديگري از کساني را که در زمينه توسعه توان موشکي مصر دست داشتند تهديد کرد. در سال 1990 نيز به ترور «جرالد پل» دانشمند کانادايي در برابر منزلش در بروکس اقدام کرد. اتهام او اين بود که براي عراقي‌ها کار مي‌کند.

اسرائيل همچنين درباره استفاده عراق از نيروگاه هسته‌اي ‌براي ساخت بمب هسته‌اي‌ و حمله به اسرائيل تبليغات گسترده‌اي کرد. زماني که فرانسه و عراق در سال 1975 توافق‌نامه‌اي را براي ساخت دو نيروگاه امضا کردند موشه دايان، نخست‌وزير اسرائيل گفت: «اگر اعراب به هردرجه از توان هسته‌اي دست يابند ديوانه شده و دست به يک ماجراجويي خطرناک مي‌زنند.» براي همين منظور بود که اسرائيل دو شعبه جديد امنيتي تاسيس کرد. يکي وابسته به «ارتش دفاع اسرائيل» و ديگري که وابسته به موساد (سازمان اطلاعات اسرائيل) بود تا بتواند اطلاعات لازم را جمع‌آوري کرده و فعاليت‌هاي دانشمندان عرب متخصص در امور هسته‌اي را در سراسر جهان تحت کنترل خود داشته باشد. به اين ترتيب اسرائيل همواره در کمين آن بود که هرگونه تلاش اعراب را براي داشتن علم و تکنولوژي با مانع مواجه کرده يا تلاش‌هاي آنها را براي دست يافتن به انرژي هسته‌اي ناکام گذارد. حتي اگر اين تلاش‌ها در راه کسب توسعه علمي ‌و دستيابي به فناوري هسته‌اي صلح‌آميز و زير نظر سازمان انرژي اتمي ‌باشد.

اسرائيل تنها رژيمي ‌در جهان است که به ترورهاي خود حالت نهادينه داده و آنها را بي‌محابا ادامه مي‌دهد. گلداماير، يکي از نخست‌وزيران سابق اسرائيل براي اين منظور يک نهاد مشخصي را داير کرد که کارش ترور بود. اين نهاد نام «مجموعه ايکس» را بر خود گذاشت و بعدها يک واحد متخصص در امر ترور نيز از موساد به آن ملحق شد. در طول حمله آمريکا به عراق، فعاليت‌هاي تروريستي موساد بشدت گسترش يافت و توانست در بحبوحه درگيري‌هاي عراق صدها نفر از دانشمندان و دانشگاهيان عراقي را ترور کند. البته اگر اسرائيل در برخي از اين اهداف موفق بود اين موفقيت فقط به توان موساد بستگي نداشت، بلکه بخش عمده آن به‌دليل همکاري‌ها و کمک‌هايي بود که از سوي طرف‌هاي محلي و داخلي عراق دريافت مي‌کرد.

اسرائيل تاکنون برخي از متحدان غربي خود را هم به خاطر انجام ترورهاي موساد به دردسر انداخته است؛ زيرا مشاهده شده است که ماموران موساد با خود گذرنامه‌هاي اين کشورها را حمل مي‌کرده‌اند. ترور محمود المبحوح، يکي از اعضاي برجسته حماس در هتلي در امارات متحده عربي در سال 2010 اين مساله را بخوبي آشکار کرد. در آن عمليات ، ماموران موساد از گذرنامه‌هاي بريتانيايي، آلماني، ايرلندي و حتي فرانسوي استفاده کرده بودند. هنوز ابهامات قضيه مسموم کردن ياسر عرفات، رئيس تشکيلات خودگردان فلسطيني پس از ده سال از مرگ او به قوت خود باقي است و تحقيقات در اين باره ادامه دارد.

هدف ترورهاي فردي اسرائيل و از بين بردن توانمندي‌هاي اعراب، فرسوده کردن توان علمي ‌اين کشورها چه از طريق ترور دانشمندان يا نوميد کردن آنهاست. گاه نيز در اين رابطه به آنان پيشنهادهاي وسوسه‌کننده‌اي ازجمله اقامت در کشورهاي خارج از منطقه داده مي‌شود. اسرائيل مي‌خواهد با جذب مغزهاي متفکر مسلمان در کشورهاي غربي کاري کند که اين دانشمندان در خارج از سرزمين‌هاي خودشان زندگي کنند.

بايد در پايان به اين نکته اشاره کرد که بخش بزرگي از کساني که ايالات متحده در زمينه‌هاي علوم و مهندسي فعاليت مي‌کنند متولدان کشورهاي ديگر هستند و عجيب اين‌که بخش اعظمي‌ از آنها از ساکنان کشورهاي عرب و مسلمان هستند. اين واقعيت را مي‌توان در بين هزاران تحصيلکرده و دانشمند بريتانيايي، فرانسوي، آلماني و آمريکايي ديد که اکثر آنها از کشورهاي خاورميانه به جهان غرب مهاجرت کرده‌اند. شايد بخشي از اين بحران را بتوان متوجه خود کشورهاي منطقه نيز دانست. زيرا شرايط معيشتي واجتماعي مناسب در آنها وجود ندارد و ثروت‌ها به صورت مساوي تقسيم نشده است.

 بي‌ثباتي و جنگ‌هاي داخلي يا نزاع‌هاي مسلحانه و فقدان انگيزه‌هاي علمي ‌و مادي کافي به اضافه بروکراسي اداري و سلسله مراتب دولتي و بسياري ديگر از عوامل مختلف فشارهاي روحي بر اين دانشمندان را دوچندان مي‌کند. مساله‌اي که باعث مي‌شود تا بسياري از جوانان بااستعداد اين کشورها به فکر مهاجرت باشند و به اين وسيله فرار مغزها روزبه‌روز بيشتر مي‌شود.
captcha