کد خبر: ۴۴۳۳۵۸
تاریخ انتشار: ۰۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۳۶
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
تعداد بازدید: ۸۹

از مصالحه تا اوج گیری تنش بین ایران و امریکا؛ چه در پیش است؟ / کوروش احمدی تحلیل می‌کند

احمدی تأکید کرد: با توجه به روانشناسی ترامپ ممکن است او نخواهد به عنوان کسی که به حرف‌هایش عمل نمی‌کند، شناخته شود. با توجه به این ملاحظات، احتمالی را که می‌توان در نظر داشت این است، که ترامپ، علاوه بر فشار حداکثری تحریمی و فشارهای دیپلماتیک، در پی آن باشد که عامل دیگری، یعنی فشار ناشی از تهدید مستمر نظامی علیه ایران را وارد معادله کند؛ با این تصور که تهدید نظامی در کنار سایر فشار، تاثیرات سوء بر اقتصاد و اجتماع و سیاست داخلی ایران را افزایش دهد و تعلیق اقتصادی و شرایط بحرانی را تشدید کند.
از مصالحه تا اوج گیری تنش بین ایران و امریکا؛ چه در پیش است؟ / کوروش احمدی تحلیل می‌کند

احمدی تأکید کرد: با توجه به روانشناسی ترامپ ممکن است او نخواهد به عنوان کسی که به حرف‌هایش عمل نمی‌کند، شناخته شود. با توجه به این ملاحظات، احتمالی را که می‌توان در نظر داشت این است، که ترامپ، علاوه بر فشار حداکثری تحریمی و فشارهای دیپلماتیک، در پی آن باشد که عامل دیگری، یعنی فشار ناشی از تهدید مستمر نظامی علیه ایران را وارد معادله کند؛ با این تصور که تهدید نظامی در کنار سایر فشار، تاثیرات سوء بر اقتصاد و اجتماع و سیاست داخلی ایران را افزایش دهد و تعلیق اقتصادی و شرایط بحرانی را تشدید کند.

سناریوهای پیش روی تنش میان ایران و آمریکا را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ چه احتمالاتی ممکن است رخ دهد؟

اقدام نظامی هنوز منتفی نیست اما احتمال آن به نظر من زیاد نیست. اگر چه شاهد نوعی تجمع نیرو هستیم، اما حجم آن در واقع به گونه‌ای است که می‌تواند به معنی بازگشت به سطح نیروی حاضر در منطقه در قبل از ماجراجویی‌های ترامپ در اطراف ونزوئلا باشد؛ به عبارت دیگر دو-سه هفته است که شاهد بازگشت نیروهایی به منطقه سنتکام (خاورمیانه) هستیم که برای عملیات در اطراف ونزوئلا از منطقه خارج شده بودند. از طرفی برای انجام یک اقدام نظامی لازم است که ترامپ پایگاه رای خود در داخل آمریکا و نیز تا حدودی در جامعه بین‌االمللی را توجیه کند و توضیح دهد که هدف اقدام نظامی چه خواهد بود. با توجه به تاکید همیشگی او بر نابودی سایت‌های غنی‌سازی در ایران که می‌توانست برای حامیانش در آمریکا قابل درک و قابل قبول باشد، اکنون بعید به نظر می‌رسد که ترامپ در چارچوب مواضع ضد جنگ و مخالفت با ملت‌سازی که همیشه داشته، بتواند یک اقدام نظامی علیه ایران را که می‌تواند از کنترل خارج شود و ابعاد گسترده‌ای بیابد، توجیه کند. فکر می‌کنم این مهمترین مشکلی است که ترامپ برای دست‌زدن به یک اقدام نظامی علیه ایران با آن مواجه است. اینکه اکثر کشورهای منطقه با جنگ جدیدی در منطقه موافق نیستند و نیز اینکه اسرائیل نیز ظاهرا تحفظی در این مورد دارد و گویا در این مقطع زمانی آمادگی لازم را برای اینکه در معرض حملات موشکی ایران قرار گیرد، ندارد، عامل بازدارنده مهمی می‌تواند باشد. ضمن اینکه طی دو-سه هفته گذشته عوامل رژیم اسرائیل کمتر در ارتباط با مسائل ایران حرف زده‌اند. البته یکی از عواملی که ممکن است هنوز اقدام نظامی را در بین گزینه‌های ترامپ حفظ کرده باشد، صحبت‌های او درباره نحوه برخورد حکومت ایران با معترضان و پیام او مبنی بر اینکه «کمک در راه است» باشد. با توجه به روانشناسی ترامپ ممکن است او نخواهد به عنوان کسی که به حرف‌هایش عمل نمی‌کند، شناخته شود. با توجه به این ملاحظات، احتمالی را که می‌توان در نظر داشت این است، که ترامپ، علاوه بر فشار حداکثری تحریمی و فشارهای دیپلماتیک، در پی آن باشد که عامل دیگری، یعنی فشار ناشی از تهدید مستمر نظامی علیه ایران را وارد معادله کند؛ با این تصور که تهدید نظامی در کنار سایر فشار، تاثیرات سوء بر اقتصاد و اجتماع و سیاست داخلی ایران را افزایش دهد و تعلیق اقتصادی و شرایط بحرانی را تشدید کند. شاید هدف این باشد که از طریق اعمال چنین تهدیدهایی، ایران برای وارد شدن در مذاکره و نیل به توافقی تحت فشارهای بیشتری قرار گیرد. سخنان چند روز اخیر ترامپ در مورد مذاکرات این احتمال را بیشتر کرده است. 

* احتمال محاصره دریایی چه‌قدر بالاست؟ محاصره دریایی ناظر به چه شرایطی است و پیامدهایش چیست؟

من احتمال محاصره دریایی به گونه‌ای که در ارتباط با ونزوئلا انجام شد و گویا هنوز ادامه دارد، را زیاد نمی‌دانم. اقدام برای محاصره دریایی در آب‌های نزدیک به ایران مانند دریای عمان و دریایی عرب می‌تواند موجب واکنش نیروی دریایی ایران و برخورد منجر به جنگ شود. ضمن اینکه محاصره دریایی خودسرانه یعنی بدون مجوز شورای امنیت، ناقض منشور ملل متحد و کنوانسیون حقوق دریاهای ۱۹۸۲ نیز هست و دیگر کشورها مشکل می توانند برای اعمال آن با ترامپ همکاری کنند. بعلاوه، آمریکا بیش از یک سال است که در شعاعی وسیع‌تر در حال انجام عملیاتی علیه کشتی‌هایی که به نحوی از انحا به ایران مربوط می‌شوند، است. در این مدت و به ویژه در یکی-دو ماه اخیر در اطراف ونزوئلا و در اقیانوس اطلس و ظاهرا در اقیانوس هند اقداماتی علیه کشتی‌ها مرتبط به ایران انجام شده است. 

* فرمت و شکل حمله احتمالی چگونه خواهد بود؟

اگر نهایتا ترامپ تصمیم به اقدام نظامی علیه ایران بگیرد، بعید می‌دانم که به شکلی گسترده که هدفش تغییر حکومت باشد، انجام شود. چرا که ترامپ همراه با ملت‌سازی و تغییر رژیم به شکلی که در عراق و افغانستان انجام شد، ابراز مخالفت کرده است. البته روشن است که تغییر رژیم از راه دور و از طریق نیروی هوایی ممکن نیست و آمریکا برای تغییر رژیم صدها هزار سرباز در آن دو کشور ییاده کرد. اگر این پیش‌فرض درست باشد، تنها برخی اقدامات نظامی نمادین و با هدف ضربه‌زدن به نیروهایی که تصور می‌کند در جریان اعتراضات درگیر بودند، می‌تواند در دستور کار ترامپ باشد. انجام برخی عملیات نظامی نمادین را نیز نباید از نظر دور داشت؛ خاصه اگر هدفش انجام عملیاتی در تعقیب مطالبی که در ارتباط با اعتراضات در ایران گفته بود، باشد. در مجموع به نظر نمی‌رسد که قصد ترامپ برعکس قصد نتانیاهو سوق دادن ایران به سمت فروپاشی باشد؛ چرا که در چنین صورتی همه مناطق هم‌جوار ایران در معرض تهدید قرار خواهد گرفت.

* آیا هنوز امکان دیپلماسی میان ایران و آمریکا وجود دارد؟ 

امکان دیپلماسی هنوز وجود دارد. اما متاسفانه باید گفت که شرایط برای ایران نامناسب‌تر شده است. انعکاس گسترده اعتراضات در سطح بین‌المللی موجب شده تا امکان حمایت از ایران به حداقل برسد و اساسا برای ترامپ مذاکره دشوارتر از گذشته شده است. بر همین مبنا می‌توان گفت که با توجه به شرایط افکار عمومی در داخل و خارج آمریکا، ممکن است دادن امتیاز معناداری به ایران نیز برای ترامپ دشوارتر شده باشد. در همین رابطه، گفتنی است که شرایط اعلام شده از جانب دولت ترامپ برای مذاکره و محتوای مذاکره نیز سخت‌تر شده است. ویتکاف اخیرا از چهار مسئله اصلی شامل «غنی‌سازی، موشک‌ها و لزوم کاهش موجودی آنها، مواد هسته‌ای و نیروهای نیابتی» به عنوان موضوعاتی که باید مورد مذاکره قرار گیرد، اسم برد؛ این در حالی است که مقامات آمریکایی قبلا حداقل به صورت علنی حرفی از برنامه موشکی و «نیروهای نیابتی» ایران نزده بودند. ترامپ در آن دستورالعمل ریاست‌جمهوری مورخ ۴ فوریه تنها از بمب اتمی و موشک‌های بالستیک قاره‌پیما به عنوان خط‌قرمز نام برد. بعدا هم روبیو، وزیر خارجه آمریکا، همین خط قرمز را در مورد برنامه موشکی ایران مطرح کرد. ضمنا به ویژه با توجه به اینکه بعد از تضعیف گروه‌های هم‌سو با ایران در منطقه، مقامات آمریکایی تا قبل از این اظهارات ویتکاف تنها به‌طور کلی راجع به اقدامات ایران در منطقه حرف‌های کلی می‌زدند و هیچگاه علنا خواستار قرار داشتن این موضوع در دستور کار مذاکرات نشده بودند. واقعیت این است که ترامپ که در دور اول ریاست جمهوری‌اش تنها خواستار «اصلاح برجام» بود و در یک سال اخیر صرفا از اینکه «ایران نباید بمب داشته باشد» می‌گفت و البته منظورش غنی‌سازی صفر در ایران بود، اما از بعد از تجاوزات آمریکا و اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه و به تصور اینکه غنی‌سازی صفر در ایران حاصل شده، از یک‌سو و اینکه گویا اهرم‌های ایران تضعیف شده از سوی دیگر، پیوسته زیاده‌خواهی‌های خود را تشدید کرده است. برخی از گزارش‌های رسانه‌ای از جمله خبر دیروز اکسیوس نیز دال بر همین موضوع است. مشکل این است که مقامات ما متأسفانه توجه نداشتند که مواضع سیاسی و مذاکراتی باید با توجه به شرایط عینی و ملموس بر روی زمین و اهرم‌هایی که طرف‌های مذاکراتی در دست دارند، باشد.