کد خبر: ۴۴۳۶۹۳
تاریخ انتشار: ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۳۴
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
تعداد بازدید: ۵۶

احتمال مواجهه ایران با این ۳ سناریو / تا زمانی که گفت‌و‌گو‌های مستقیم آغاز نشده باشد، امکان ارزیابی دقیق نتایج یا حتی مسیر مذاکرات وجود ندارد / آنچه در اظهارنظر‌ها شنیده می‌شود این است که ایران می‌تواند به جای تاکید بر ادامه غنی‌سازی با سطح مشخص، بر حق غنی‌سازی تأکید کند

قاسم محبعلی، تحلیلگر مسائل سیاست خارجی گفت: در موضوع هسته‌ای، مقام‌های آمریکایی از غنی‌سازی صفر، انتقال ذخایر اورانیوم غنی‌شده و اعمال بازرسی‌های کامل و فراگیر بین‌المللی -با مشارکت و نظارت مستقیم خود- سخن می‌گویند. ایران هم اعلام کرده که برای انعطاف در چارچوب حقوق و منافع ملی آمادگی دارد. با این حال، باید دید در صورت آغاز مذاکرات رسمی، هر یک از طرف‌ها دقیقا چه مواضعی را به‌صورت مکتوب و عملی مطرح خواهند کرد. تا زمانی که گفت‌وگوهای مستقیم آغاز نشده باشد، امکان ارزیابی دقیق نتایج یا حتی مسیر مذاکرات وجود ندارد».
احتمال مواجهه ایران با این ۳ سناریو / تا زمانی که گفت‌و‌گو‌های مستقیم آغاز نشده باشد، امکان ارزیابی دقیق نتایج یا حتی مسیر مذاکرات وجود ندارد / آنچه در اظهارنظر‌ها شنیده می‌شود این است که ایران می‌تواند به جای تاکید بر ادامه غنی‌سازی با سطح مشخص، بر حق غنی‌سازی تأکید کند

قاسم محبعلی، تحلیلگر مسائل سیاست خارجی گفت: در موضوع هسته‌ای، مقام‌های آمریکایی از غنی‌سازی صفر، انتقال ذخایر اورانیوم غنی‌شده و اعمال بازرسی‌های کامل و فراگیر بین‌المللی -با مشارکت و نظارت مستقیم خود- سخن می‌گویند. ایران هم اعلام کرده که برای انعطاف در چارچوب حقوق و منافع ملی آمادگی دارد. با این حال، باید دید در صورت آغاز مذاکرات رسمی، هر یک از طرف‌ها دقیقا چه مواضعی را به‌صورت مکتوب و عملی مطرح خواهند کرد. تا زمانی که گفت‌وگوهای مستقیم آغاز نشده باشد، امکان ارزیابی دقیق نتایج یا حتی مسیر مذاکرات وجود ندارد».

قاسم محبعلی، تحلیلگر مسائل سیاست خارجی، درباره این موضوع به گفت: «تا این لحظه، طرفین هنوز پشت میز مذاکره ننشسته‌اند و مواضع خود را یا از طریق تریبون‌های رسمی و رسانه‌ها اعلام کرده‌اند یا از مسیر واسطه‌ها به یکدیگر منتقل کرده‌اند. ازاین‌رو، هنوز به‌طور دقیق مشخص نیست هدف نهایی هر یک از طرف‌ها از ورود به مذاکرات چیست. اختلاف‌نظرها نیز چشمگیر است؛ هم در داخل ساختار سیاسی آمریکا و هم میان آمریکا و اسرائیل. اسرائیل بر اعلام و اجرای سیاست فشار حداکثری تأکید دارد، در حالی که آمریکا تلاش می‌کند ضمن حفظ این فشار، از مواضع اسرائیل و همچنین از حضور و آرایش نیروهای نظامی خود در منطقه به‌عنوان اهرم فشار در مذاکرات با ایران استفاده کند. در مقابل، ایران نیز رویکرد و تعریف متفاوتی از مذاکره دارد. در موضوع هسته‌ای، مقام‌های آمریکایی از غنی‌سازی صفر، انتقال ذخایر اورانیوم غنی‌شده و اعمال بازرسی‌های کامل و فراگیر بین‌المللی -با مشارکت و نظارت مستقیم خود- سخن می‌گویند. ایران هم اعلام کرده که برای انعطاف در چارچوب حقوق و منافع ملی آمادگی دارد. با این حال، باید دید در صورت آغاز مذاکرات رسمی، هر یک از طرف‌ها دقیقا چه مواضعی را به‌صورت مکتوب و عملی مطرح خواهند کرد. تا زمانی که گفت‌وگوهای مستقیم آغاز نشده باشد، امکان ارزیابی دقیق نتایج یا حتی مسیر مذاکرات وجود ندارد».
 
او ادامه داد: «آنچه در اظهارنظرهای اخیر بیشتر شنیده می‌شود این است که ایران می‌تواند به جای تاکید بر ادامه غنی‌سازی با سطح مشخص، بر حق غنی‌سازی تأکید کند. بر اساس پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (ان‌پی‌تی)، هر کشور عضو این پیمان از حق برخورداری از فناوری هسته‌ای صلح‌آمیز، از جمله غنی‌سازی، برخوردار است. ایران نیز به‌عنوان عضو ان‌پی‌تی، در صورت پایبندی به تعهدات و تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، می‌تواند فعالیت غنی‌سازی انجام دهد، مشروط بر آنکه آژانس صلح‌آمیز بودن این فعالیت‌ها را تأیید کند. در عین حال، اگر قرار باشد سطح نظارت‌ها افزایش یابد، پذیرش و اجرای پروتکل الحاقی ضروری است؛ موضوعی که نیازمند تصویب مجلس شورای اسلامی است. اجرای پروتکل الحاقی به بازرسان آژانس اجازه می‌دهد در صورت ضرورت، بدون اعلام قبلی و به‌صورت سرزده از تأسیسات مربوطه بازدید کنند. تصمیم‌گیری درباره پذیرش چنین سطحی از نظارت، از مسائل مهم و حساس پیش‌روی ایران است».
 
این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی همچنین بیان کرد: «در فضای کنونی، سناریوهای گوناگونی مطرح می‌شود. یکی از این سناریوها، رویکرد موسوم به دیپلماسی ناوهای هواپیمابر یا صلح از موضع قدرت است؛ رویکردی که دونالد ترامپ به آن گرایش دارد و بر این مبنا استوار است که دیپلماسی در سایه تهدید و نمایش قدرت نظامی پیش برده شود. بر اساس این سناریو، فشار نظامی و نمایش آمادگی برای اقدام سخت، ابزار و پشتوانه‌ای برای تحمیل شروط در میز مذاکره خواهد بود. این سناریو در صورت محدودماندن به سطح فشار و بازدارندگی می‌تواند خوش‌بینانه‌ترین گزینه برای ایران باشد زیرا به‌جای جنگ مستقیم، بر چانه‌زنی سیاسی در سایه تهدید تکیه دارد.
 
وی افزود: البته دامنه مطالبات احتمالی آمریکا، که می‌تواند از موضوع هسته‌ای تا برنامه موشکی و حتی برخی مسائل داخلی را دربرگیرد، بحثی جداگانه و تعیین‌کننده است. مسئله مهم دیگر، شکل و ساختار احتمالی مذاکرات است. هنوز مشخص نیست که اگر مذاکراتی آغاز شود، روند آن به‌صورت گام‌به‌گام و مرحله‌ای خواهد بود یا در قالب یک توافق جامع دنبال می‌شود. همچنین حتی در صورت دستیابی به توافق هسته‌ای، بعید است تمامی تحریم‌ها به‌طور کامل و یک‌باره لغو شوند؛ زیرا شبکه‌ای از تحریم‌های گسترده و بعضاً همپوشان وجود دارد که لغو آنها فرآیندی پیچیده و زمان‌بر است.
 
مدیر پیشین خاورمیانه وزارت خارجه در ادامه اظهار کرد: سناریوی دیگری که مطرح می‌شود این است که استقرار و تقویت نیروهای نظامی در منطقه، صرفا با هدف افزایش فشار در مذاکرات نباشد، بلکه مقدمه‌ای برای توجیه یا اجرای اقدام نظامی احتمالی باشد.
 
وی تاکید کرد: در تجربه‌های گذشته، از جمله در ماجرای عراق و کویت، ماه‌ها صرف آماده‌سازی نیروها و فراهم‌کردن زمینه‌های سیاسی و رسانه‌ای شد؛ بنابراین این احتمال نیز مطرح است که صبر آمریکا با هدف آماده‌سازی برای گزینه نظامی یا حتی آماده‌سازی کشورهای منطقه برای ورود به یک درگیری صورت گیرد. همه این سناریوها در محاسبات قابل تصور است، هرچند امید آن است که سناریوی نخست، یعنی دستیابی به اهداف سیاسی از طریق فشار و مذاکره بدون ورود به جنگ گسترده، محقق شود».
 
محبعلی گفت: از منظر تاریخی نیز می‌شود یادآوری کرد که پس از اخراج عراق از کویت در سال ۱۹۹۱، این تصور وجود داشت که هدف نهایی آمریکا تغییر رژیم در عراق است؛ هدفی که سرانجام در سال ۲۰۰۳ عملی شد. از این رو، برخی این احتمال را نیز مطرح می‌کنند که سناریوی مشابهی درباره ایران در محافل تصمیم‌گیری آمریکا مورد بررسی باشد و طراحی‌هایی برای رسیدن به تصمیم نهایی در حال انجام باشد. با این حال، نحوه بازیگری و واکنش ایران در این میان می‌تواند در شکل‌گیری یا تغییر این سناریوها نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد. 
 
وی افزود: کشورهای منطقه و همچنین اروپا نیز نسبت به هرگونه بی‌ثباتی گسترده در ایران نگران‌اند، زیرا پیامدهای چنین وضعیتی می‌تواند فراتر از مرزهای ایران گسترش یابد. به‌عنوان نمونه، در صورت بروز بی‌ثباتی شدید، احتمال شکل‌گیری موج‌های بزرگ مهاجرت به کشورهای همسایه و اروپا وجود دارد؛ مشابه آنچه در جریان ناآرامی‌های سوریه رخ داد و به آوارگی میلیون‌ها نفر انجامید. افزون بر این، توانمندی‌های نظامی و منطقه‌ای ایران نیز در محاسبات طرف‌های مقابل لحاظ می‌شود، زیرا هرگونه درگیری می‌تواند به وارد آمدن خسارات جدی به برخی کشورهای منطقه و نیز اسرائیل منجر شود. با در نظر گرفتن مجموع این عوامل، بعید به نظر می‌رسد آمریکا به‌دنبال آغاز جنگی فراگیر و پرهزینه باشد؛ زیرا چنین جنگی پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی و گسترده‌ای خواهد داشت. با این حال، احتمال دنبال‌کردن یک درگیری محدود یا اعمال فشارهای کنترل‌شده همچنان قابل طرح است و نمی‌توان آن را به‌طور کامل منتفی دانست.