مجید تفرشی: ما فقط یک «روز خلیجفارس» درباره آن حرف میزنیم، رقبایمان ۳۶۵ روز سال با بودجه علیه خلیجفارس ما فعالیت میکنند
برخی دولتهای منطقه با صرف بودجههای بسیار کلان، در اندیشکدهها، دانشگاهها و مراکز پژوهشی غربی کرسیهای علمی ایجاد میکنند یا پروژههای تحقیقاتی را تأمین مالی میکنند تا روایت مورد نظر خود از تاریخ و جغرافیای سیاسی منطقه را تثبیت کنند. به گفته او، این روند باعث شده است که در بسیاری از محافل علمی و دانشگاهی، روایتهایی شکل بگیرد که لزوماً بر پایه واقعیتهای تاریخی نیست.
همایش «خلیج فارس و تنگه هرمز؛ از حماسههای دیروز و امروز تا راهبردهای فردا» روز شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴ با حضور جمعی از برجستهترین اساتید علوم سیاسی، تاریخپژوهان و دیپلماتهای پیشین در سالن اندیشگاه کتابخانه ملی برگزار شد. این نشست که با همکاری سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و خانه اندیشمندان علوم انسانی ترتیب یافته بود، به بررسی ابعاد حقوقی، تاریخی و ژئوپلیتیک خلیج فارس پرداخت.
در این نشست مجید تفرشی (سندپژوه) به عنوان دبیر علمی، غلامرضا امیرخانی (رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران)، علیاصغر قاسمی (رئیس خانه اندیشمندان علوم انسانی)، کوروش احمدی (تاریخپژوه و دیپلمات پیشین)، محمدکاظم سجادپور (استاد روابط بینالملل)، حسین علایی (فرمانده پیشین نظامی و مدرس دانشگاه)، جلالالدین دهقانی (عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی)، عباس ملکی (دیپلمات سابق وزارت امور خارجه)، مهدی آهویی (استادیار دانشگاه تهران) و محسن عبداللهی (استاد حقوق بینالملل دانشگاه شهید بهشتی) حضور داشتند.
بخش نخست گزارش این همایش در ادامه میآید:
در ابتدای این نشست، غلامرضا امیرخانی، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، ضمن خوشآمدگویی به اساتید و پژوهشگران، بر نقش کلیدی این سازمان به عنوان میراثدار هویت مکتوب ایرانیان تأکید، و تصریح کرد: «این مجموعه همواره مرجعی معتبر برای پژوهشگران داخلی و خارجی بوده است. در گذشته ممکن بود انتقادهایی درباره سختگیری در دسترسی به منابع مطرح باشد، اما در دوره اخیر تلاش کردهایم این روند تسهیل شود. هدفمان این است که پژوهشگران، حتی آنان که ایرانی نیستند، بتوانند از اسناد و منابع غنی در ساختمانهای کتابخانه ملی و مرکز اسناد ملی بهرهمند شوند.»
وی در پایان افزود: «ما در سازمان اسناد، اسناد منحصربهفرد مرتبط با خلیج فارس، جزایر و موضوعات مرتبط داریم، و انشاءالله تلاش میکنیم دسترسی به این منابع و تصاویر، گستردهتر و بهتر شود.»
پیوند ناگسستنی استقلال و آزادی؛ درسهای یک بحران چهلروزه
در ادامه، علیاصغر قاسمی، رئیس خانه اندیشمندان علوم انسانی، به تحلیل ابعاد اجتماعی و سیاسی تحولات اخیر و پیوند میان مفاهیم استقلال و آزادی در بستر هویت ملی پرداخت. وی گفت: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران ۴۰ روز به طول انجامید. همانطور که استحضار دارید، عدد «چهل» در فرهنگ ما بار معنایی و ارزشی خاصی دارد. این عدد در درجه نخست با مفاهیمی چون پختگی فکری، رشد و تکامل معنوی و اجتماعی پیوند خورده است؛ چهلسالگی نیز معمولاً نماد بلوغ و کمال فکری و اجتماعی انسان دانسته میشود. من میخواهم از این استعاره استفاده کنم و عرض کنم که اگرچه این جنگ آسیبهای بسیار سنگینی به کشور ما وارد کرد با این حال، اگر از زاویهای دیگر به موضوع نگاه کنیم، شاید بتوان گفت این جنگ در کنار همه تلخیها، از جهاتی خیرات و برکاتی نیز برای کشور ما به همراه داشت. به گمان من، یکی از این نتایج آن بود که کشور و ملت ما نوعی بلوغ را تجربه کردند؛ و حتی میتوان گفت این بلوغ تنها محدود به ایران نبود، بلکه در سطح منطقه نیز تأثیراتی از خود بر جای گذاشت.
رئیس خانه اندیشمندان علوم انسانی افزود: من فقط میخواهم به یکی از ابعاد این بلوغ اشاره کنم؛ هرچند ابعاد دیگری هم وجود دارد. آنچه میخواهم بر آن تأکید کنم این است که این جنگ به ما آموخت آرمان آزادی و استقلال از یکدیگر جداییناپذیرند و با هم تلازم دارند. اگر نگاهی تاریخی به وقایع تاریخ معاصر ایران بیندازیم، میبینیم که دستکم در ۱۵۰ تا ۲۰۰ سال گذشته، از انقلاب مشروطه تا امروز، مطالبات گوناگونی از سوی مردم پیگیری شده و هزینههای فراوانی نیز برای آنها پرداخت شده است.
او با تاکید بر اینکه یک ویژگی مهم در این مطالبات وجود داشته است، اظهار داشت: این مطالبات همافزا و در پیوند با یکدیگر بودهاند. حفظ ایران و پاسداری از تمامیت ارضی کشور یکی از اساسیترین این مطالبات بوده است؛ چراکه برای تحقق آرمانهایی که مردم دنبال میکردند، وجود ایران و حفظ یکپارچگی سرزمینی آن اصلی انکارناپذیر به شمار میآید.
قاسمی بر همین اساس توجه به آزادی و استقلال به عنوان دو آرمان اصیل تاریخی را برای دستیابی به رشد و توسعه پایدار ضروری دانست و افزود: تجربه تاریخی نشان داده است که هر زمان استقلال کشور نقض شده، بهتبع آن آزادی نیز از میان رفته یا تضعیف شده است. تجربه جهانی نیز همین واقعیت را تأیید میکند؛ مداخله بیگانگان هیچگاه دستاوردی به نام آزادی برای ما به همراه نداشته است. از به توپ بستن مجلس در دوران مشروطه گرفته تا سایر رخدادهای تاریخی، هرگاه استقلال و تمامیت ارضی کشور خدشهدار شده و استقلال از میان رفته، آزادی نیز به دنبال آن کمرنگ یا محدود شده است. مداخله خارجی حتی زمینههایی را که برای استقرار دموکراسی و توسعه سیاسی در یک کشور وجود دارد، تضعیف میکند. چنانکه امروز نیز در فضای جنگ میبینیم بسیاری از نهادهای مدنی با محدودیت مواجه میشوند و حتی برخی آزادیهای «نیمبندی»ی هم که وجود داشته ازجمله دسترسی به اینترنت، محدود میشود.
رئیس خانه اندیشمندان علوم انسانی از سوی دیگر آزادی و توسعه سیاسی را نیز برای حفظ استقلال کشور ضروری قلمداد کرد و گفت: ناگزیر باید آزادی و توسعه سیاسی را در درون کشور تقویت کنیم. در نبود آزادی و نهادهای مدنی قدرتمند، بیتردید زمینه طمعورزی بیگانگان و دشمنان فراهمتر میشود. برای نمونه، در دوره رضاشاه و همزمان با حمله متفقین، یکی از عوامل موفقیت آنان در اشغال ایران این بود که رضاشاه پشتوانه مردمی خود را از دست داده بود و درنتیجه کشور بهآسانی اشغال شد. همچنین در جنگ اخیر نیز میتوان دید که تهاجم زمانی رخ داد که مهاجمان گمان میکردند به دلیل اختلافات داخلی و اعتراضات موجود، شکاف میان دولت و ملت عمیق شده و این فاصله میتواند به تضعیف یا حتی فروپاشی نظام سیاسی بینجامد.
او با بیان اینکه فقدان توسعه سیاسی، کاهش آزادیهای مدنی و سیاسی، و بهویژه تضعیف جامعه مدنی، طمع بیگانگان را افزایش میدهد و در عین حال قدرت مقاومت نظام سیاسی در برابر فشارهای خارجی را کاهش میدهد، افزود: هرچه پیوند میان دولت و ملت مستحکمتر باشد و نهادهای مدنی به عنوان حلقه واسط و پیونددهنده میان مردم و حاکمیت عمل کنند، توان تابآوری و مقاومت کشور در برابر تهدیدها و تهاجمات خارجی نیز بیشتر خواهد بود.
قاسمی در بخش دیگری از سخنان خود این یکی دیگر از دستاوردهای جنگ اخیر را بلوغ فکری در منطقه دانست و بیان کرد: این رویداد نشان داد که کشورهای منطقه نمیتوانند با اتکا به بیگانگان، امنیت و توسعه پایدار را در سرزمین خود برقرار کنند. آن «بهشتی» که درباره برخی کشورهای عربی، ازجمله امارات و دیگران، تصور میشد، در عمل سرابی بیش نبود و بهراحتی فروپاشید. تجربه نشان داد امنیتی که بر پایه حضور و حمایت پایگاههای نظامی خارجی شکل میگیرد، بسیار شکننده و ناپایدار است.
وی گفت: توسعه پایدار و امنیت واقعی تنها از راه اتکا به مردم، تقویت نهادهای مدنی و گسترش توسعه سیاسی به دست میآید. از این منظر، این جنگ موجب نوعی آگاهی و بلوغ در سطح منطقه نیز شد؛ بلوغی که اهمیت خوداتکایی، مشارکت مردمی، و استقلال سیاسی را بیش از پیش آشکار ساخت.
قاسمی در بخش دیگری از سخنان خود پیوند عرق دینی و ملی در فرهنگ ایرانی اشاره کرد: فرهنگ ایرانی، یکی از ویژگیهای برجسته هویت ما، پیوند و همافزایی میان «ایرانی بودن» و «ملیگرایی» با «درونمایه دینی» است که در سنت اسلامی و دیگر ادیان موجود در ایران ریشه دارد. این هماهنگی میان عناصر ملی و دینی یکی از امتیازات بزرگ فرهنگی ایران به شمار میآید. در دوران جنگ هشتساله و نیز در جنگ اخیر، بهخوبی دیدیم که تلفیق عِرق ملی و میهنی با باورهای دینی و مذهبی، نیروی عظیمی در ایجاد تابآوری، مقاومت و افزایش توان دفاعی کشور به وجود آورد.
وی هشدار داد: هرگونه برتری دادن یکجانبه به یکی از این دو بُعد هویت ایرانی - یعنی ملیگرایی یا دینباوری - میتواند آسیبزا باشد. در تاریخ ایران، دین همواره در خدمت میهن بوده است؛ باورهای دینی و اعتقادات شیعی در راه دفاع از کشور نقش حمایتی و الهامبخش داشتهاند. کسانی که از میهن دفاع کردهاند، این کار را نهتنها از سر عِرق ملی، بلکه از سر ایمان و احساس مسئولیت دینی نیز انجام دادهاند.
رئیس خانه اندیشمندان علوم انسانی در پایان اظهار امیدواری کرد که این جنگ موجب نوعی بلوغ و بازنگری در رفتار و رویکرد تصمیمگیران آمریکا و اسرائیل نیز شده باشد تا دریابند که با کشوری چون ایران، با مردمی بزرگ و با پیشینهای عمیق و دیرپای فرهنگی و تمدنی، باید محترمانهتر و مسئولانهتر سخن گفت.
نقد «دیپلماسی تقویمی»؛ خلیجفارس
مجید تفرشی، دبیر علمی همایش، در آغاز سخنان خود با اشاره به سابقه ۱۵ ساله فعالیتهای منظم خود در حوزه خلیجفارس اظهار داشت: «واقعیت این است که من حدود ۱۵ سال - یا کمی کمتر - است که بهطور منظم درباره خلیجفارس جلساتی را در داخل و خارج از کشور برگزار کردهام. نخستین جلسه، اگر اشتباه نکنم، در آبان ۱۳۹۰ به مناسبت چهلمین سالگرد اعاده حاکمیت ایران بر جزایر سهگانه خلیجفارس بود و آخرین نشست نیز در آبان ۱۴۰۰، به مناسبت پنجاهمین سال این رویداد.»
وی در ادامه به چالشهای اولیه در برگزاری این نشستها پرداخت و گفت: «در ابتدا برای بسیاری دشوار بود که بپذیرند باید موضوع بازگشت جزایر سهگانه، ازجمله ابوموسی، را گرامی بداریم یا به مناسبت آن مراسمی برگزار کنیم؛ چون تصور میکردند این کار به نوعی تجلیل از تصمیمات دوره پهلوی است و به همین دلیل همکاری نمیکردند. من [به کنایه] میگفتم: اگر آن تصمیم اشتباه بوده، پس جزایر را واگذار کنیم؛ اگر هم اشتباه نبوده، باید بهطور شایسته از آن یاد شود.»
تفرشی با بیان اینکه بیش از هشت کنفرانس در مراکز معتبری همچون کتابخانه ملی و خانه اندیشمندان برگزار کرده است، علت تصمیم خود برای عدم حضور در نشستهای داخلی را اینگونه شرح داد: «من شخصاً حدود هشت کنفرانس در همین کتابخانه ملی، سازمان اسناد، خانه اندیشمندان علوم انسانی و دیگر مراکز، و نیز در خارج از کشور بهصورت حضوری یا آنلاین برگزار کردهام. اما پس از آخرین جلسه، با خود عهد کردم که دیگر در هیچ نشست داخلی درباره خلیجفارس شرکت نکنم؛ به یک دلیل ساده: ما سالهاست که یک روز را بهعنوان «روز ملی خلیجفارس» تعیین کردهایم و در همان یک روز، از صبح تا شب در اینباره صحبت میکنیم که خلیجفارس متعلق به ماست، تنگه هرمز متعلق به ماست، حاکمیت بر جزایر حق مسلم ماست، و دیگران حق ندارند و نباید نسبت به آن طمع داشته باشند؛ اما در مقابل، رقبای ما و کشورهایی که در موضوع خلیجفارس با ما اختلافنظر دارند، ۳۶۵ روز سال با بودجه، قدرت، نفوذ و برنامهریزی مستمر فعالیت میکنند و هیچ توجهی هم به این ندارند که ما فقط یک روز در اینباره سخن میگوییم.»
وی دلیل حضور خود در این جلسه را شرایط جنگی دانست و تصریح کرد: «واقعیت این است که به دلیل شرایط جنگی، من عهد خودم را شکستم و در این جلسه حضور پیدا کردم. در غیر این صورت، معتقدم چنین نشستهایی بیشتر باید در خارج از ایران، بهویژه در مناطق پیرامونی و در عرصه بینالمللی برگزار شود. البته این به آن معنا نیست که در داخل ایران نباید به موضوع خلیجفارس و تنگه هرمز توجه کرد؛ برعکس، پرداختن به این موضوعات در داخل کشور - بهویژه برای آگاهی نسل جدید - کاملاً ضروری است. با این حال، بخش عمده توجه و تمرکز باید در خارج از کشور باشد؛ حوزهای که متأسفانه تا حد زیادی از آن غافل ماندهایم.»
تفرشی با نقد بیتوجهی به دیپلماسی عمومی، به یک نمونه اخیر از تحریف رسانهای اشاره کرد: «سالهاست که در موضوع «خلیجفارس» تنظیماتی روی جستوجوگر گوگل خود انجام دادهام - کاری که چندان سخت نیست - به این صورت که هر ۲۴ ساعت هر بار نام جعلیای بهجای «خلیجفارس» در اینترنت مطرح شود، گوگل برایم ایمیلی ارسال میکند. به مرور عادت کردهام که رسانههای اروپایی، عربی، آمریکایی و حتی آفریقایی از این نام جعلی استفاده کنند. حتی دیگر تعجب نمیکنم وقتی میبینم کشورها و دولتهایی که خود را متحد ایران میدانند نیز همین خطا را تکرار میکنند؛ کشورهایی مثل یمن، سوریه، لبنان و عراق که بارها از این تعبیر نادرست استفاده کردهاند. اما دیشب اتفاقی افتاد که واقعاً تأثربرانگیز و در نوع خود بینظیر بود. خبرگزاری ثَنا نیوز ایجنسی (رسانه رسمی دولت حوثیهای یمن، متحد ایران) حدود ساعت یک بامداد خبری منتشر کرد که در آن با نقلقول مستقیم از رئیس قوه قضاییه ایران، آقای محسن اژهای، نوشته بود: «خلیج عربی متعلق به ایران است و…» این اولین بار بود که میدیدم یک رسانه نقلقول مستقیم را جعل و تحریف کند. حتی رسانههای اماراتی هم در این زمینه تا این اندازه پیش نرفتهاند؛ آنها اگر بخواهند تغییری دهند، حداقل آن را داخل کروشه قرار میدهند. من معتقدم این موضوع نشاندهنده کوتاهی دولت در حوزه اطلاعرسانی و دفاع رسانهای است، هرچند همه مسئولیت متوجه دولت نیست. نخبگان، رسانهها و افکار عمومی نیز سهم و مسئولیتی جدی دارند.»
وی بر لزوم واقعبینی و درک درست از جایگاه خلیجفارس در معادلات ملی و منطقهای تأکید کرد و گفت که این موضوع باید به یکی از نقاط اصلی اجماع و همبستگی ملی در ایران تبدیل شود. به گفته او، خلیجفارس ظرفیتی است که میتواند فارغ از گرایشهای سیاسی و اختلافنظرهای داخلی، به عنوان محور وحدت ملی مورد توجه قرار گیرد؛ ظرفیتی که تاکنون از آن به اندازه کافی استفاده نشده است.
تفرشی با اشاره به تجربه شخصی خود از سفر به جزیره ابوموسی گفت که مشاهده حضور و فداکاری سربازان ایرانی در این جزیره برای او بسیار تأثیرگذار بوده است و یادآور شد که حاکمیت ایران بر این مناطق تنها یک موضوع تاریخی یا حقوقی نیست، بلکه با ایثار و حضور نیروهایی گره خورده که برای حفظ این سرزمین ایستادهاند.
او در ادامه به ضعفهای جدی در حوزه دیپلماسی عمومی و بینالمللی ایران پرداخت و توضیح داد که این ضعف را میتوان در چند لایه مشاهده کرد. به گفته او، نخستین لایه به سیاستورزان و تصمیمگیران بینالمللی مربوط میشود؛ لایه دوم به میزان تأثیرگذاری بر این سیاستورزان؛ لایه سوم به حضور در رسانهها و فضای اطلاعرسانی جهانی؛ و لایه چهارم به افکار عمومی بینالمللی. تفرشی تأکید کرد که در هر چهار سطح، ایران با کمبود جدی فعالیت مؤثر مواجه است و همین خلأ باعث شده است که روایتهای مغرضانه یا تحریفشده از سوی رقبای منطقهای بهراحتی گسترش پیدا کند.
وی همچنین به مسئله «خرید نفوذ علمی» اشاره کرد و گفت که برخی دولتهای منطقه با صرف بودجههای بسیار کلان، در اندیشکدهها، دانشگاهها و مراکز پژوهشی غربی کرسیهای علمی ایجاد میکنند یا پروژههای تحقیقاتی را تأمین مالی میکنند تا روایت مورد نظر خود از تاریخ و جغرافیای سیاسی منطقه را تثبیت کنند. به گفته او، این روند باعث شده است که در بسیاری از محافل علمی و دانشگاهی، روایتهایی شکل بگیرد که لزوماً بر پایه واقعیتهای تاریخی نیست، بلکه نتیجه سرمایهگذاریهای هدفمند سیاسی است.
در همین زمینه، او تأکید کرد که در مقابل چنین هزینههای هنگفتی، گاهی یک اثر علمی معتبر میتواند تأثیری بسیار گسترده داشته باشد. به عنوان نمونه، وی به آثار پژوهشی منتشرشده درباره خلیجفارس از سوی پژوهشگرانی مانند کوروش احمدی اشاره کرد و گفت که این نوع آثار علمی، با وجود هزینههای بسیار کمتر، میتوانند در مجامع علمی و دانشگاهی جهان مرجعیت پیدا کنند و نقش مهمی در تثبیت روایت تاریخی دقیق ایفا کنند.
تفرشی در پایان سخنان خود تأکید کرد که برای حفظ و تقویت جایگاه ایران در خلیجفارس، صرف اتکا به قدرت نظامی کافی نیست. به گفته او، سیادت و نقشآفرینی پایدار در منطقه زمانی تحقق مییابد که قدرت نظامی با قدرت اقتصادی، ظرفیتهای انسانی، منابع انرژی و حضور فعال در عرصههای علمی و رسانهای بینالمللی همراه شود. تنها در چنین شرایطی است که ایران میتواند از منافع و حقوق تاریخی خود در خلیجفارس بهطور مؤثر دفاع کند.
بخشهای دیگر سخنرانیهای این همایش شامل مباحث حقوق بینالملل و راهبردهای آینده، در گزارشهای آتی منتشر خواهد شد.
