واکنش زیدآبادی به سخنان سیداحمد خاتمی در اجلاس اخیر مجلس
احمد زیدآبادی نوشت: سیداحمد خاتمی چرا در آن شرایط بغرنج و ناامن و اضطرار که خطر اصابت بمب و موشک به محل اجلاس، مورد تأکید هیئترئیسهٔ جلسه بوده، پای سیدمحمد خاتمی را بیجهت وسط کشیده است؟
احمد زیدآبادی، تحلیلگر سیاسی، در یادداشتی تحت عنوان «اختلاف یک حرف و این همه معنا!» در کانال تلگرامی خود نوشت: «شیخ محسن حیدری آلکثیر نمایندهٔ مجلس خبرگان، سخنانی به نقل از سیداحمد خاتمی در جریان اجلاس اخیر این مجلس در بارهٔ سید محمد خاتمی مطرح کرده است که برای فهم ذهنیت این قبیل افراد، بسیار سودمند است!
قاعدتاً سیداحمد خاتمی آن سخنان را برای رفع اتهام از خود در موضوع جانشینی و یا به قصد ابراز ندامت از موضع قبلی خود بیان کرده است چرا که شایعات گستردهای در بارهٔ موضع خاص او در این باره در محافل سیاسی و مذهبی مطرح شده بود!
با این حال، او چرا در آن شرایط بغرنج و ناامن و اضطرار که خطر اصابت بمب و موشک به محل اجلاس، مورد تأکید هیئترئیسهٔ جلسه بوده، پای سیدمحمد خاتمی را بیجهت وسط کشیده است؟
این موضوع یا از کینه و عدوات او از اصلاح و اصلاحات نشأت میگیرد و یا پای نقار شخصیاش با سیدمحمد خاتمی در میان است!
اما اخلاق سیدمحمد خاتمی که معمولاً جایی برای نقار شخصی باقی نمیگذارد، بنابراین یا نفرتش از اصلاحات انگیزهٔ بیان آن حرفهاست و یا پای نقاری یکطرفه از سوی سیداحمد خاتمی در میان است!
از بخت بد، هیچ دو شخصیت متفاوت و تقریباً متضادی مثل این دو، در فضای عمومی کشور پیدا نمیشود که مجموعهٔ اسم و فامیلشان تنها در یک حرف اختلاف داشته باشد. به نظرم همین اشتراک ظاهری و لفظی، احتمالاً کار دست سیداحمد خاتمی داده است، زیرا قاعدتاً در محافل ضداصلاحات او خود را مجبور میدیده است که از سیدمحمد اظهار برائت کند تا مبادا شائبهٔ خویشی و یا همراهی با اصلاحات موقعیتش را به خطر اندازد. احتمالاً تکرار این کار، او را خسته و چه بسا نزد برخی افراد شرمسار کرده و به همین دلیل، کینهٔ سیدمحمد را به دل گرفته است!
شاید در کوچه و خیابان هم مردم عادی به تصور آنکه نسبتی با سیدمحمد دارد، به او نزدیک شده و در این باره او را به پرسش گرفتهاند و لابد بعد از روشن شدن قضیه، لحن گرم خود در برابر او را کاملاً سرد کردهاند! به نظرم هر فرد دیگری هم جای او بود با خود فکر میکرد؛ چرا باید شخصی که دو دهه از ریاستجمهوری او میگذرد هنوز این همه خواهان داشته باشد و بعد کسی مثل خودش....!»
